زمین تخت و گنبد آسمان در نهجالبلاغه
بررسی جامع متن عربی، ترجمه و برداشتهای مرتبط با ساختار زمین و آسمان
مقدمه
بحث درباره شکل زمین، ساختار آسمان و رابطه میان زمین، آب، کوهها و اجرام آسمانی، ”
“از موضوعاتی است که در متون دینی و فلسفی قدیم بارها مورد توجه قرار گرفته است. نهجالبلاغه، ”
“بهویژه در خطبههایی مانند خطبه اول، خطبه ۹۱، خطبه ۱۸۶ و خطبه ۲۱۱، توصیفهای متعددی از ”
“آفرینش آسمان و زمین ارائه میکند. در این توصیفها عباراتی مانند «سقف محفوظ»، «هفت آسمان»، ”
“«طبقات آسمان»، «بدون ستون»، «فراش»، «مهاد»، «بحر لجی» و «اوتاد» دیده میشود.
این مقاله با هدف بررسی مستقیم متن نهجالبلاغه تنظیم شده است. در آن ابتدا عبارت عربی آورده میشود، سپس ترجمه فارسی و بعد برداشت قابل طرح در بحث زمین تخت و گنبد آسمان بررسی میشود. ”
“نکته مهم این است که میان «آنچه متن صریحاً میگوید» و «تفسیری که میتوان از متن ارائه کرد» ”
“تفاوت گذاشته شود؛ زیرا نهجالبلاغه عبارت صریح «زمین تخت است» یا توضیحی صریح درباره یک گنبد هندسی با مشخصات فیزیکی امروزی ندارد.”
۱. خطبه اول؛ مهمترین متن درباره ساختار آسمان
در خطبه اول نهجالبلاغه، امام علی(ع) پس از بیان مراحل آفرینش، از هفت آسمان و ساختار آنها سخن میگوید:
«فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ، جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً، وَعُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً، وَسَمْكاً مَرْفُوعاً، بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا، وَلَا دِسَارٍ يَنْظِمُهَا.»
ترجمه: «پس از آن، هفت آسمان را سامان داد؛ پایینترین آنها را موجی بازداشته و مهار شده قرار داد و بالاترین آنها را سقفی محفوظ و برافراشته قرار داد؛ بدون ستونهایی که آنها را نگه دارند و بدون بستهایی که آنها را به یکدیگر پیوند دهند.»
این بخش مهمترین عبارت نهجالبلاغه برای بحث گنبد آسمان است. تعبیر «سقف محفوظ» نشان میدهد که آسمان در این توصیف با واژهای به کار رفته که در زبان عربی معنای سقف و پوشش بالایی دارد. همچنین «سمکاً مرفوعاً» بر بلندی و برافراشتگی آن تأکید میکند.
۲. آیا «سقف محفوظ» به معنی گنبد آسمان است؟
از نظر متنشناسی، باید با دقت سخن گفت. «سقف محفوظ» را میتوان یکی از مهمترین تعابیری دانست که در برداشت گنبد آسمان مورد استناد قرار میگیرد، اما خود واژه «سقف» شکل هندسی مشخصی مانند نیمکره یا گنبد را تعیین نمیکند. بنابراین دو گزاره باید از یکدیگر جدا شوند: نخست اینکه نهجالبلاغه آسمان را «سقف محفوظ» توصیف میکند؛ دوم اینکه این سقف دقیقاً یک گنبد جامد با شکل و جنس مشخص است. گزاره اول مستقیماً در متن وجود دارد، اما گزاره دوم نیازمند تفسیر است.
۳. هفت آسمان و طبقات آسمان
در ادامه همان خطبه آمده است:
«فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»
ترجمه: «پس از آن، هفت آسمان را سامان داد.»
