زمین تخت در قرآن و روایات شیعه | بررسی نهج‌البلاغه و منابع اسلامی

زمین تخت در قرآن و روایات شیعه | بررسی نهج‌البلاغه و منابع اسلامی

آیا قرآن و روایات اهل‌بیت(ع) زمین را تخت معرفی کرده‌اند؟ در این مقاله، آیات قرآن، نهج‌البلاغه، الکافی، بحارالانوار و تفاسیر شیعه درباره «سطحت»، «دحاها»، «مددناها»، «فراش»، «مهاد» و «هفت زمین» را بررسی می‌کنیم.
این پژوهش تلاش می‌کند شواهد موافق و مخالف را کنار هم قرار دهد و نشان دهد دیدگاه زمین تخت چگونه از متون اسلامی و شیعی قابل بررسی و تفسیر است.

زمین تخت در قرآن و روایات شیعه؛ بررسی کامل دیدگاه زمین تخت در منابع اسلامی

مقدمه

بحث درباره شکل زمین یکی از قدیمی‌ترین پرسش‌های بشر است. آیا زمین یک سطح گسترده است؟ آیا زمین کروی است؟ آیا آنچه انسان از سطح زمین مشاهده می‌کند با ساختار واقعی جهان یکسان است؟ و مهم‌تر از همه، اسلام و به‌خصوص قرآن و روایات اهل‌بیت(ع) درباره شکل و ساختار زمین چه می‌گویند؟

در سال‌های اخیر، موضوع زمین تخت در قرآن، زمین تخت در روایات شیعه و زمین تخت در نهج‌البلاغه مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار گرفته است.

در نگاه رایج امروزی، زمین یک جرم تقریباً کروی در منظومه شمسی است؛ اما هنگامی که به متون اسلامی مراجعه می‌کنیم، با مجموعه‌ای از تعابیر متفاوت روبه‌رو می‌شویم:

  • «سُطِحَتْ»؛ زمین سطح و گسترده شد.
  • «مَدَدْنَاهَا»؛ زمین را گستردیم.
  • «فِرَاشًا»؛ زمین را فرش قرار دادیم.
  • «مِهَادًا»؛ زمین را بستر و محل آرامش قرار دادیم.
  • «دَحَاهَا»؛ زمین را بسط و گسترش داد.
  • «مَدْحُوَّة»؛ زمین گسترده‌شده.
  • «الأرَضِينَ»؛ زمین‌ها.
  • «سَبْعَ أَرَضِينَ»؛ هفت زمین.

در نهج‌البلاغه نیز امام علی(ع) در توصیف آفرینش زمین از تعبیر بسیار مهم «وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ» استفاده می‌کند. این عبارت در منابع شرح نهج‌البلاغه نیز به‌عنوان بخشی از توصیف آفرینش زمین بررسی شده است.

از سوی دیگر، در الکافی روایاتی از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) وجود دارد که از آفرینش زمین پیش از آسمان و از «زمین‌ها» سخن می‌گویند.

بنابراین، برای بررسی موضوع زمین تخت در اسلام باید به جای تکیه بر یک آیه یا یک روایت، مجموعه متون قرآن، نهج‌البلاغه، احادیث اهل‌بیت(ع)، تفاسیر شیعه و ادبیات کیهان‌شناختی اسلامی را در کنار یکدیگر بررسی کرد.


۱. آیا قرآن گفته است زمین تخت است؟

قبل از هر چیز باید به یک پرسش اساسی پاسخ دهیم.

آیا در قرآن جمله‌ای با این مضمون وجود دارد؟

«زمین یک صفحه تخت است.»

خیر.

چنین جمله‌ای با این عبارت صریح در قرآن وجود ندارد.

اما این موضوع به معنای آن نیست که قرآن درباره ساختار زمین سخنی نگفته است.

برعکس، قرآن در آیات متعددی زمین را با تعابیری مانند:

  • سطح‌شده
  • گسترده
  • پهن‌شده
  • فرش
  • بستر
  • مهد
  • دحو‌شده

توصیف می‌کند.

بنابراین بحث اصلی زمین تخت در قرآن این نیست که یک آیه صریحاً بگوید «زمین تخت است»، بلکه این است که:

آیا مجموعه توصیف‌های قرآن از زمین با یک زمین تخت سازگاری بیشتری دارد یا با زمین کروی؟

این همان نقطه‌ای است که بحث تفسیری آغاز می‌شود.


۲. «وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ»؛ مهم‌ترین آیه درباره سطح زمین

یکی از مشهورترین آیات در این بحث، آیه ۲۰ سوره غاشیه است:

وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ

ترجمه:

و به زمین بنگر که چگونه گسترده و هموار شده است.

این آیه پس از اشاره به آسمان و کوه‌ها، انسان را دعوت می‌کند که به زمین نگاه کند:

أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ
وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ
وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ
وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ

یعنی:

  • به شتر نگاه کنید؛
  • به آسمان نگاه کنید؛
  • به کوه‌ها نگاه کنید؛
  • و به زمین نگاه کنید که چگونه «سُطِحَتْ».

واژه «سُطِحَتْ» از ریشه «سطح» است.

در نتیجه، از منظر لغوی، این واژه با مفهوم سطح، گستردگی و هموارشدگی ارتباط دارد.

