نیکولا تسلا، مخترع بزرگ و پیشگام در حوزه الکتریسیته، همواره در جستجوی روشی برای انتقال انرژی بیسیم و رایگان به سراسر جهان بود. رویای او «برج واردنکلیف» (Wardenclyffe Tower) بود؛ سازهای عظیم که نه تنها برای ارتباطات بیسیم طراحی شده بود، بلکه قرار بود از طریق پدیدهای که او «تشدید زمین» (Earth Resonance) مینامید، انرژی الکتریکی را در مقیاس جهانی توزیع کند. از دیدگاه تسلا، زمین یک رسانای بزرگ است و اگر بتوان با فرکانس مناسب آن را تحریک کرد، میتوان انرژی را بدون نیاز به کابلهای مسی، از میان لایههای اتمسفر و پوسته زمین منتقل کرد.
در میان نظریهپردازان حوزه انرژیهای جایگزین و فیزیکهای غیرمتعارف، گاهی به مفاهیم و آزمایشهایی اشاره میشود که با نامهایی مثل «مارپیچ کهربایی» یا سیمپیچهای خاص همراه هستند. این مفاهیم اغلب با نظریه «اتر» (Ether) گره خوردهاند که تسلا معتقد بود مادهای نفوذکننده در تمام فضا است و رسانه اصلی انتقال امواج الکترومغناطیسی و انرژی محسوب میشود. در این چارچوب فکری، «کهربا» (Amber) به دلیل خواص الکتریسیته ساکن کلاسیک و ارتباط تاریخیاش با انرژی، در برخی مدلهای نظری به عنوان نمادی از یک محیط دیالکتریک خاص یا متریالی که میتواند خواص الکترومغناطیسی ویژهای را در هندسههای مارپیچی (Coils) ایجاد کند، مورد بحث قرار میگیرد.
بسیاری از کسانی که به دنبال بازسازی آزمایشهای تسلا هستند، معتقدند که کلید «انرژی رایگان» در درک بهتر از امواج اسکالر (Scalar Waves) و هندسه سیمپیچها نهفته است. ادعا میشود که سیمپیچهای غیرالقایی یا طراحیهای خاص مارپیچی، با ایجاد الگوهای تداخلی متفاوت از امواج هرتزی معمولی، اجازه میدهند که انرژی از «محیط اتر» استخراج یا به صورت تشدیدی منتقل شود. اگرچه این نظریهها در چارچوب فیزیک جریان اصلی (Mainstream Physics) تأیید نشدهاند، اما در میان پژوهشگران مستقل و علاقهمندان به مباحث متافیزیک و تکنولوژیهای جایگزین، همچنان به عنوان یک افق برای دستیابی به انرژی پایدار و فراتر از محدودیتهای ترمودینامیکی کلاسیک، با علاقه دنبال میشوند.
انرژی رایگان: تسلا آزمایش های خود را با انرژی تابشی ادامه داد و موفق به تولید تخليه فوق العاده سريع شد. اکنون اثرات در فاصله 20 متری قابل تشخیص بودند تسلا کشف کرد که ضربان سریع کمتر از 0.1 میلی ثانیه طول میکشند پایدارند و اثرات زیر را تولید میکنند:
- تبخیر کابل ها
- ایجاد امواج شوک که به اجسام برخورد میکردند و باعث حرکت آن ها شده یا آن هارا به لرزش در می آوردند
- خنک کردن دمای هوا
- روشنایی مصنوعی
از این رو تسلا قادر بود اتر را تحریک کند تا مقدار انرژی را آزاد کند. این انرژی بیشتر از انرژی لازم برای شروع اثر بود. این بدان معنی است که میتوان از اثر انرژی استخراج کرد. این همان انرژی رایگان است.
تسلا توانست تمامی پارامترهای دستگاه خود را به منظور بی خطر ساختن تخلیه بار برای لمس آن توسط انسانها حتی زمانی که از یک قدرت بسیار بزرگ استفاده شود، تنظیم کند. او کشف کرد که جریان اتر جریان کوتاه تولید نکرده و از قانون اهم پیروی نمیکند. میله های فلزی دستگاه ها نوعی فیلتر پر انرژی هستند که تراکم آن متناسب با سرعت تخلیه است.
در این وضعیت تنها ذرات قابل عبور اترون ها هستند در حالی که فیلتر الکترون هارا متوقف میکند. از این رو دستگاه تسلا جدایی ای بین اجزای مختلف جریان الکتریکی ایجاد کرد. اترون ها کاملا متفاوت از الکترون ها هستند و کاملا قابل تحرک و سیار و همچنین قابل عبور از مواد میباشند در واقع در همه چیز نفوذ میکنند.
تسلا بر این عقیده بود که گرداب اتر ماده خود را تشکیل میدهند و ذرات زیر اتمی، اخلالاتی هستند که معمولا در اثر وجود دارند آزمایش دیگری از تسلا که می تواند تعامل بین اتر و ماده را نشان می دهد، در آزمونگر برق در سال 1919 شرح داده شده است. او تأثیر یک لامپ متصل به یک مارپیچ کهربایی (solenoid) را برای القا توسط یک دستگاه خارجی که قادر به تولید جریان ضرباندار است، توضیح داد.
انتهای مارپیچ کهربایی به زمین متصل است در حالی که قسمت دیگر لامپ را تامین می کند. این جریان اثرات زیر را ایجاد میکند:
- نور لامپ میتواند یک صفحه فلزی را جذب کند؛
- دست آزمونگر فشارهای ناشی از لامپ را احساس می کند.

میتوانیم بیشتر این بخش را ادامه داده و توضیحات بیشتری ارائه دهیم اما ترجیح میدهیم در مطالب بعدی و ادامه به بررسی بیشتر تاثیرات اتر بر اجرام آسمانی خواهیم پرداخت.