در جای دیگری از نهجالبلاغه، تعبیر «أطباق السماء» به معنای «طبقات آسمان» آمده است. این دو تعبیر در کنار یکدیگر، تصویری لایهمند از آسمان ارائه میکنند؛ یعنی آسمان در زبان نهجالبلاغه با مراتب و طبقات توصیف شده است.
«وَلَيْسَ فِي أَطْبَاقِ السَّمَاءِ مَوْضِعُ إِهَابٍ إِلَّا وَعَلَيْهِ مَلَكٌ سَاجِدٌ أَوْ سَاعٍ حَافِدٌ.»
ترجمه: «در طبقات آسمان جایگاهی به اندازه پوست نیست مگر آنکه فرشتهای بر آن در حال سجده یا فرشتهای شتابان در عبادت باشد.»
۴. آسمان بدون ستون
عبارت «بغیر عمد یدعمها» از بخشهای مهم خطبه اول است. «عمد» جمع «عمود» به معنای ستون است و «یدعمها» به معنای آن را نگه میدارد یا پشتیبانی میکند. بنابراین متن میگوید این ساختار آسمانی بدون ستونهایی که آن را نگه دارند برپا شده است. این نکته در بحثهای کیهانشناسی قدیم اهمیت دارد، زیرا تصور وجود ساختاری برپا و منظم، بدون ستونهای مادی قابل مشاهده، در متن دیده میشود.
۵. خورشید، ماه و فلک
در ادامه خطبه اول آمده است:
«ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ، وَضِيَاءِ الثَّوَاقِبِ، وَأَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَقَمَراً مُنِيراً، فِي فَلَكٍ دَائِرٍ.»
ترجمه: «سپس آن را با زینت ستارگان و روشنایی ستارگان درخشان آراست و در آن چراغی تابان و ماهی نورافشان قرار داد، در مداری گردان.»
واژه «فلک» در این عبارت قابل توجه است. در زبان عربی و متون قدیم، فلک میتواند به مدار، مسیر حرکت یا سپهر آسمانی اشاره کند. بنابراین نباید بدون بررسی لغوی، آن را صرفاً معادل «کره» به معنای هندسی امروزی دانست.
۶. زمین در خطبه ۱۸۶
یکی دیگر از بخشهای مهم نهجالبلاغه درباره آفرینش زمین در خطبه ۱۸۶ آمده است:
«وَأَنْشَأَ الْأَرْضَ فَأَمْسَكَهَا مِنْ غَيْرِ اشْتِغَالٍ، وَأَرْسَاهَا عَلَى غَيْرِ قَرَارٍ، وَأَقَامَهَا بِغَيْرِ قَوَائِمَ، وَرَفَعَهَا بِغَيْرِ دَعَائِمَ، وَحَصَّنَهَا مِنَ الْأَوَدِ وَالِاعْوِجَاجِ، وَمَنَعَهَا مِنَ التَّهَافُتِ وَالِانْفِرَاجِ.»
ترجمه: «زمین را پدید آورد و آن را بدون اشتغال به کاری نگاه داشت؛ آن را بر چیزی استوار کرد که قرارگاه مادی نداشت؛ آن را بدون پایهها برپا داشت و بدون ستونها برافراشت؛ آن را از کجی و انحراف حفظ کرد و از فروپاشی و گسستگی بازداشت.»
در این عبارت، تعابیری مانند «أقامها بغیر قوائم» و «رفعها بغیر دعائم» دیده میشود؛ یعنی زمین بدون پایهها و ستونهای مادی برپا شده است. این تعبیر برای مطالعه تصویر کیهان در نهجالبلاغه اهمیت دارد، هرچند به تنهایی شکل هندسی زمین را تعیین نمیکند.
۷. زمین به عنوان «فراش» و «مهاد»
در خطبه ۲۱۱ آمده است:
«فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً، وَبَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً، فَوْقَ بَحْرٍ لُجِّيٍّ رَاكِدٍ لَا يَجْرِي، وَقَائِمٍ لَا يَسْرِي.»