حتی در برخی تفاسیر کلاسیک، «سطح» به معنای تمهید و آماده‌سازی زمین برای زندگی انسان توضیح داده شده است.

استدلال طرفداران زمین تخت

طرفداران زمین تخت می‌گویند:

اگر قرآن قصد داشت زمین را به‌عنوان یک جسم کروی معرفی کند، چرا در چنین آیه‌ای از تعبیر «سطحت» استفاده شده است؟

از دیدگاه آنان، ظاهر آیه با یک زمین گسترده و سطح‌وار هماهنگی دارد.

پاسخ دیدگاه مقابل

مفسران طرفدار کروی بودن زمین می‌گویند «سطح‌شدن» الزاماً به معنای نفی کروی بودن کل زمین نیست؛ زیرا ممکن است منظور، سطح قابل سکونت زمین باشد.

پس:

آیه «والأرض کیف سطحت» یک شاهد مهم در بحث زمین تخت است، اما به‌تنهایی یک برهان هندسی قطعی محسوب نمی‌شود.


۳. «وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا»؛ زمین را گستردیم

در سوره حجر می‌خوانیم:

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ

ترجمه:

و زمین را گستردیم و در آن کوه‌های استوار قرار دادیم.

کلمه مهم این آیه:

«مَدَدْنَاهَا»

است.

«مَدّ» در زبان عربی مفهوم کشیدن، امتداد دادن و گستردن دارد.

قرآن در اینجا زمین را با فعل «مددناها» توصیف می‌کند.

از نگاه زمین تخت، این آیه با تصویری از یک زمین گسترده و امتداد‌یافته سازگاری دارد.

نکته جالب آن است که این تنها یک مورد نیست؛ بلکه همین مضمون در چندین آیه با واژه‌های متفاوت تکرار شده است.


۴. «وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا»؛ زمین به‌عنوان فرش

قرآن می‌فرماید:

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ

یعنی:

و زمین را گستردیم، و چه نیکو گستراننده‌ایم.

همچنین در سوره بقره آمده است:

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً

یعنی:

آن‌که زمین را برای شما فرش و آسمان را بنا قرار داد.

این آیه از منظر زمین تخت اهمیت زیادی دارد.

چرا؟

زیرا قرآن از واژه «فراش» استفاده می‌کند.

فرش چیزی است که انسان روی آن قرار می‌گیرد و گسترده می‌شود.

از طرفداران زمین تخت می‌پرسیم:

اگر زمین یک کره عظیم است، چرا در توصیف قرآنی برای انسان به «فرش» تشبیه شده است؟

پاسخ رایج این است که حتی سطح یک کره نیز از دیدگاه انسان روی آن مانند یک سطح گسترده است!!
اما آیا شما در خانه در سطح کروی فرش پهن می کنید و روی اون مینشینید و اسباب آرامش شما می شود؟

قطعاً این مورد یکی از مواردی است که کروی را نقض می کند و دلیلی بر کروی بودن وجود ندارد.


۵. «مِهَاد»؛ زمین به‌عنوان بستر

قرآن می‌فرماید:

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا

یعنی:

آیا زمین را محل آرامش و بستر قرار ندادیم؟

واژه «مهاد» با مفهوم بستر، جایگاه آماده‌شده و محل استقرار ارتباط دارد.

در اینجا نیز زمین چیزی معرفی می‌شود که انسان بر روی آن قرار می‌گیرد.

این تصویر با مجموعه واژه‌های:

فرش + مهاد + سطح + بسط + مد

هم‌جهت می‌شود.


۶. «وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا»

یکی از مهم‌ترین آیات در بحث زمین تخت، آیه ۳۰ سوره نازعات است:

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا

ترجمه رایج:

و زمین را پس از آن گسترد.

اما «دحو» دقیقاً به چه معناست؟

در منابع لغوی و تفسیری، برای «دحو» معانی مرتبط با:

  • بسط
  • گسترش
  • آماده‌سازی
  • تمهید

ذکر شده است.

در یک پژوهش منتشرشده از مؤسسه علوم نهج‌البلاغه نیز «دحو» به معنای بسط زمین توضیح داده شده و نمونه‌های متعدد از کاربرد آن در نهج‌البلاغه ارائه شده است.


۷. آیا «دحو» یعنی زمین تخم‌مرغی یا کروی؟

گاهی در فضای اینترنت گفته می‌شود:

«دحاها» یعنی زمین را به شکل تخم‌مرغ درآورد.

این برداشت باید با احتیاط بررسی شود.

از نظر واژه‌شناسی، «دحو» اساساً به معنای «تخم‌مرغی کردن زمین» نیست.

در پژوهش مؤسسه علوم نهج‌البلاغه نیز برای «دحا» معنای بسط و گسترش ذکر شده است.

بنابراین اگر بخواهیم مقاله‌ای جدی بنویسیم، بهتر است ادعای «دحاها یعنی زمین تخم‌مرغی شد» را محور استدلال قرار ندهیم.

استدلال دقیق‌تر این است:

دحو در منابع لغوی و تفسیری با بسط و گسترش ارتباط دارد و قرآن زمین را با فعل دحا توصیف کرده است.


