مجموعه آیه های قرآن و زمین تخت که زمینتختگرایان معمولاً برای استدلال قرآنی خود به آنها استناد میکنند فهرستی را آماده کرده ایم.
بحث در مورد آیات قرآن و ارتباط آنها با نظریه زمین تخت، موضوعی است که در محافل تفسیری و میان پژوهشگران دیدگاههای جایگزین، به وفور مورد بررسی قرار میگیرد. بسیاری از مدافعان این نظریه با استناد به واژگانی نظیر «فراش» (گستردن زمین)، «مهاد» (گهواره) و همچنین تشبیه آسمان به «سقف» (سقف محفوظ)، استدلال میکنند که توصیفات قرآن از جهان با مدلهای کیهانشناسی مدرن که زمین را کرهای چرخان در فضای لایتناهی میدانند، متفاوت است. از نظر این گروه، توصیفاتی که بر سکون زمین و قرار داشتن آن در زیر آسمانی مسقف تأکید دارند، مدل زمین تخت یا زمین ثابت و مرکزی را تداعی میکنند.
زمین در قرآن؛ گسترده، هموار و بسطیافته
در قرآن کریم، زمین در موارد متعددی با تعابیری توصیف شده است که از دیدگاه زمینتختگرایان، با مفهوم یک زمین گسترده و هموار سازگار است. خداوند میفرماید: «وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا»؛ یعنی «و خداوند زمین را برای شما گسترده و هموار قرار داد» (نوح، ۱۹). همچنین در آیهای دیگر میفرماید: «الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا» (بقره، ۲۲)؛ یعنی «آنکه زمین را برای شما بستری قرار داد». از نگاه زمینتختگرایان، تکرار چنین تعابیری در قرآن نشان میدهد که زمین از منظر قابل مشاهده و زیست انسان، به صورت سطحی گسترده، هموار و قابل سکونت معرفی شده است.
از سوی دیگر، در آیه ۳۰ سوره نازعات آمده است: «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا»؛ «و زمین را پس از آن گسترد.» زمینتختگرایان با تکیه بر معنای «دَحَاها» و مجموعه آیاتی که از بسط، گستردگی، فرش و مهد بودن زمین سخن میگویند، استدلال میکنند که تصویر ارائهشده از زمین در قرآن با یک سطح گسترده و مسطح هماهنگی بیشتری دارد. همچنین آیاتی مانند «وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ» (غاشیه، ۲۰) که میفرماید «و به زمین که چگونه گسترده و هموار شده است»، برای این دیدگاه اهمیت ویژهای دارد.
بر این اساس، مدافعان دیدگاه زمین تخت معتقدند که قرآن در توصیف زمین، بیشتر از مفاهیمی مانند سطح، بسط، فرش، مهد و بساط استفاده میکند و این تعابیر را نباید صرفاً استعاری دانست. از دید آنان، مجموعه این آیات دستکم زمینهای جدی برای بررسی این احتمال فراهم میکند که قرآن زمین را به صورت گسترده و غیرکروی توصیف کرده است. البته این برداشت، یک تفسیر خاص از آیات است و برای داوری درباره آن باید معنای دقیق واژههای عربی، تفاسیر اسلامی و سیاق هر آیه نیز بهطور جداگانه بررسی شود.
آیات مربوط به «گسترده و مسطح بودن زمین»
غاشیه ۲۰
وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ
«و به زمین بنگر که چگونه گسترده و هموار شده است.»
این آیه احتمالاً مهمترین آیهای است که زمینتختگرایان به آن استناد میکنند؛ بهخصوص به واژه سُطِحَتْ.
نوح ۱۹
وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا
«و خداوند زمین را برای شما فرشی گسترده قرار داد.»
به واژه بِسَاطًا استناد میشود؛ یعنی چیزی گسترده و پهن.
طه ۵۳
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا
«همان کسی که زمین را برای شما گهوارهای قرار داد…»
زخرف ۱۰
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
«همان کسی که زمین را برای شما گهوارهای قرار داد و در آن راههایی برای شما قرار داد تا هدایت شوید.»
