دوشنبه , 7 سپتامبر 2026
نجوم حرام است یا تنجیم حرام است ؟

نجوم حرام است یا تنجیم حرام است ؟

گاهی گفته می‌شود: «اسلام با علم نجوم مخالف است و یادگیری نجوم حرام است.» این عبارت، اگر بدون توضیح گفته شود، می‌تواند کاملاً گمراه‌کننده باشد؛ زیرا در متون اسلامی، به‌خصوص در منابع شیعه، میان شناخت آسمان و اجرام آسمانی و چیزی که در ادبیات سنتی «تنجیم» یا «احکام نجوم» نامیده می‌شود، تفاوت‌هایی وجود دارد.

از یک طرف، قرآن کریم انسان را به مشاهده آسمان، خورشید، ماه و ستارگان توجه می‌دهد و حتی صریحاً می‌گوید خداوند ستارگان را وسیله‌ای برای یافتن راه در تاریکی‌های خشکی و دریا قرار داده است.

از طرف دیگر، در روایات شیعه و سخنان عالمان امامیه، نسبت دادن حوادث زندگی انسان، سرنوشت، مرگ، سعادت و شقاوت به حرکات ستارگان و مراجعه به منجمان برای پیشگویی آینده به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. در برخی صورت‌ها، این باور حتی می‌تواند از نظر اعتقادی به شرک یا انکار حاکمیت خداوند منتهی شود.

بنابراین سؤال اصلی این نیست که:

«آیا اسلام علم ستاره‌شناسی را حرام کرده است؟»

بلکه باید پرسید:

«اسلام دقیقاً کدام نوع از دانش مربوط به ستارگان را نهی کرده است؟»

۱. ابتدا باید دو اصطلاح را از یکدیگر جدا کنیم

الف) Astronomy؛ اخترشناسی یا علم هیئت

Astronomy دانشی است که درباره جهان مادی و اجرام آسمانی مطالعه می‌کند؛ مانند:

  • خورشید
  • ماه
  • سیارات
  • ستارگان
  • کهکشان‌ها
  • حرکت اجرام آسمانی
  • کسوف و خسوف
  • فاصله و اندازه اجرام
  • ساختار و تحول کیهانی
  • محاسبات تقویمی
  • جهت‌یابی با ستارگان

در جهان اسلام این حوزه را در دوره‌های مختلف با عنوان‌هایی مانند علم هیئت، علم افلاک، علم نجوم و نجوم تعلیمی نیز می‌شناختند.

بنابراین نباید هر جا در یک متن قدیمی عبارت «علم النجوم» دیده شد، فوراً آن را معادل Astrology امروزی دانست.

۲. تنجیم یا Astrology چیست؟

تنجیم سنتی چیزی فراتر از مشاهده آسمان بود.

در «احکام نجوم» اعتقاد بر این بود که موقعیت و حرکت اجرام آسمانی می‌تواند برای شناخت یا پیش‌بینی حوادث زمینی استفاده شود؛ مثلاً:

  • زمان مناسب ازدواج
  • زمان مناسب سفر
  • سعادت یا نحوست یک روز
  • آینده یک فرد
  • پیروزی یا شکست
  • بیماری
  • مرگ
  • حوادث سیاسی
  • سرنوشت انسان

در نتیجه، تنجیم تاریخی با اخترشناسی مدرن یکی نیست.

این تفاوت برای فهم روایات شیعه بسیار مهم است.

۳. قرآن نه‌تنها نگاه کردن به آسمان را منع نکرده، بلکه آن را به‌عنوان نشانه‌ای الهی مطرح می‌کند

یکی از روشن‌ترین آیات در این زمینه، آیه ۹۷ سوره انعام است:

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ

یعنی خداوند کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها در تاریکی‌های خشکی و دریا راه یابید.

این آیه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا قرآن یکی از کارکردهای ستارگان را هدایت و جهت‌یابی معرفی می‌کند.

همچنین در آیه ۱۶ سوره نحل آمده است:

وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ

«و نشانه‌هایی [قرار داد] و به وسیله ستارگان راه می‌یابند.»

پس اصل شناخت ستارگان و استفاده از آنها برای شناخت مسیر، زمان و جهت، نه‌تنها حرام معرفی نشده، بلکه در خود قرآن به آن اشاره شده است.

۴. قرآن خورشید و ماه را نیز وسیله محاسبه معرفی می‌کند

آیه ۹۶ سوره انعام می‌گوید:

وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا

یعنی خداوند خورشید و ماه را برای «حساب» قرار داده است.

در منابع تفسیری شیعه نیز این آیه در ارتباط با محاسبه زمان و سال‌های خورشیدی و قمری مورد توجه قرار گرفته است.

این نکته اهمیت زیادی دارد.

زیرا اگر شناخت حرکت خورشید و ماه ذاتاً حرام بود، استفاده از آنها برای محاسبه زمان و تقویم نمی‌توانست چنین جایگاهی داشته باشد.

۵. بنابراین ادعای «اسلام با Astronomy مخالف است» دقیق نیست

با بررسی آیات قرآن، نمی‌توان گفت اسلام اصل مطالعه آسمان را ممنوع کرده است.