۸. دحو زمین در نهج‌البلاغه

در اینجا وارد یکی از مهم‌ترین منابع شیعه می‌شویم:

نهج‌البلاغه امام علی(ع)

امام علی(ع) در توصیف آفرینش زمین می‌فرماید:

كَـبَسَ الْأَرْضَ عَلَى مَوْرِ أَمْوَاجٍ مُسْتَفْحِلَةٍ، وَلُجَجِ بِحَارٍ زَاخِرَةٍ…

و در ادامه:

وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ

یعنی:

زمین در میان جریان عظیم آن، گسترده و آرام گرفت.

این خطبه از مهم‌ترین متون شیعی در بحث کیهان‌شناسی اسلامی است. متن کامل این فراز در پژوهش‌های تخصصی نهج‌البلاغه نیز نقل شده است.


۹. «الأرَضِينَ المَدْحُوَّةِ»؛ زمین‌های گسترده‌شده

در نهج‌البلاغه تعبیر دیگری نیز وجود دارد:

وَالْأَرَضِينَ الْمَدْحُوَّةِ

یعنی:

زمین‌های گسترده‌شده.

همچنین در دعای منقول در نهج‌البلاغه آمده است:

اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ، وَدَاعِمَ الْمَسْمُوكَاتِ

یعنی:

ای گسترش‌دهنده زمین‌های گسترده و برپا دارنده آسمان‌های برافراشته…

این تعبیر از نظر بحث زمین تخت جالب است، زیرا «مدحوّات» به صورت جمع آمده است.

یعنی متن نهج‌البلاغه صرفاً از یک زمین با یک اصطلاح ساده سخن نمی‌گوید، بلکه در بعضی فرازها از «زمین‌ها» و «زمین‌های گسترده‌شده» صحبت می‌کند.


۱۰. زمین و آب در نهج‌البلاغه

یکی از جالب‌ترین قسمت‌های خطبه آفرینش، توصیف ارتباط زمین و آب است.

امام علی(ع) از:

  • امواج عظیم
  • دریاهای خروشان
  • کف آب
  • حرکت آب
  • سنگینی زمین
  • آرام گرفتن زمین

سخن می‌گوید.

سپس می‌فرماید:

وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ

این تصویر، از دیدگاه طرفداران زمین تخت بسیار مهم است.

زیرا آنها معتقدند در این توصیف، زمین به شکل یک جرم کوچک معلق در خلأ توصیف نشده، بلکه آب، زمین و آسمان بخشی از یک ساختار کیهانی به‌شمار می‌روند.

البته باید توجه داشت که این یک تفسیر از متن است و خود نهج‌البلاغه عبارت «زمین یک صفحه تخت است» را بیان نمی‌کند.


۱۱. روایت امام باقر(ع) درباره آفرینش زمین

در الکافی، شیخ کلینی روایتی از امام باقر(ع) نقل می‌کند:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَلَقَ … الْأَرْضَ قَبْلَ السَّمَاءِ

یعنی:

خداوند زمین را پیش از آسمان آفرید.

این روایت در الکافی، جلد هشتم، صفحه ۱۴۵ آمده است.

این نکته اهمیت زیادی دارد.

زیرا در روایت، زمین جایگاه مستقلی در ترتیب آفرینش دارد.

در همان بخش از الکافی روایات دیگری نیز درباره ترتیب آفرینش زمین، آسمان، خورشید و ماه آمده است.


۱۲. روایت امام صادق(ع) درباره «زمین‌ها»

در همان بخش از الکافی از امام صادق(ع) نقل شده است:

وَفِي يَوْمِ الْأَحَدِ وَالِاثْنَيْنِ خَلَقَ الْأَرَضِينَ وَخَلَقَ أَقْوَاتَهَا…

یعنی:

در روز یکشنبه و دوشنبه زمین‌ها را آفرید و روزی‌های آنها را آفرید…

نکته بسیار مهم اینجا واژه:

الْأَرَضِينَ

است.

یعنی «زمین‌ها» به صورت جمع.

این روایت در الکافی ثبت شده است.


۱۳. «هفت زمین» در قرآن

قرآن در سوره طلاق می‌فرماید:

اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ

ترجمه:

خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها.

این آیه یکی از مهم‌ترین آیات کیهان‌شناختی قرآن است.

زیرا قرآن فقط از «زمین» صحبت نمی‌کند.

بلکه می‌گوید:

مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ

یعنی از زمین نیز همانند آنها.

در کنار روایات شیعه درباره «الأرضين»، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.


۱۴. «هفت زمین» در نگاه شیعی

مفهوم «زمین‌ها» در منابع حدیثی شیعه نیز مطرح شده است.

در الکافی، امام صادق(ع) از آفرینش «الأرضين» سخن می‌گوید و در روایات مرتبط با کیهان‌شناسی روایی، موضوع زمین‌های متعدد مطرح شده است.

همچنین علامه مجلسی در بحارالانوار مجموعه‌ای از روایات مربوط به زمین و کیهان‌شناسی را گردآوری کرده است.

بنابراین در مطالعه کیهان‌شناسی شیعی باید یک سؤال اساسی پرسید:

آیا «زمین» در این متون همیشه دقیقاً همان مفهومی را دارد که در نجوم مدرن از سیاره Earth منظور می‌شود؟

پاسخ لزوماً مثبت نیست.

ممکن است «زمین» در بعضی روایات به یک ساختار خاص، طبقه، عالم یا مرتبه‌ای از آفرینش اشاره داشته باشد.