ترجمه: «پس زمین را برای آفریدگانش گهوارهای قرار داد و آن را برای آنان همچون بستری گسترده ساخت؛ بر فراز دریایی ژرف و ایستاده که جریان ندارد.»
دو واژه «مهاد» و «فراش» در این بخش اهمیت دارند. «مهاد» به بستر و محل آمادهشده برای آرامش و استقرار و «فراش» به بستر و گسترهای برای زندگی اشاره دارد. این تعبیرها زمین را از منظر تجربه انسانی به صورت بستری گسترده و مناسب زندگی معرفی میکنند.
۸. زمین بر فراز دریایی ژرف
عبارت «فوق بحر لجی» نیز در این بحث قابل توجه است. متن از زمین در ارتباط با دریایی ژرف سخن میگوید. در ادامه همین خطبه، از خروش آب، امواج و تثبیت زمین سخن گفته میشود. بنابراین آب در تصویر آفرینش نهجالبلاغه نقش مهمی دارد و مطالعه آن بدون توجه به توصیف دریاها ناقص خواهد بود.
۹. کوهها به عنوان عماد و اوتاد
در خطبه ۲۱۱ درباره کوهها آمده است:
«وَجَعَلَهَا لِلْأَرْضِ عِمَاداً، وَأَرَّزَهَا فِيهَا أَوْتَاداً.»
ترجمه: «و آنها را برای زمین ستونهایی قرار داد و مانند میخهایی در آن استوار کرد.»
«عماد» به معنای ستون یا تکیهگاه و «اوتاد» جمع «وتد» به معنای میخ یا میخمانند است. این تشبیه، کوهها را در تصویر خطبه با مفهوم استواری و تثبیت زمین مرتبط میکند.
۱۰. آیا نهجالبلاغه صریحاً میگوید زمین تخت است؟
پاسخ دقیق این است: نه. در متن نهجالبلاغه عبارت صریح «الأرض مسطحة» یا جملهای با معنای مستقیم «زمین تخت است» وجود ندارد. آنچه وجود دارد مجموعهای از توصیفها درباره زمین به عنوان بستر و فراش، آسمان به عنوان سقف محفوظ، هفت آسمان، طبقات آسمان، دریا، کوهها و حرکت اجرام آسمانی است.
بنابراین اگر مقاله بخواهد از نظر پژوهشی دقیق باشد، بهتر است از عبارتهایی مانند «برداشت زمینتخت از برخی توصیفات نهجالبلاغه» یا «بررسی شواهد متنی مرتبط با زمین تخت و گنبد آسمان» استفاده کند، نه اینکه ادعا کند نهجالبلاغه به طور مستقیم نظریه زمین تخت را بیان کرده است.
۱۱. چرا این متون برای طرفداران گنبد آسمان اهمیت دارند؟
در یک خوانش زمینتختگرایانه، کنار هم قرار دادن این عبارات تصویری از جهانی به دست میدهد که در آن زمین به صورت بستری گسترده توصیف شده، آسمان دارای طبقات است، بالاترین آسمان «سقف محفوظ» خوانده شده و خورشید و ماه در «فلک» حرکت میکنند. این مجموعه برای کسانی که درباره مدل گنبد آسمان مطالعه میکنند، موضوعی قابل بررسی فراهم میکند.
با این حال، این یک «خوانش» از متن است. برای تبدیل این خوانش به ادعای قطعی درباره شکل فیزیکی جهان، باید شواهد دیگری از منابع تاریخی، تفسیری، لغوی و کیهانشناختی نیز بررسی شود.
۱۲. تفاوت «متن»، «تفسیر» و «اثبات علمی»
متن: آن چیزی است که در نسخه عربی نهجالبلاغه آمده است؛ مانند «سقفاً محفوظاً» یا «فراشاً».
تفسیر: برداشتی است که یک پژوهشگر از این واژهها و ارتباط آنها با یک مدل کیهانشناختی ارائه میکند.