برعکس، قرآن بارها آسمان و اجرام آسمانی را موضوع تفکر قرار می‌دهد.

برای نمونه:

  • آفرینش آسمان‌ها و زمین
  • گردش شب و روز
  • خورشید و ماه
  • ستارگان
  • نظم جهان

در قرآن به‌عنوان نشانه‌های الهی مطرح شده‌اند.

در منابع شیعه نیز آثار مربوط به کیهان و نجوم بسیار گسترده است.

برای مثال، علامه مجلسی در بحارالأنوار، جلد ۵۵ بخش بسیار بزرگی را به آسمان‌ها، ستارگان، خورشید، ماه، منازل قمر، کسوف و خسوف و سپس بحث «علم النجوم و العمل به و حال المنجمین» اختصاص داده است.

این ساختار خود نشان می‌دهد که در سنت علمی شیعه، «مطالعه آسمان» و «بررسی احکام منجمان» یک موضوع واحد تلقی نشده است.

۶. پس علت نهی از تنجیم چیست؟

مهم‌ترین علت، نسبت دادن اثر مستقل به ستارگان است.

در نگاه توحیدی شیعه، هیچ مخلوقی مستقلاً مالک سرنوشت انسان نیست.

اگر کسی معتقد شود:

«زحل باعث فلان حادثه می‌شود.»

یا:

«مریخ مستقلاً باعث جنگ می‌شود.»

یا:

«فلان وضعیت ستارگان حتماً موجب مرگ یا ازدواج یا شکست شخص خواهد شد.»

در اینجا مشکل فقط «پیش‌بینی اشتباه» نیست؛ بلکه مسئله‌ای اعتقادی ایجاد می‌شود.

علامه مجلسی در بحث مفصل خود درباره تنجیم تصریح می‌کند که اعتقاد به استقلال ستارگان در تأثیرگذاری، از نظر توحیدی بسیار خطرناک است و در صورتی که ستارگان به‌عنوان عوامل مستقل و صاحب اراده در عالم تصور شوند، با مبانی توحیدی ناسازگار است. در همان بحث، میان تأثیرات طبیعی و نسبت دادن حوادث اختیاری و سرنوشت انسان به ستارگان تفکیک می‌کند.

۷. آیا هر نوع تأثیر اجرام آسمانی انکار شده است؟

خیر.

این نکته بسیار مهم است.

مثلاً امروزه می‌دانیم:

  • خورشید نور و گرما دارد.
  • ماه بر پدیده‌های طبیعی مانند جزر و مد اثر گرانشی دارد.
  • حرکت زمین و ماه در تعیین شب و روز و ماه و سال نقش دارد.
  • موقعیت اجرام آسمانی برای محاسبات نجومی قابل استفاده است.

اینها «تنجیم» به معنای مورد انتقاد روایات نیستند.

حتی در بحث علامه مجلسی نیز تصریح شده که اصل تأثیرات طبیعی مانند گرما و روشنایی خورشید را نمی‌توان انکار کرد؛ بحث اصلی درباره نوع دیگری از تأثیرگذاری است که به احکام نجوم و نسبت دادن حوادث زمینی به اجرام آسمانی مربوط می‌شود.

۸. روایت مهم امام صادق(ع) درباره منجم

در منابع شیعه روایتی وجود دارد که در آن از امام صادق(ع) نقل شده است:

«المنجم والكاهن والساحر … ملعون»

یعنی منجم، کاهن و ساحر مورد لعن قرار گرفته‌اند.

این روایت در مجموعه مباحث مربوط به علم نجوم در بحارالأنوار، جلد ۵۵، باب علم النجوم و عمل به آن و احوال منجمان نقل شده است.

اما نکته بسیار مهم این است که باید بفهمیم «منجم» در این روایات به چه کسی گفته می‌شود.

منجم در ادبیات آن دوره معمولاً کسی نبود که صرفاً ستاره‌شناس باشد.

بلکه مقصود، کسی بود که با استفاده از احکام نجوم، درباره حوادث آینده و سرنوشت انسان داوری می‌کرد.

بنابراین ترجمه کردن «منجم» به معنای «astronomer» امروزی می‌تواند موجب اشتباه شود.

۹. ماجرای امیرالمؤمنین(ع) و منجم

یکی از مشهورترین مباحث شیعه درباره تنجیم، مربوط به امیرالمؤمنین علی(ع) است.

در منابع روایی، ماجرایی نقل شده که هنگام حرکت امام علی(ع) برای جنگ، شخصی که در علم نجوم مهارت داشت، درباره زمان حرکت اظهار نظر کرد و تلاش کرد نتیجه جنگ را از وضعیت ستارگان استخراج کند.

امیرالمؤمنین(ع) این نگاه را رد کرد.

این روایت در مباحث مربوط به علم نجوم در بحارالأنوار جلد ۵۵ مورد بحث قرار گرفته است؛ این جلد حتی بخشی مستقل را به سخنان امیرالمؤمنین(ع) درباره منجم اختصاص داده است.