این موضوع نیازمند بررسی روایت به روایت است.


۱۵. زمین در «مجمع‌البیان»

مجمع‌البیان اثر شیخ طبرسی یکی از مهم‌ترین تفاسیر شیعه است.

در این تفسیر، آیات مربوط به زمین، از جمله:

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا

به‌صورت تفسیری بررسی شده‌اند.

اهمیت مجمع‌البیان برای بحث ما این است که نشان می‌دهد توصیف زمین به‌عنوان «فراش» یک تعبیر کاملاً بی‌سابقه یا ساخته‌شده در دوران معاصر نیست، بلکه از مفاهیم موجود در سنت تفسیری اسلامی است.


۱۶. آیا «فراش» به معنی زمین تخت است؟

اینجا باید دقت کنیم.

«فراش» به معنای فرش و بستر است.

اما از نظر منطقی نمی‌توان گفت:

«هر چیزی که فرش نامیده شود الزاماً صفحه هندسی بی‌نهایت است.»

مثلاً سطح یک کره نیز می‌تواند برای موجودی که روی آن زندگی می‌کند مانند یک سطح و بستر باشد.

بنابراین:

فراش بودن زمین = دلیل قطعی هندسی برای تخت بودن زمین نیست.

ولی:

فراش بودن زمین = یکی از شواهد متنی برای توصیف زمین به‌عنوان سطح گسترده و محل استقرار انسان است.

این تفاوت برای یک مقاله پژوهشی بسیار مهم است.


۱۷. «سطحت»؛ آیا با کروی بودن ناسازگار است؟

این یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف است.

دیدگاه زمین تخت

طرفداران زمین تخت می‌گویند:

«سطحت» یعنی سطح شده و گسترده شده و ظاهر آیه با زمین تخت سازگار است.

دیدگاه کروی

طرفداران زمین کروی می‌گویند:

حتی روی یک کره نیز هر منطقه کوچک برای ساکنانش سطح به نظر می‌رسد و می‌توان آن را «سطح‌شده» دانست.

حتی در سنت تفسیری و کلامی اسلامی نیز کسانی وجود داشته‌اند که میان کروی بودن کل زمین و سطح بودن محل زندگی انسان جمع کرده‌اند.


۱۸. یک شاهد بسیار مهم در بحارالانوار

نکته جالب این است که در بحارالانوار علامه مجلسی، بحث کروی بودن زمین نیز به‌صراحت مطرح شده است.

در جلد ۵۷، علامه مجلسی مطلبی را از دیدگاه طبیعیون و ریاضیون نقل می‌کند که:

الأرض كروية بحسب الحس

یعنی:

زمین از نظر حسی کروی است.

و سپس ساختار آب و زمین را در قالب یک ساختار کروی توضیح می‌دهد.

این نکته بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد در میراث شیعه، بحث درباره شکل زمین سابقه داشته و نمی‌توان ادعا کرد همه علمای شیعه در تمام دوره‌ها زمین تخت را پذیرفته‌اند.

بنابراین این مقاله که در حال مطالعه آن هستید مقاله‌ای است که می‌خواهد درباره «زمین تخت در منابع شیعه» جدی باشد، باید هم شواهد موافق و هم شواهد مخالف را نشان دهد.


۱۹. پاسخ زمین تخت به استدلال «سطح محلی»

طرفداران کروی بودن معمولاً می‌گویند:

زمین بسیار بزرگ است و انسان روی سطح آن، انحنای آن را در مقیاس کوچک احساس نمی‌کند.

پاسخ طرفداران زمین تخت این است:

اگر متن قرآن چندین بار از:

  • سطح
  • بسط
  • فرش
  • مهاد
  • مد
  • دحو

سخن گفته است، چرا باید تمام این تعابیر را صرفاً استعاره‌ای برای یک کره در نظر بگیریم؟

از این منظر، پرسش اصلی این است:

آیا متن مقدس را باید بر اساس مدل علمی امروز تفسیر کنیم یا ابتدا اجازه دهیم خود متن تصویر مستقلی از جهان ارائه کند؟

این پرسش یکی از محورهای مهم بحث زمین تخت و متون اسلامی است.


۲۰. «دحو» در نهج‌البلاغه و مسئله بسط زمین

یکی از قوی‌ترین شواهد متنی برای این بحث، جمع شدن دو عبارت در کنار یکدیگر است:

قرآن:

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا

نهج‌البلاغه:

وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً

در هر دو، ریشه «دحو» حضور دارد.

در پژوهش‌های شیعی درباره نهج‌البلاغه نیز تصریح شده که «دحا» در معنای بسط و گسترش به کار رفته است.

بنابراین می‌توان گفت:

زمین در این ادبیات، زمینی است که دحو شده؛ یعنی گسترده و آماده استقرار شده است.


۲۱. روایت امام باقر(ع) درباره دحو زمین

در برخی روایات منقول از امام باقر(ع) درباره آفرینش زمین آمده است که خداوند زمین را از زیر محل بیت‌الله گسترش داد.

در پژوهش مؤسسه علوم نهج‌البلاغه نیز این روایت نقل شده است:

فأوّل بقعة خُلقت من الأرض الكعبة، ثمّ مُدّت الأرض منها

یعنی:

نخستین قطعه‌ای که از زمین آفریده شد کعبه بود، سپس زمین از آن گسترش یافت.