نبأ ۶
أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا
«آیا زمین را بستری [آرام و گسترده] قرار ندادیم؟»
ذاریات ۴۸
وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ
«و زمین را گستردیم، و چه نیکو گسترانندهایم.»
در این موارد، زمینتختگرایان بر تعبیرهایی مانند فرش، گهواره، بستر و گستردن تأکید میکنند.
آیات دارای تعبیر «گستراندن زمین»
رعد ۳
وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ
«و اوست که زمین را گسترد.»
حجر ۱۹
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا
«و زمین را گستردیم.»
ق ۷
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ
«و زمین را گستردیم و در آن کوههای استوار افکندیم.»
بقره ۲۲
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا
«همان کسی که زمین را برای شما بستری قرار داد.»
انبیاء ۳۱
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ
«و در زمین کوههای استوار قرار دادیم تا مبادا آنان را به لرزه افکند.»
نحل ۱۵
وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
«و در زمین کوههای استوار افکند تا شما را نلرزاند.»
زمینتختگرایان گاهی از این آیات برای استدلال درباره زمین ثابت و غیرمتحرک نیز استفاده میکنند.
آیه «دَحَاهَا»
نازعات ۳۰
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا
«و زمین را پس از آن گسترد.»
این آیه بسیار مشهور است.
برخی زمینتختگرایان «دَحَا» را به شکل خاصی تفسیر میکنند و آن را با تخممرغ، پهن شدن یا شکل خاص زمین مرتبط میدانند؛ اما از نظر زبانشناسی، استدلال «دحا = تخممرغ» بهتنهایی برای اثبات شکل هندسی زمین کافی نیست.
آیات مربوط به «ثابت بودن زمین»
نحل ۱۵
وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
«و در زمین کوههای استوار قرار داد تا شما را نلرزاند.»
لقمان ۱۰
وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ
«و در زمین کوههای استوار افکند تا شما را نلرزاند.»
انبیاء ۳۱
أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ
«تا آنان را به لرزه و حرکت نیندازد.»
نبأ ۷
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا
«و کوهها را همچون میخها [قرار دادیم].»
از دیدگاه برخی زمینتختگرایان، این آیات نشاندهنده وجود یک زمین ثابت و مستقر هستند.
آیات «زمین قرارگاه / محل استقرار»
غافر ۶۴
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا
«خداوند کسی است که زمین را برای شما محل قرار و آرامش قرار داد.»
نمل ۶۱
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا
«یا کسی که زمین را محل قرار قرار داد…»
زخرف ۱۰
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا
«همان که زمین را برای شما گهواره قرار داد.»
این دسته برای استدلال درباره ساکن و قرارگاه بودن زمین مورد استفاده قرار میگیرد.
آیات مربوط به «زمین و آسمان»
یکی دیگر از محورهای استدلال زمینتختگرایان، تصویری است که از زمین در پایین و آسمان در بالا ارائه میشود.
بقره ۲۹
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ
«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید، سپس به آسمان پرداخت و آنها را هفت آسمان قرار داد.»
ملک ۳
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا
«همان کسی که هفت آسمان را طبقهطبقه آفرید.»
نوح ۱۵
أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا
«آیا ندیدید که خداوند چگونه هفت آسمان را طبقهطبقه آفرید؟»
زمینتختگرایان از این آیات در کنار روایات مربوط به هفت آسمان برای ساختن مدل کیهانشناختی خاص خود استفاده میکنند.
آیه «سقف بودن آسمان»
انبیاء ۳۲
وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا
«و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم.»
بقره ۲۲
وَالسَّمَاءَ بِنَاءً
«و آسمان را بنا/ساختمانی قرار داد.»
این آیات در استدلالهای زمینتختگرایان برای تصور زمین بهعنوان سطحی زیر آسمان کاربرد دارند.
آیات مربوط به «سقف بدون ستون»
رعد ۲
اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا
«خداست که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت…»
لقمان ۱۰
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا
«آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفرید.»
این آیات نیز در برخی مدلهای زمین تخت بهعنوان بخشی از ساختار آسمان استفاده میشوند.
آیات مربوط به حرکت خورشید و ماه
یس ۳۸
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا
«و خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است.»