منطق اساسی این برخورد چنین است:

اگر انسان تصور کند که:

«ستارگان آینده را به صورت قطعی تعیین کرده‌اند»

در واقع اراده الهی، اختیار انسان و نظام علّی جهان را به شکل نادرستی تفسیر کرده است.

۱۰. یک نکته بسیار مهم: «علم نجوم» در روایات همیشه یک معنای ثابت ندارد

این موضوع یکی از پیچیده‌ترین قسمت‌های بحث است.

در بعضی روایات، از «نجوم» به‌گونه‌ای سخن گفته شده که گویی دانشی واقعی وجود دارد.

برای نمونه، در الکافی از امام صادق(ع) درباره نجوم نقل شده:

«ما يعلمها إلا أهل بيت من العرب وأهل بيت من الهند»

یعنی این دانش را جز خاندان‌هایی از عرب و هند نمی‌شناسند. این روایت در روضة الکافی نقل شده است.

پس نمی‌توان به‌سادگی گفت:

«تمام روایات شیعه می‌گویند هیچ دانشی درباره نجوم وجود ندارد.»

چنین ادعایی با مجموعه روایات سازگار نیست.

۱۱. حتی در منابع شیعه، برای «علم نجوم» بحث‌های مفصل علمی وجود دارد

بحارالأنوار جلد ۵۵ فقط احادیث نهی از تنجیم را جمع نکرده است.

این کتاب در همان جلد فصل‌هایی درباره:

  • آسمان‌ها
  • ستارگان
  • تعداد و صفات ستارگان
  • افلاک
  • منازل ماه
  • خورشید
  • ماه
  • کسوف
  • خسوف
  • طول و عرض خورشید و ماه
  • علم نجوم
  • منجمان
  • تاریخ‌گذاری
  • اقتران کواکب

دارد.

حتی فصل مستقلی درباره «منافع النجوم» یعنی فواید ستارگان وجود دارد.

بنابراین تصور اینکه سنت شیعه اساساً با مطالعه نجوم مخالف بوده، تصویر دقیقی نیست.

۱۲. آیا منجمان همیشه در منابع شیعه محکوم به دروغگویی مطلق هستند؟

موضوع پیچیده‌تر از این است.

علامه مجلسی در بحث خود از سخنان عالمان شیعه درباره منجمان نقل می‌کند که بخش مهمی از پیش‌بینی‌های آنان بر اساس حدس و تخمین است و حتی اگر گاهی پیش‌بینی آنها درست از آب دربیاید، این الزاماً به معنای وجود یک علم قطعی نیست.

در یک جمع‌بندی فقهی شیعی نیز آمده است که پیش‌بینی‌های منجمان معمولاً بر دانشی ناقص و همراه با حدس است و به همین دلیل نباید آن را علم قطعی تلقی کرد.

پس یکی از مشکلات «احکام نجوم» این است که:

ادعای قطعیت درباره چیزی می‌کند که روش آن توان اثبات چنین قطعیتی را ندارد.

۱۳. تفاوت «پیش‌بینی علمی» و «پیش‌گویی نجومی»

این تفاوت بسیار مهم است.

فرض کنیم یک ستاره‌شناس می‌گوید:

«بر اساس قوانین فیزیک، این دنباله‌دار در فلان تاریخ از نزدیکی زمین عبور خواهد کرد.»

این یک پیش‌بینی علمی است.

اما اگر شخصی بگوید:

«چون مریخ در فلان برج قرار گرفته، امسال فلان شخص حتماً شکست خواهد خورد.»

این از جنس دیگری است.

اولی بر اساس:

مشاهده مدل محاسبه آزمون

است.

دومی بر اساس:

موقعیت اجرام نسبت دادن معنای خاص پیش‌بینی سرنوشت

است.

در نتیجه، نمی‌توان این دو را صرفاً به دلیل اینکه هر دو درباره «ستارگان» صحبت می‌کنند، یکسان دانست.

۱۴. آیا شیعه معتقد است نجوم کاملاً بی‌فایده است؟

باز هم پاسخ مطلقاً «بله» نیست.

در منابع شیعه برای ستارگان فواید مختلفی ذکر شده است.

مهم‌ترین آنها:

۱. جهت‌یابی

قرآن به‌صراحت به هدایت در خشکی و دریا با ستارگان اشاره کرده است.

۲. شناخت زمان

حرکت خورشید و ماه در تعیین زمان و تقویم نقش داشته است.

۳. شناخت نظم آفرینش

در متون شیعی، آسمان و ستارگان به‌عنوان نشانه‌های قدرت و حکمت خداوند مطرح شده‌اند.

۴. محاسبات نجومی

محاسبه هلال، ماه‌های قمری، کسوف، خسوف، اوقات و جهت قبله از حوزه‌هایی هستند که شناخت آسمان در آنها کاربرد دارد.

۱۵. حتی در منابع شیعه، «نگاه کردن به آسمان» می‌تواند مقدمه خداشناسی باشد

در سخنان منسوب به امام صادق(ع) درباره آفرینش جهان، نظم حرکات اجرام آسمانی به‌عنوان نشانه‌ای از تدبیر الهی مورد توجه قرار گرفته است.