این روایت در ادبیات روایی مربوط به «دحو الارض» قرار گرفته است.

اگر این روایت را در چارچوب زمین تخت بررسی کنیم، مفهوم «گسترش زمین از یک نقطه» برای این دیدگاه اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

اما باز هم باید توجه کرد که روایت به‌تنهایی شکل هندسی نهایی زمین را تعیین نمی‌کند.


۲۲. روز دحو الارض در روایات شیعه

در سنت شیعه، ۲۵ ذی‌القعده به‌عنوان روز «دحو الارض» شناخته شده است.

روایاتی درباره این روز از امامان شیعه نقل شده است.

برای نمونه، مؤسسه علوم نهج‌البلاغه روایتی از امام رضا(ع) نقل می‌کند که در آن آمده است:

نُشِرَتْ فِيه الرَّحْمَةُ، ودُحِيَتْ فِيه الأَرْضُ، ونُصِبَتْ فِيه الْكَعْبَةُ…

یعنی:

در آن روز رحمت گسترده شد، زمین دحو شد و کعبه برپا گردید…

این نشان می‌دهد که «دحو زمین» فقط یک بحث لغوی نیست؛ بلکه در سنت روایی شیعه به‌عنوان یک واقعه مرتبط با آفرینش زمین نیز مطرح شده است.


۲۳. آیا دحو الارض به معنای صاف کردن زمین است؟

بسته به منبع و تفسیر، دحو می‌تواند با مفاهیمی مانند:

  • بسط
  • گسترش
  • آماده‌سازی
  • تمهید
  • گستردن

ارتباط داشته باشد.

بنابراین «دحو الارض» را می‌توان به‌صورت:

گسترش و آماده شدن زمین برای زندگی

فهم کرد.

اما اینکه این فرآیند الزاماً به معنای ایجاد یک صفحه هندسی کاملاً تخت باشد، از خود واژه به‌تنهایی به دست نمی‌آید.


۲۴. آسمان در برابر زمین

یکی از نکات قابل توجه در قرآن، تقابل مکرر:

السماوات والأرض

است.

قرآن از:

  • آسمان‌های هفت‌گانه
  • زمین
  • زمین‌ها
  • بنا بودن آسمان
  • برافراشته بودن آسمان
  • گسترده بودن زمین

سخن می‌گوید.

برای نمونه:

وَالسَّمَاءَ بِنَاءً

آسمان را بنا معرفی می‌کند.

از دیدگاه زمین تخت، این نوع توصیف با یک مدل کیهانی شامل زمین در پایین و ساختار آسمانی در بالا سازگارتر دیده می‌شود.

اما از دیدگاه تفسیری مقابل، این تعابیر می‌توانند زبان توصیفی و ناظر به جایگاه انسان باشند.


۲۵. آیا قرآن از «گنبد آسمان» سخن می‌گوید؟

این قسمت باید با دقت بیان شود.

در قرآن واژه «گنبد» به شکل مستقیم برای آسمان نیامده است.

اما قرآن از تعابیری مانند:

وَالسَّمَاءَ بِنَاءً

و

وَالسَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا

سخن می‌گوید.

آیه:

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا

در سوره انبیاء آمده است.

«سقف» در زبان معمول، ساختاری است که بالای یک فضا قرار دارد.

از این جهت، طرفداران مدل گنبد آسمان این آیات را قابل توجه می‌دانند.

اما از نظر تفسیری، «سقف محفوظ» الزاماً به معنی گنبد هندسی صلب نیست.

پس بهتر است در مقاله بنویسیم:

«توصیف آسمان به‌عنوان سقف و بنا، با برخی مدل‌های کیهان‌شناختی زمین تخت قابل تطبیق دانسته شده است.»

نه اینکه ادعا کنیم قرآن صراحتاً کلمه «گنبد» را به کار برده است.


۲۶. زمین تخت و «هفت آسمان»

موضوع هفت آسمان یکی از بخش‌های مهم کیهان‌شناسی قرآن است.

در آیات مختلف از:

سَبْعَ سَمَاوَاتٍ

سخن گفته شده است.

همچنین:

وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ

به زمین‌هایی همانند آنها اشاره می‌کند.

این ساختار با تصور مدرن از یک زمین کروی که یکی از میلیاردها جرم موجود در یک جهان عظیم است، تفاوت مفهومی دارد.

البته این تفاوت به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند زمین تخت است.

بلکه نشان می‌دهد:

کیهان‌شناسی قرآن و کیهان‌شناسی مدرن را نباید بدون واسطه یکسان فرض کرد اما نقطه اشتراک زیادی با کروی بودن زمین نیز ندارد.


۲۷. زمین در قرآن «مرکز عالم» معرفی شده است؟

قرآن به‌صراحت جمله:

«زمین مرکز جهان است»

را بیان نمی‌کند.

اما جایگاه زمین در متن قرآن بسیار پررنگ است.

قرآن از:

  • زمین
  • آسمان
  • آسمان‌ها
  • زمین‌ها
  • خورشید
  • ماه
  • ستارگان

به‌عنوان اجزای نظام آفرینش سخن می‌گوید.

در روایات نیز زمین و آسمان در کنار یکدیگر موضوع بحث قرار گرفته‌اند.