انبیاء ۳۳
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید؛ هر یک در مداری شناورند.»
زمر ۵
يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ
«شب را بر روز میپیچاند و روز را بر شب میپیچاند.»
آیه زمر ۵ اتفاقاً از آیاتی است که مخالفان زمین تخت نیز بسیار به آن استناد میکنند و واژه «يُكَوِّرُ» را مرتبط با کروی بودن میدانند.
آیات مربوط به طلوع و غروب خورشید
کهف ۸۶
حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ
«تا آنگاه که به محل غروب خورشید رسید، آن را چنین یافت که در چشمهای گلآلود غروب میکند…»
کهف ۹۰
حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ
«تا آنگاه که به محل طلوع خورشید رسید…»
زمینتختگرایان درباره داستان ذوالقرنین از این آیات بحثهای زیادی مطرح میکنند، خصوصاً درباره «مغرب الشمس» و «مطلع الشمس».
«مشارق و مغارب»
معارج ۴۰
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ
«پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها…»
رحمن ۱۷
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ
«پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب.»
معارج ۴۰ و آیات مشابه درباره مشرقها و مغربها نیز در بحث مدل خورشید و حرکت آن مورد توجه زمینتختگرایان قرار میگیرد.
در مجموع آیات قرآن و زمین تخت را می توانیم در 6 بخش دسته بندی کنیم:
- سطح و گستردگی زمین: غاشیه ۲۰، نوح ۱۹، بقره ۲۲، رعد ۳، حجر ۱۹، ق ۷، ذاریات ۴۸، نازعات ۳۰.
- قرار و ثبات زمین: نحل ۱۵، انبیاء ۳۱، لقمان ۱۰، غافر ۶۴، نمل ۶۱.
- کوهها و اوتاد: نبأ ۷، نحل ۱۵، انبیاء ۳۱، لقمان ۱۰.
- هفت آسمان و ساختار کیهان: بقره ۲۹، مؤمنون ۱۷، ملک ۳، نوح ۱۵، فصلت ۱۲.
- آسمان بهعنوان سقف/بنا: بقره ۲۲، انبیاء ۳۲، رعد ۲، ق ۶.
- خورشید، ماه، طلوع و غروب: یس ۳۸، انبیاء ۳۳، کهف ۸۶ و ۹۰، زمر ۵، رحمن ۱۷، معارج ۴۰.





دحو یعنی کروی بودن چیزی که کروی هست مسطح نیست پس آیه آیۀ دحوالأرض هم میگه زمین کروی هست همونطور که ابوریحان بیرونی گفته زمین کروی هست
«دوست عزیز، «دحو» در لغت به معنای «بسط و گستردن» است. تلاش برای ربط دادن آن به «شکل تخممرغی»، یک تفسیر بهروز شده (Retrofitting) است که در تاریخ ادبیات عرب جایگاهی ندارد. وقتی در سوره غاشیه، خداوند صراحتاً از کلمه «سُطِحَت» (مسطح شد) استفاده کرده و در سوره نوح از «بساط» (فرش گسترده) نام میبرد، دلیلی ندارد که ما واژه «دحو» را با دور زدن لغتنامهها، به «کُروی بودن» تفسیر کنیم. دحو یعنی زمین ناهموار را با گستردن، به بستر/سطحی قابل سکونت تبدیل کردن؛ و این در زبانِ آن زمان، به معنای صاف بودن و پهن بودن است.»
«دحیه» محل محل تخمگذاری شترمرغ که شتر مرغ اونجا رو اینقدر پا میکوبه تا صاف بشه و برای تخمگذاری آماده بشه. و تو فرهنگ عربی اون زمان «دحو» یعنی «ایجاد سطح صاف» نه «شکل تخم».
مرحوم علامه طباطبایی در المیزان گفته که معنای لغوی آیه، «بسط دادن و پهن کردن» زمین است.
بسیاری از مفسران قدیمی، «دحاها» رو به معنای «فرش کردن» و «گستراندن» می دونستند که لازمهی طبیعی اون در ذهن مخاطب آن زمان، یک سطح مسطح است که امکان زندگی و استقرار بر روی آن وجود داره.