در یکی از متون مربوط به سخنان امام صادق(ع)، درباره نظم حرکت ستارگان و سیارات بحث می‌شود و این نظم به‌عنوان دلیلی بر وجود تدبیرکننده و خالق عالم مطرح می‌شود.

بنابراین در نگاه توحیدی شیعه، مطالعه جهان می‌تواند انسان را به شناخت خدا برساند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که انسان:

نشانه خدا را جایگزین خدا کند.

۱۶. چرا اسلام با «احکام نجوم» مشکل دارد؟

می‌توان دلایل اصلی را در چند محور خلاصه کرد.

دلیل اول: مسئله توحید

اگر ستارگان را مستقل از خداوند مؤثر بدانیم، مشکل عقیدتی ایجاد می‌شود.

دلیل دوم: ادعای علم غیب

انسان نمی‌تواند صرفاً از روی وضعیت ستارگان ادعا کند که به صورت قطعی از آینده خبر دارد.

در منابع شیعه، علم غیب در اصل متعلق به خداوند است و آنچه پیامبران و امامان از غیب می‌دانند نیز به اذن و تعلیم الهی است.

بنابراین منجم نمی‌تواند صرفاً با مشاهده آسمان ادعا کند که به صورت مستقل به غیب دست یافته است.

دلیل سوم: تضعیف توکل

اگر شخصی برای هر تصمیم زندگی خود منتظر وضعیت ستارگان باشد، به تدریج اعتماد او از خداوند و عقل و اسباب واقعی به سمت «طالع» و «فال» منتقل می‌شود.

دلیل چهارم: ایجاد جبرگرایی

اگر کسی بگوید:

«چون هنگام تولد من فلان سیاره در فلان موقعیت بوده، پس سرنوشت من از قبل تعیین شده است.»

در این صورت نقش اختیار انسان بسیار ضعیف یا بی‌معنا می‌شود.

این با مسئولیت اخلاقی انسان سازگار نیست.

۱۷. آیا حتی دانستن Astrology حرام است؟

اینجا باید میان دانستن یک موضوع و عمل کردن بر اساس آن تفاوت گذاشت.

در فقه شیعه، حکم مسائل مربوط به تنجیم یکدست و ساده نیست.

در منابع فقهی شیعه، بحث مستقلی با عنوان‌هایی مانند:

  • حرمت تنجیم
  • اعتقاد به ارتباط حرکات فلکی با حوادث
  • نقل اخبار نجومی
  • یادگیری علم نجوم

وجود دارد. برای نمونه، در منهاج الفقاهة از سید محمدصادق روحانی، این مباحث به صورت جداگانه مطرح شده‌اند.

بنابراین نباید این جمله را به صورت مطلق گفت:

«هرکس حتی یک کتاب Astrology را بخواند مرتکب حرام شده است.»

بلکه باید دید:

  • چه دانشی است؟
  • چه اعتقادی پشت آن وجود دارد؟
  • آیا شخص آن را حقیقت قطعی می‌داند؟
  • آیا برای دیگران پیشگویی می‌کند؟
  • آیا برای آن پول می‌گیرد؟
  • آیا معتقد است ستارگان مستقل از خداوند اثر می‌کنند؟
  • آیا صرفاً مطالعه تاریخی انجام می‌دهد؟

حکم فقهی می‌تواند با تغییر این موضوعات متفاوت شود.

۱۸. یک نکته جالب: روایات شیعه درباره نجوم کاملاً یک‌دست نیستند

این نکته نباید پنهان شود.

در منابع شیعه از یک طرف:

  • روایات مذمت منجم وجود دارد.
  • از طرف دیگر روایاتی درباره وجود نوعی علم نجوم وجود دارد.
  • درباره دانش امامان نسبت به امور نجومی مطالبی آمده است.
  • حتی در برخی متون، اشخاصی از میان شیعیان به دانش نجوم شناخته شده‌اند.

بحارالأنوار در همین زمینه فصلی با عنوان «أسماء جماعة من الشيعة الذين كانوا عارفين بالنجوم» دارد؛ یعنی نام گروهی از شیعیانی که با نجوم آشنا بودند را مطرح می‌کند.

این موضوع نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان با یک جمله ساده «نجوم حرام است» تمام کرد.

۱۹. آیا امامان شیعه با خود علم نجوم مخالف بودند؟

اگر منظور از علم نجوم، شناخت واقعی آسمان، حرکات اجرام، زمان، جهت‌یابی و پدیده‌های نجومی باشد، پاسخ منفی است.

اما اگر منظور از نجوم، احکام نجومی و ادعای تعیین قطعی سرنوشت انسان توسط ستارگان باشد، روایات و مباحث کلامی و فقهی شیعه با آن برخورد بسیار منفی دارند.

این دو را نباید با هم مخلوط کرد.

۲۰. حتی «تأثیر» با «استقلال» تفاوت دارد

یکی از ظریف‌ترین نکات بحث همین است.