پس بهتر است به جای ادعای «مرکزیت زمین»، بگوییم:

زمین در کیهان‌شناسی قرآنی جایگاه محوری و ویژه‌ای در ارتباط با زندگی انسان دارد.


۲۸. آیا «کوّرت» در قرآن درباره زمین آمده است؟

یکی از اشتباهات رایج در این بحث، استناد به آیه:

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

است.

برخی افراد تصور می‌کنند «کوّرت» درباره زمین است.

در حالی که آیه درباره خورشید است:

إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ

یعنی:

آنگاه که خورشید درهم پیچیده شود.

بنابراین این آیه را نمی‌توان به‌عنوان آیه‌ای درباره کروی بودن زمین استفاده کرد.


۲۹. آیا «یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهَارِ» درباره کروی بودن زمین است؟

یکی دیگر از آیاتی که گاهی برای اثبات کروی بودن زمین به آن استناد می‌شود:

يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ

است.

این آیه در سوره زمر آمده است.

طرفداران کروی بودن زمین معمولاً می‌گویند «تکویر» به معنای پیچیدن چیزی بر گرد چیزی است و این با کروی بودن زمین سازگار است.

اما حتی اگر این برداشت را بپذیریم، باید دقت کنیم:

آیه مستقیماً نمی‌گوید زمین کروی است.

موضوع آیه، درهم پیچیده شدن شب و روز بر یکدیگر است.

بنابراین استفاده از آن به‌عنوان «اثبات قطعی کروی بودن زمین» نیز نیازمند استدلال تفسیری است.


۳۰. آیا در منابع شیعه زمین کروی دانسته شده است؟

بله، و این قسمت نباید از مقاله حذف شود.

در میراث علمی شیعه، دیدگاه کروی بودن زمین نیز وجود داشته است.

نمونه بسیار جالب، همان مطلبی است که علامه مجلسی در بحارالانوار نقل می‌کند:

الأرض كروية بحسب الحس

و در ادامه درباره زمین و آب و شکل کروی آنها توضیح داده می‌شود.

بنابراین نمی‌توان با صداقت علمی گفت:

«تمام علمای شیعه زمین تخت را قبول داشتند.»

چنین ادعایی نیازمند دلیل تاریخی بسیار قوی است و منابع موجود چنین نتیجه ساده‌ای را تأیید نمی‌کنند.

اما از سوی دیگر، وجود دیدگاه کروی در میان برخی دانشمندان شیعه نیز به این معنی نیست که:

«قرآن صریحاً زمین را کروی معرفی کرده است.»

این دو موضوع باید از یکدیگر جدا شوند.


۳۱. مهم‌ترین استدلال زمین تخت از منابع شیعه چیست؟

اگر بخواهیم قوی‌ترین استدلال متنی را خلاصه کنیم، باید به مجموعه واژگان توجه کنیم، نه یک کلمه.

قرآن می‌گوید:

زمین «سطح» شده است

وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ

زمین «گسترده» شده است

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا

زمین «فرش» شده است

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا

زمین «بستر» شده است

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا

زمین «دحو» شده است

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا

و امام علی(ع) می‌فرماید:

وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً

این مجموعه، قوی‌ترین بخش استدلال متنی زمین تخت را تشکیل می‌دهد.


۳۲. چرا این استدلال مهم‌تر از یک آیه منفرد است؟

اگر تنها یک بار کلمه «سطح» در قرآن وجود داشت، می‌شد گفت منظور صرفاً سطح زندگی انسان است.

اگر فقط «فراش» وجود داشت، می‌شد گفت یک تشبیه ادبی است.

اگر فقط «مهاد» وجود داشت، می‌شد آن را استعاره دانست.

اگر فقط «مددناها» وجود داشت، می‌شد گفت منظور گستردگی زمین است.

اگر فقط «دحاها» وجود داشت، می‌شد گفت منظور آماده‌سازی زمین است.

اما زمانی که همه این مفاهیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، یک تصویر مشترک شکل می‌گیرد:

زمین به‌عنوان گستره‌ای آماده، سطح‌وار و محل استقرار انسان.

از دیدگاه زمین تخت، این مجموعه شواهد بسیار مهم است.


۳۳. آیا این مجموعه زمین تخت را اثبات می‌کند؟

اگر منظور از «اثبات» یک اثبات هندسی و علمی باشد:

خیر، متن قرآن و روایات به‌تنهایی چنین اثبات هندسی مستقیمی ارائه نمی‌کنند.

اما اگر سؤال این باشد:

آیا می‌توان از قرآن و روایات، قرائتی سازگار با زمین تخت استخراج کرد؟

پاسخ:

بله.

و این قرائت بر پایه مجموعه‌ای از تعابیر درباره:

  • سطح
  • بسط
  • دحو
  • فرش
  • مهاد
  • زمین‌ها
  • آسمان‌ها
  • سقف
  • ساختار آفرینش

شکل می‌گیرد.


۳۴. پاسخ به مهم‌ترین ایراد: «سطح کره هم سطح است»

این احتمال را باید جدی گرفت.

اگر زمین کروی باشد، هر انسان در مقیاس کوچک، بخش بسیار کوچکی از آن را تقریباً مسطح می‌بیند.

بنابراین گفته می‌شود:

«سطحت» لزوماً به معنی تخت بودن کل زمین نیست.

حتی در منابع اسلامی نیز این تفسیر سابقه دارد.

