علی خدامی (زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۶۹) با نام هنری سورنا؛ خواننده، ترانهسرا و آهنگساز در سبک رپ فارسی است. سورنا در موسیقی خود به موضوعات اجتماعی و سیاسی همچون جایگاه زن در جامعه میپردازد.
علی سورنا به «مرد تنها» معروف است؛ زیرا بیشتر آثار خود را بهصورت تکی اجرا کرده و آنها را در قالب آلبوم منتشر میکند؛ آلبومهایی همچون «نگار» و «گوزن» از آلبومهای معروف او هستند
آهنگ رپ جدید از سورنا بنام گوزن از آلبوم گوزن
آهنگ رپ آزادی یه فهم بود
Ali Sorena Gavazn
اهنگ منم همون تیر شهوت پدر توی هم آغوشی با یه کمون سرد

منم همون تیر شهوت پدرتوی هم آغوشی با یه کمون سردکه بعد تصمیم مادرم به سقطبه تولد شلیک کمونه کردماما زندگیم نه تاس شد نه اتفاقاما زندگیم نه شانس شد نه امتحاناما زندگیم نه راز شد نه اعتقادنه نالیدم به “چرخ زمونه برگرد”از کودکیم سوز تیز میرسیدوقتی قدَّم هنوز به زیر میز می رسیدمن کفِ کفِ خط بودم، لیست می رسیداز واقعه بعد واقعه پلیس میرسیدطبقه ی من، همون خزون زرد بودکه به امییده یه قرون تَن غرقشدم دانش آموز حروم شهرکه ازم شکار شدن تموم دفترا
به نام ترس که حصار رو کشیدو سارِ حصار که دار رو کشیدمن بی ضدگلوله و جبر دبیرکه خشاب صفحه ی چهار رو کشیدیه 16 ساله که هرلحظه باشهاین فکر که باس دفاع کنه تا حمله باشهاین فکر که باس بیاره بالا تف کنهولی نباس از ترس رو زمین سنگ، بشاشهاین شد از زندگی فقط دادم رفتو کم کم برگ درختارو یادم رفتدستا می رفت تو جیب داخل کتتو سنگر کوچه ها اعتمادم رفتحق رو زد از پشت قبول حق و تَقواسه صاحاب زبون لقاین واسه تیره مثل مَنای شرور هر دردکه وزن غبار رو عَروض گردن
بلوغ بود و نبود قلبم اون روزابلوغ بود و تموم دردم اون روزاکدوم کوچه رو باس میرفتم؟وسطه وسطه گَرد بودم اون روزادیدم تب پُر وهممی زنه به پیشونی همه دور هممی شه زیر هذیون حق کپه کنه شهرزیر گلوله ی سیاست با خفه کنه-جهل
دیدم له شده تنه توی منله شدیم زیر هم، همه دوره همله شدیم زیر سنگرِ پر سنگهمه پر جنگ شدیم، همه پر جنگدیدم، هرشاخم محتاج لونه بودمگه میشد اون زندگی رو تا به خونه بردتو آغاز جوونی و آسمون و دودپرسیدم میشه درخت رو از آسمون ربود؟
آزادی فهم بود نه منفعت نه ناننان، قتل فقر بود امان از جهلامان از این همه جوونه، که گل کرد تو خلعو ما که خوابمون سبک بود افتادیم، از گهواره های تاریخاما روی صورتو صورتک ساختیم از زمین کدورتبا دستهای تاریکما تو نشیب عفونتیمما روح سرگردون گلوله ی مرده ایمتو تابوت خشاب حاشیه ی زندانزوال انسان و لاشه ی طبیعتلنگ انگشت عقل رو ماشه ی حقیقتبرای شلیک، به سمت سایهما محکومیم به قتل جهلِ آیینهما محکوم و مجبور آزادی و دردیمآیینه رو بشکن
آزادی فهم بود نه امنیت نه ضامنکه بالش گرم قفس باغ وحش، راز پروای نعره های شیر و شیب تند دامنه های پروازهحادثه ساز، عقاب رو ساده میکرد به میله های امنیتقفسو بشکن با قطعیت، صداکه کل زندگی اتکّا به سینه استانتهای زندگی ابتدای بیمه استمنو تو حجمیم که زمان زادهاسمو ولش کن اینا قراردادهاز چی میترسی یه زمستون تاریکبدون نور خورشید؟باورش کن، زندگی بی رحم و سخته و عدالت دروغهمثل گوزن باش که با شاخِ حضورشتفنگو میکنه شکار غرورشمن و تو گوزنیم
آزادی فهم بود نه جنسیت نه زورزن صدای بلند خطه ی خراب ماستامان از این همه زجّه ی نهانامان از تبار سیاه تازیانه های مااین مادیان چطور چهارنعل رو چارگوش خونه جا گذاشت؟منو تو حجمیم که زمان-زادهقالب رو ولش کن اینا قرارداده
تو اوایل جوونی که ساز من طلوع شداین فکرها تو ذهنم، بنای گفت و گو شدفکر، نگاه، تغییر، حرکتحرکتاتفاق بعد تو نگاه من فرو شدچگونه حمل کنه این قاصدک جنون رو؟خیلیا تو این قسمت از سفر می مردن اما
تازه واسه من شروع شدمن رپ میکنم مثله بولدوزره صداماین یعنی آغاز قُلدُر ابتدا، تو انتخابمن انتخاب میکنم تو صحنه زنده باشم نه مرده به استعفاءمن زندم هنوز همین جرم منهآزادی تغییر فرم منه، بگوبا خشاب پر بزنه که زیر حبس هوای من سرفه زنه صداتمنم طعم تلخ زندگی که لب به لب پرم بچه ی زاغّمو کفکه تا ته کف شهر تن زاغّمو زدآزادی شعر و بیت و من یعنیانتخاب بین هروئین و رپاووو بچه ی جنوب شهر رو باش که ایستاده رو سینه تو غروب هر دوپاشزنده باد عنصر انتخاب
آزادی مرگ بود به انتخاب من نه عمرآزادی جنگ بود به اقتضای حق نه ظلماگه روزی برسه که کُندم بکنهزندگی میندازم اتفاق رفتنومنم همون تیر شهوت پدرتوی هم آغوشی با یه کمون سردکه بعد تصمیمِ سخته مادرم به سقطبه تولد شلیک کمونه کردمشاید شلیک جنون شده باشهشاید زندگیم حروم شده باشهشاید، تموم خاطره هام، توی آینده معدوم شده باشهاما، از یه جایی من بودم و این انتخابزنده باد جونی که مصدوم شده باشهمن تموم میشم، جایی که بایستمنه جایی که سفر تموم شده باشه
User Review
( vote) لینک کوتاه مطلب این لینک را برای اشتراکگذاری کپی کنید
🔗