فرض کنیم ماه در جزر و مد اثر می‌گذارد.

هیچ مشکلی در این نیست که بگوییم:

«ماه یکی از علل طبیعی جزر و مد است.»

اما این با این گزاره متفاوت است:

«ماه مستقلاً و بدون اراده و قدرت خداوند سرنوشت انسان را تعیین می‌کند.»

اولی بحث علیت طبیعی است.

دومی مسئله‌ای اعتقادی است.

علامه مجلسی نیز در بحث خود میان آثار طبیعی اجرام، مانند نور و حرارت خورشید، و ادعای تأثیر آنها بر حوادث انسانی و اختیاری تفکیک می‌کند.

۲۱. آیا اگر یک پیش‌بینی نجومی درست از آب درآمد، پس تنجیم درست است؟

خیر.

این استدلال منطقی نیست.

فرض کنید یک منجم درباره یک اتفاق پیش‌بینی کند و آن اتفاق رخ دهد.

از این مسئله به تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که:

«ستارگان علت آن حادثه بوده‌اند.»

ممکن است:

  • تصادف باشد.
  • پیش‌بینی بر اساس اطلاعات دیگری بوده باشد.
  • پیش‌بینی بسیار کلی بوده باشد.
  • احتمال وقوع حادثه از ابتدا زیاد بوده باشد.
  • موارد اشتباه فراموش شده باشند.

علامه مجلسی نیز در نقل و بررسی دیدگاه‌ها درباره منجمان بر همین مسئله تأکید دارد که مطابقت برخی پیش‌بینی‌ها با حوادث لزوماً علم قطعی ایجاد نمی‌کند.

۲۲. مشکل «طالع‌بینی روزانه» از نگاه اسلامی

طالع‌بینی رایج در شبکه‌های اجتماعی و مجلات معمولاً می‌گوید:

«امروز برای متولدین فلان ماه اتفاقی رخ می‌دهد.»

یا:

«متولدین فلان برج در این هفته پول زیادی به دست می‌آورند.»

از منظر اسلامی، چنین مطالبی دست‌کم از نظر مبنای معرفتی بسیار مشکل‌دارند؛ زیرا ادعاهای بسیار گسترده‌ای درباره آینده افراد مطرح می‌کنند، بدون اینکه دلیل معتبر و قابل اثباتی برای این رابطه ارائه شود.

در یک پاسخ پژوهشی درباره دیدگاه شیعه نسبت به Astrology نیز تأکید شده که بسیاری از عالمان شیعه معاصر برای ستون‌های رایج horoscope مبنای قابل اعتمادی نمی‌بینند، و اعتقاد به استقلال ستارگان در تعیین سرنوشت را به‌شدت رد می‌کنند.

۲۳. اما آیا شیعه می‌گوید «هیچ رابطه‌ای میان عالم بالا و عالم پایین وجود ندارد»؟

نه.

این نیز یک برداشت افراطی است.

در جهان‌بینی اسلامی، عالم طبیعت دارای نظام علّی است.

خورشید، ماه، باران، باد، زمین و دیگر موجودات می‌توانند در عالم طبیعت آثار داشته باشند.

اما همه اینها در نهایت در نظام آفرینش خداوند قرار دارند.

بنابراین:

وجود علت طبیعی استقلال از خداوند

و

شناخت علت طبیعی تنجیم

۲۴. یک شاهد مهم دیگر: بحارالأنوار درباره نجوم فقط روایات تحریم ندارد

ساختار جلد ۵۵ بحارالأنوار بسیار آموزنده است.

در این جلد:

  • یک بخش درباره آسمان و ستارگان وجود دارد.
  • بخش دیگری درباره خورشید و ماه وجود دارد.
  • بخشی درباره منازل قمر است.
  • بخشی درباره کسوف و خسوف است.
  • سپس بخش مستقلی درباره «علم النجوم والعمل به وحال المنجمين» آمده است.
  • پس از آن، بحث‌هایی درباره اصل نجوم، حضرت ابراهیم(ع)، نگاه کردن به ستارگان و دانشمندان نجومی مطرح می‌شود.
  • حتی از افرادی از میان شیعیان که در نجوم مهارت داشتند نام برده می‌شود.

این ساختار به‌خوبی نشان می‌دهد که «علم نجوم» و «احکام نجوم» دو موضوع کاملاً قابل تفکیک هستند.

۲۵. پس عبارت «یادگیری نجوم در اسلام حرام است» چرا رایج شده؟

چند عامل در شکل‌گیری این تصور نقش داشته است.

عامل اول: ترجمه اشتباه

در زبان انگلیسی:

Astronomy = اخترشناسی

و

Astrology = طالع‌بینی/تنجیم

اما در ترجمه متون قدیمی عربی، «علم النجوم» گاهی بدون توجه به زمینه به «astrology» ترجمه شده است.

عامل دوم: معنای تاریخی واژه نجوم

در گذشته رشته‌های مربوط به ستارگان امروزی به شکل فعلی از هم تفکیک نشده بودند.