برای مثال، پژوهش مؤسسه علوم نهج‌البلاغه هنگام بررسی «دحو» دیدگاهی را از ابن‌ابی‌الحدید نقل می‌کند که بر اساس آن، کل زمین می‌تواند کروی باشد، ولی هر بخش از آن برای زندگی موجودات «مبسوط» باشد.

پس این پاسخ، یک پاسخ جدی در برابر استدلال زمین تخت است.


۳۵. اما پاسخ زمین تخت چیست؟

طرفداران زمین تخت می‌توانند بپرسند:

اگر منظور قرآن صرفاً «سطح قابل سکونت» بود، چرا مجموعه‌ای از واژه‌های مستقل برای بیان این ویژگی استفاده شده است؟

چرا:

سطحت

و:

مددناها

و:

فراش

و:

مهاد

و:

دحاها

و:

مدحوّة

همگی در توصیف زمین دیده می‌شوند؟

از نگاه زمین تخت، مجموع این تعابیر می‌تواند نشانه‌ای باشد که نویسندگان متن مقدس زمین را اساساً به‌عنوان یک گستره وسیع تصور کرده‌اند.

اما باز هم باید این را به‌عنوان استدلال تفسیری معرفی کرد، نه یک قضیه هندسی اثبات‌شده توسط متن.


۳۶. زمین تخت و روایت‌های کیهان‌شناختی شیعه

اگر فقط قرآن را بررسی کنیم، بخشی از تصویر را دیده‌ایم.

اما وقتی وارد روایات شیعه می‌شویم، مفاهیم بیشتری ظاهر می‌شوند:

  • زمین‌های متعدد
  • آسمان‌های متعدد
  • آفرینش زمین پیش از آسمان
  • دحو زمین
  • آب پیش از زمین در برخی روایات
  • گسترش زمین
  • ارتباط زمین و کعبه
  • ساختارهای چندلایه آفرینش

الکافی، برای مثال، روایت‌هایی درباره آفرینش زمین پیش از آسمان و آفرینش «الأرضين» دارد.

این روایات نشان می‌دهند که کیهان‌شناسی روایی شیعه را نمی‌توان بدون بررسی مستقل، معادل مدل نجومی مدرن دانست.


۳۷. آیا روایات شیعه درباره زمین ارزش بررسی دارند؟

قطعاً.

به‌خصوص منابع زیر برای یک پژوهش گسترده‌تر اهمیت دارند:

منابع اصلی

  1. قرآن کریم
  2. نهج‌البلاغه
  3. الکافی
  4. من لا یحضره الفقیه
  5. تهذیب الأحکام
  6. الاستبصار
  7. تفسیر علی بن ابراهیم قمی
  8. تفسیر العیاشی
  9. مجمع‌البیان
  10. تفسیر صافی
  11. بحارالانوار
  12. وسائل الشیعة

البته همه این منابع از نظر اعتبار حدیثی در یک سطح نیستند و هر روایت باید جداگانه از نظر سند و محتوا بررسی شود.


۳۸. چرا «بحارالانوار» به‌تنهایی کافی نیست؟

بحارالانوار اثر بسیار عظیم علامه مجلسی است که حجم بزرگی از روایات را گردآوری کرده است.

اما یک اشتباه رایج این است که تصور کنیم:

«هر روایتی که در بحارالانوار آمده، الزاماً صحیح است.»

چنین نتیجه‌ای درست نیست.

علامه مجلسی در بسیاری موارد روایات منابع مختلف را گردآوری کرده است.

بنابراین برای یک مقاله تخصصی باید میان:

وجود یک روایت در یک کتاب

و

صحیح بودن سند آن روایت

تفاوت گذاشت.


۳۹. زمین تخت در اسلام؛ متن یا تفسیر؟

بهترین راه برای فهم این موضوع این است که سه سطح را از یکدیگر جدا کنیم.

سطح اول: متن

مثلاً:

والأرض كيف سطحت

این متن قرآن است.

سطح دوم: معنی لغوی

«سطحت» با سطح و گستردگی ارتباط دارد.

سطح سوم: نتیجه هندسی

آیا این یعنی کل زمین صفحه تخت است؟

این مرحله دیگر تفسیر و استنتاج است.

این تفکیک باعث می‌شود مقاله زمین تخت پارسی گرفتار ادعاهای غیرقابل دفاع نشود.


۴۰. مهم‌ترین تفاوت دیدگاه اسلامی با مدل علمی مدرن

مدل علمی مدرن زمین را یک جسم تقریباً کروی می‌داند.

اما متن قرآن با هدف ارائه کتاب فیزیک و هندسه نوشته نشده است.

هدف اصلی قرآن:

  • هدایت
  • توحید
  • اخلاق
  • انسان
  • آفرینش
  • نشانه‌های قدرت خدا

است.

بنابراین وقتی قرآن می‌گوید:

وإلى الأرض كيف سطحت

ممکن است هدف اصلی، توجه دادن انسان به نعمت آماده بودن زمین برای زندگی باشد.

از طرف دیگر، طرفداران زمین تخت می‌توانند بگویند همین توصیف، تصویری واقعی از ساختار زمین نیز ارائه می‌دهد.

این دو برداشت باید از یکدیگر تفکیک شوند.