اثبات علمی: نیازمند شواهد تجربی، اندازهگیری و مدل قابل آزمون است و صرف یک عبارت ادبی یا دینی به تنهایی چنین اثباتی ایجاد نمیکند.
۱۳. جدول مهمترین عبارتها
| عبارت عربی | ترجمه | موضوع |
| سَبْعَ سَمَاوَاتٍ | هفت آسمان | تعداد/مراتب آسمان |
| سَقْفاً مَحْفُوظاً | سقفی محفوظ | سقف آسمان |
| سَمْكاً مَرْفُوعاً | برافراشته و بلند | ارتفاع |
| بِغَيْرِ عَمَدٍ | بدون ستون | ساختار آسمان |
| أَطْبَاقِ السَّمَاءِ | طبقات آسمان | لایههای آسمانی |
| فِي فَلَكٍ دَائِرٍ | در مداری گردان | حرکت اجرام |
| مِهَاداً | گهواره/بستر | توصیف زمین |
| فِرَاشاً | بستر گسترده | توصیف زمین |
| فَوْقَ بَحْرٍ لُجِّيٍّ | بر فراز دریایی ژرف | رابطه زمین و آب |
| عِمَاداً | ستون/تکیهگاه | نقش کوهها |
| أَوْتَاداً | میخها/لنگرها | نقش کوهها |
۱۴. جمعبندی نهایی
نهجالبلاغه در چندین خطبه، جهان را با مجموعهای از تعابیر منظم و تصویری توصیف میکند. در این توصیف، آسمان دارای مراتب و طبقات است؛ بالاترین آسمان «سقف محفوظ» خوانده میشود؛ آسمان بدون ستونهای مادی برپا شده است؛ خورشید و ماه در فلک حرکت دارند؛ زمین به عنوان «مهاد» و «فراش» برای زندگی انسان توصیف میشود؛ آب و دریای ژرف در ساختار آفرینش جایگاه مهمی دارند؛ و کوهها با واژههایی مانند «عماد» و «اوتاد» با استواری زمین پیوند داده میشوند.
از مجموع این عبارات میتوان یک موضوع پژوهشی جدی درباره «تصویر کیهان در نهجالبلاغه» ساخت. همچنین میتوان بررسی کرد که آیا این تصویر با کیهانشناسیهای رایج در دورههای تاریخی مختلف چه ارتباطی داشته است. اما از نظر دقت متنی، نباید جملهای را که در نهجالبلاغه وجود ندارد به امام علی(ع) نسبت داد. نهجالبلاغه مستقیماً نمیگوید «زمین تخت است» و «سقف محفوظ» نیز به تنهایی شکل هندسی گنبد را تعیین نمیکند.
در نتیجه، ارزش اصلی این متون برای این بحث در کنار هم قرار گرفتن آنهاست: «زمین به عنوان بستر»، «آسمان به عنوان سقف محفوظ»، «هفت آسمان»، «طبقات آسمان»، «فلک گردان»، «دریای ژرف» و «کوههای استوارکننده». این مجموعه میتواند مبنای مطالعهای مستقل درباره کیهانشناسی نهجالبلاغه و برداشتهای زمینتختگرایانه از آن باشد.
مطالعه کنید:
منابع و مسیر مطالعه
۱. نهجالبلاغه، خطبه اول؛ بخش مربوط به آفرینش آسمانها و عبارت «سقفاً محفوظاً».
۲. نهجالبلاغه، خطبه ۹۱؛ بخش مربوط به طبقات آسمان، آفرینش زمین و آب.
۳. نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۶؛ بخش مربوط به آفرینش و برپایی زمین.
۴. نهجالبلاغه، خطبه ۲۱۱؛ بخش مربوط به «مهاداً»، «فراشاً»، «بحر لجی»، کوهها، «عماداً» و «اوتاداً».