یک عالم ممکن بود هم:

  • محاسبات نجومی انجام دهد،
  • تقویم محاسبه کند،
  • حرکت اجرام را بررسی کند،
  • و درباره احکام نجومی نیز بحث کند.

بنابراین باید متن را در زمینه تاریخی خودش خواند.

عامل سوم: استفاده از کلمه «نجوم» برای «منجم»

در بسیاری از روایات، انتقاد اصلی متوجه منجم است، نه کسی که صرفاً آسمان را مطالعه می‌کند.

۲۶. آیا اسلام انسان را به مطالعه آسمان تشویق می‌کند؟

اگر منظور از «تشویق» این باشد که قرآن انسان را به تفکر در آفرینش، مشاهده آسمان و استفاده از پدیده‌های طبیعی دعوت می‌کند، پاسخ مثبت است.

قرآن آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف شب و روز را از نشانه‌های خداوند معرفی می‌کند و در آیه ۶:۹۷ نیز ستارگان را وسیله هدایت در تاریکی‌های خشکی و دریا معرفی می‌کند.

بنابراین یک مسلمان می‌تواند:

  • فیزیک نجومی بخواند،
  • اخترفیزیک بخواند،
  • درباره ستارگان تحقیق کند،
  • درباره کهکشان‌ها مطالعه کند،
  • کسوف و خسوف را محاسبه کند،
  • مدار سیارات را بررسی کند،
  • کیهان‌شناسی مطالعه کند،
  • با تلسکوپ آسمان را رصد کند.

هیچ‌کدام به خودی خود «تنجیم» محسوب نمی‌شوند.

۲۷. پس مرز اصلی کجاست؟

می‌توان مرز را به شکل ساده این‌گونه نشان داد:

موضوعحکم کلی در این بحث
مطالعه ستارگانممنوع نیست
مطالعه سیاراتممنوع نیست
اخترفیزیکممنوع نیست
محاسبه کسوف و خسوفممنوع نیست
محاسبه تقویمممنوع نیست
جهت‌یابی با ستارگاندر قرآن به آن اشاره شده
مطالعه آسمان برای خداشناسیکاملاً قابل قبول
مطالعه تاریخی Astrologyذاتاً مساوی با عمل به آن نیست
طالع‌بینی برای سرگرمیمحل اشکال و فاقد مبنای معتبر دینی
پیشگویی آینده بر اساس ستارگانمورد نهی جدی
اعتقاد به استقلال ستارگاناز نظر توحیدی بسیار خطرناک
اعتقاد به اینکه ستارگان مستقل از خدا سرنوشت را تعیین می‌کنندبا توحید ناسازگار

۲۸. آیا Astronomy را می‌توان حتی «علم اسلامی» دانست؟

اینجا باید کمی دقیق باشیم.

بهتر است نگوییم:

«Astronomy یک علم اسلامی است.»

زیرا Astronomy به معنای امروزی یک علم تجربی جهانی است و مسلمان و غیرمسلمان هر دو می‌توانند در آن فعالیت کنند.

اما می‌توان گفت:

اسلام با مطالعه علمی جهان آسمان مخالفتی ندارد و در منابع اسلامی، آسمان و اجرام آسمانی به‌عنوان نشانه‌های الهی و دارای منافع برای انسان معرفی شده‌اند.

این عبارت علمی‌تر و دقیق‌تر است.

۲۹. آیا می‌توان گفت Astronomy حتی در عبادات مسلمانان کاربرد دارد؟

بله.

نمونه‌های فراوانی وجود دارد:

تعیین اوقات نماز

حرکت ظاهری خورشید در تعیین اوقات شرعی اهمیت دارد.

قبله

جهت‌یابی و محاسبات جغرافیایی و نجومی می‌توانند در تعیین قبله کاربرد داشته باشند.

تقویم قمری

شروع ماه‌های قمری با رؤیت یا محاسبات مربوط به هلال ارتباط دارد.

خسوف و کسوف

پدیده‌های نجومی در فقه اسلامی نیز موضوع احکام خاص هستند.

بنابراین ارتباط اسلام با نجوم تنها یک ارتباط نظری نیست.

۳۰. نکته‌ای درباره روایات مربوط به «قمر در عقرب»

در منابع شیعه روایاتی نیز وجود دارد که درباره سفر یا ازدواج هنگام قرار گرفتن ماه در عقرب سخن می‌گویند.

برای نمونه، در منابعی که علامه مجلسی گرد آورده، روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که سفر یا ازدواج هنگام قرار گرفتن ماه در عقرب را نامطلوب می‌داند.

این دسته روایات نشان می‌دهند که مسئله از نظر تاریخی پیچیده است و نمی‌توان گفت:

«تمام متون شیعه هرگونه ارتباط میان وضعیت اجرام آسمانی و امور زمینی را مطلقاً رد کرده‌اند.»

اما همین موضوع باید با روش حدیث‌شناسی و بررسی سند، متن، قرائن و دیدگاه فقها تحلیل شود.

علامه مجلسی در همان بحث توضیحاتی درباره معنای «قمر در عقرب» ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که نباید این تعابیر را بدون بررسی تاریخی و اصطلاح‌شناختی مستقیماً برابر با Astrology مدرن دانست.

۳۱. آیا همه روایات نجومی از نظر سند معتبرند؟

خیر.

این نکته برای مقاله های پژوهشی بسیار مهم است.

وجود یک روایت در بحارالأنوار به معنای صحیح بودن سند آن روایت نیست.

بحارالأنوار یک کتاب جامع روایی است که علامه مجلسی روایات فراوانی را از منابع مختلف گردآوری کرده است.

بنابراین برای استنباط حکم شرعی باید:

  1. منبع اولیه روایت مشخص شود.
  2. سند بررسی شود.
  3. وثاقت راویان بررسی شود.
  4. متن روایت بررسی شود.
  5. روایات معارض بررسی شود.
  6. نظر فقهای امامیه بررسی شود.

خود مباحث فقهی شیعه نیز دقیقاً به همین دلیل میان روایات و نتیجه فقهی فاصله می‌گذارند.

برای نمونه، در منهاج الفقاهة سید محمدصادق روحانی نیز بحث تنجیم در چارچوب یک استدلال فقهی مستقل بررسی شده و صرف وجود روایت برای صدور حکم کافی تلقی نمی‌شود.

۳۲. نتیجه درباره «حرام بودن یادگیری نجوم»

بنابراین جمله زیر:

«یادگیری نجوم در اسلام حرام است

به صورت مطلق نادرست و دست‌کم بسیار گمراه‌کننده است.

اگر منظور از نجوم:

Astronomy / علم هیئت / اخترشناسی

باشد، دلیلی برای حرمت ذاتی آن وجود ندارد؛ بلکه قرآن خود از ستارگان برای هدایت و از خورشید و ماه برای محاسبه سخن می‌گوید.

اما اگر منظور:

Astrology / تنجیم / احکام نجوم

باشد، مسئله متفاوت است.

در این حوزه، منابع شیعه نسبت به:

  • ادعای پیش‌بینی قطعی آینده،
  • نسبت دادن سرنوشت انسان به ستارگان،
  • اعتقاد به استقلال ستارگان،
  • مراجعه به منجمان برای تعیین سرنوشت،
  • و تبدیل موقعیت اجرام آسمانی به احکام قطعی درباره زندگی انسان

موضع بسیار منفی دارند.

۳۳. جمع‌بندی نهایی

می‌توان نتیجه را در یک جمله این‌گونه بیان کرد:

اسلام با شناخت آسمان مخالف نیست؛ بلکه با تبدیل ستارگان به «حاکم سرنوشت انسان» مخالفت می‌کند.

یا دقیق‌تر:

Astronomy

یعنی:

«ستارگان چگونه‌اند؟ چگونه حرکت می‌کنند؟ چگونه شکل گرفته‌اند؟ چه قوانینی بر آنها حاکم است؟»

این حوزه با نهی‌های مربوط به تنجیم یکی نیست.

Astrology

یعنی:

«موقعیت ستارگان درباره آینده من چه می‌گوید؟ آیا فلان سیاره باعث موفقیت یا شکست من می‌شود؟ آیا از روی تولد من می‌توان سرنوشت مرا فهمید؟»

این همان حوزه‌ای است که بخش مهمی از انتقادات و نهی‌های روایی شیعه متوجه آن است.

در مورد روایتی است که امام موسی کاظم(ع) پیش از شهادت، زمان شهادت خود و مدت حکومت/مرگ هارون‌الرشید را بیان کرده، این دقیقاً یکی از مواردی است که باید در بحث «تنجیم و علم غیب» تفکیک شود.

نکته اصلی این است که در نگاه شیعه، پیش‌گویی آینده توسط امام پیش‌گویی نجومی توسط منجم.

۱. امام کاظم(ع) چگونه می‌توانست از آینده خبر دهد؟

مبنای اعتقادی شیعه این است که پیامبر و امام می‌توانند به اذن خداوند از برخی امور غیبی آگاه شوند. قرآن درباره پیامبران می‌گوید:

عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا ۝ إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ

یعنی خداوند دانای غیب است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر رسولی را که بپسندد.

بنابراین اگر امام کاظم(ع) تاریخ شهادت خود یا سرنوشت هارون را خبر داده باشد، در منطق امامیه این خبر علم غیب مستقل امام نیست؛ بلکه علمی است که خداوند به حجت خود عطا کرده است.

۲. پس فرقش با منجم چیست؟

فرض کنیم دو نفر بگویند:

منجم:

«چون زحل و مشتری در چنین موقعیتی هستند، موسی بن جعفر در فلان تاریخ خواهد مرد.»

امام:

«خداوند مرا از زمان شهادتم آگاه کرده است.»

این دو ادعا از اساس متفاوت‌اند.

در اولی، شخص می‌خواهد از وضعیت اجرام آسمانی به غیب برسد.

در دومی، منبع علم خداوند است.

بنابراین اگر روایت مورد نظر درباره امام کاظم(ع) معتبر باشد، آن روایت نه‌تنها تناقضی با نهی از تنجیم ندارد، بلکه دقیقاً مرز میان علم غیب الهی و ادعای پیش‌گویی نجومی را نشان می‌دهد.

۳. حتی درباره خود ائمه، علم غیب «مستقل» نیست

این نکته در بحث شیعه خیلی مهم است.

اعتقاد شیعه این نیست که امام ذاتاً و مستقل از خدا از همه امور آینده خبر دارد. بلکه علم امام بإذن الله است.

پس سه حالت را باید جدا کنیم:

ادعامسئله
خداوند از آینده آگاه استاصل اعتقاد اسلامی
خداوند بخشی از غیب را به پیامبر یا امام اطلاع دهددر چارچوب اعتقادات امامیه پذیرفته شده
انسان از روی ستارگان سرنوشت قطعی افراد را کشف کندهمان حوزه‌ای که روایات تنجیم با آن برخورد می‌کنند

۴. این مسئله مطالب بالا را کامل‌تر می‌کند

این مورد نشان می‌دهد که «اسلام با پیش‌بینی آینده مخالف است» هم جمله دقیقی نیست.

اسلام میان منبع معرفت تفاوت می‌گذارد.

ممکن است یک پیشگویی از آینده درست باشد، اما سؤال این است که این علم از کجا آمده است؟

  • وحی؟
  • الهام و اذن الهی؟
  • علم عادی؟
  • محاسبه علمی؟
  • یا ادعای استخراج سرنوشت از ستارگان؟

اینها یکسان نیستند.

نتیجه نهایی

پس اگر کسی بگوید:

«اسلام گفته یادگیری نجوم حرام است، پس یک مسلمان نباید Astronomy بخواند.»

این نتیجه‌گیری دقیق نیست.

قرآن:

  • ستارگان را وسیله هدایت معرفی می‌کند؛
  • خورشید و ماه را با مفهوم حساب و زمان مرتبط می‌کند؛
  • آسمان و زمین را از نشانه‌های تفکر معرفی می‌کند.

و در سنت علمی شیعه نیز مباحث فراوانی درباره:

  • آسمان،
  • ستارگان،
  • سیارات،
  • خورشید،
  • ماه،
  • کسوف،
  • خسوف،
  • منازل قمر،
  • محاسبات نجومی

وجود دارد.

آنچه به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفته، «تنجیم» به معنای احکام نجوم و نسبت دادن حوادث و سرنوشت انسان به اجرام آسمانی است؛ مخصوصاً وقتی این تأثیر به صورت مستقل از خداوند تصور شود.

بنابراین تفکیک دقیق‌تر این است:

علم آسمان‌شناسی = شناخت مخلوقات و قوانین جهان

در برابر:

تنجیم = ادعای کشف سرنوشت و حوادث زمینی از موقعیت اجرام آسمانی

و این دو، از نظر مفهومی و حتی در بسیاری از متون شیعه، یکی نیستند.

منابع شیعه و منابع اصلی برای مطالعه بیشتر

  1. قرآن کریم، سوره انعام، آیات ۹۶۹۷؛ درباره خورشید، ماه و ستارگان و کاربرد آنها برای محاسبه و هدایت.
  2. قرآن کریم، سوره نحل، آیه ۱۶؛ «وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ».
  3. الکلینی، الکافی، روضة الکافی، ج ۲، ص ۱۶۷؛ روایت درباره دانش نجوم.
  4. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۵۵؛ ابواب آسمان‌ها، ستارگان، خورشید و ماه، علم نجوم و احوال منجمان.
  5. بحارالأنوار، ج ۵۵، ص ۳۰۸؛ بحث تفصیلی درباره استقلال ستارگان، تأثیر طبیعی و احکام نجوم.
  6. سید محمدصادق روحانی، منهاج الفقاهة، ج ۱؛ مباحث «حرمة التنجيم»، «اعتقاد ربط الحركات الفلكية بالكائنات» و «تعلم علم النجوم».
  7. مطالعات شیعی درباره حکم Astrology؛ برای بررسی تفاوت میان دانش نجوم و احکام نجوم و دیدگاه‌های مختلف فقهی.

 

Sending
User Review
5(2 votes)

درباره مدیریت

عکس آواتار
کافی‌نت آنلاین ماورا با هدف ارائه خدمات دیجیتال سریع، امن و حرفه‌ای به صورت کاملاً غیرحضوری راه‌اندازی شده است. از تایپ و پرینت گرفته تا طراحی سایت، مشاوره آی‌تی و خدمات اداری به راحتی و از طریق اینترنت در دسترس شما هستند. ما در ماورا با بهره‌گیری از تخصص و تجربه، تلاش می‌کنیم تجربه‌ای بی‌دردسر و با کیفیت را برای مشتریان فراهم کنیم. کافی‌نتی مدرن برای نیازهای دیجیتال روز، تنها با چند کلیک در دسترس شماست.

جهت مطالعه

مستند کامل رپتایل ها

مستند کامل رپتایل ها (4 – آخر)

موضوع «رپتایل ها» یا «خزندگان انسان‌نما» (Reptilian Humanoids) یکی از مباحث بسیار رایج در فرهنگ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + ده =