۴۱. آیا «زمین تخت» با اسلام ناسازگار است؟

از نظر بررسی متنی، نمی‌توان گفت صرفاً اعتقاد به زمین تخت با یک آیه صریح قرآنی در تضاد است؛ زیرا آیه‌ای با عبارت مستقیم «زمین کروی است» در قرآن وجود ندارد.

از سوی دیگر، نمی‌توان گفت:

«اسلام قطعاً زمین تخت را اثبات کرده است.»

زیرا چنین عبارت صریحی در قرآن و منابع اصلی حدیثی ارائه نشده است.

بنابراین موضع دقیق‌تر این است:

متون اسلامی دارای تعابیری هستند که می‌توان آنها را در چارچوب یک مدل زمین تخت تفسیر کرد، در حالی که برخی مفسران و دانشمندان مسلمان همین تعابیر را با زمین کروی نیز سازگار دانسته‌اند.


۴۲. آیا شیعه زمین تخت را قبول دارد؟

این جمله نیز بیش از حد کلی است.

«شیعه» یک فرد یا یک کتاب نیست.

در طول تاریخ، دانشمندان شیعه دیدگاه‌های مختلفی درباره نجوم و ساختار جهان داشته‌اند.

همان‌طور که دیدیم، در بحارالانوار نیز مطلبی درباره کروی بودن زمین نقل شده است.

در مقابل، متون قرآن و نهج‌البلاغه تعابیری مانند:

سطحت

مددناها

دحاها

مدحوّة

را دارند.

بنابراین بهتر است به جای جمله:

«شیعه زمین تخت را قبول دارد»

از عبارت دقیق‌تر استفاده شود:

«در منابع شیعه، مجموعه‌ای از آیات، روایات و تعابیر کیهان‌شناختی وجود دارد که از منظر طرفداران زمین تخت قابل استناد و تفسیر است.»


۴۳. قوی‌ترین شواهد موافق زمین تخت

اگر بخواهیم تمام مقاله را در یک فهرست خلاصه کنیم، مهم‌ترین شواهد عبارت‌اند از:

۱. «سُطِحَتْ»

وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ

۲. «مَدَدْنَاهَا»

وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا

۳. «فِرَاشًا»

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا

۴. «مِهَادًا»

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا

۵. «دَحَاهَا»

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا

۶. «مَدْحُوَّة»

وَسَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً

۷. «الأرَضِينَ»

خَلَقَ الْأَرَضِينَ

۸. «مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ»

وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ

۹. زمین و آب در نهج‌البلاغه

فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ

۱۰. آسمان به‌عنوان بنا و سقف

وَالسَّمَاءَ بِنَاءً

و

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا

مجموع این موارد، هسته اصلی پژوهش زمین تخت در منابع اسلامی را تشکیل می‌دهد.


۴۴. قوی‌ترین شواهد مخالف زمین تخت

برای کامل بودن مقاله باید شواهد مخالف نیز بررسی شوند.

مهم‌ترین آنها:

  1. برخی مفسران زمین را کروی دانسته‌اند.
  2. در منابع اسلامی، دانشمندان مسلمان زیادی با نجوم کروی کار کرده‌اند.
  3. در بحارالانوار نیز مطلبی درباره کروی بودن زمین نقل شده است.
  4. «سطح» می‌تواند به سطح قابل سکونت یک کره اشاره کند.
  5. «دحو» الزاماً اصطلاح هندسی برای صفحه تخت نیست.
  6. «فراش» و «مهاد» می‌توانند توصیف عملکرد زمین برای انسان باشند، نه شکل هندسی کل آن.

این موارد نشان می‌دهد که موضوع از نظر تفسیری ساده نیست.


۴۵. نتیجه‌گیری نهایی

بررسی قرآن، نهج‌البلاغه و منابع حدیثی شیعه نشان می‌دهد که موضوع زمین در متون اسلامی بسیار گسترده‌تر از یک جمله درباره کروی یا تخت بودن زمین است.

قرآن بارها زمین را با تعابیری مانند:

سطحت

مددناها

فراش

مهاد

دحاها

توصیف می‌کند.

در نهج‌البلاغه نیز امام علی(ع) از:

الأرض مدحوّة

و

الأرَضِينَ المدحوّة

سخن می‌گوید و آفرینش زمین را در ارتباط با آب‌ها و امواج عظیم توصیف می‌کند.

در الکافی نیز از امام باقر(ع) روایت شده که زمین پیش از آسمان آفریده شده و از امام صادق(ع) نیز درباره آفرینش «الأرضين» روایت شده است.

بنابراین، یک قرائت زمین تخت از متون اسلامی قابل طرح است؛ به‌خصوص اگر بر مجموعه تعابیر مربوط به سطح، بسط، دحو، فرش، مهاد و زمین‌های متعدد تمرکز کنیم.

اما از نظر دقت پژوهشی باید یک نکته مهم را پذیرفت:

قرآن یا نهج‌البلاغه عبارت صریح و هندسی «زمین یک صفحه تخت است» ندارند.

از طرف دیگر، وجود تفاسیر و متون اسلامی که کروی بودن زمین را پذیرفته‌اند نیز واقعیتی تاریخی است. حتی در بحارالانوار مطلبی درباره کروی بودن زمین نقل شده است.

بنابراین قوی‌ترین نتیجه‌ای که از متون می‌توان گرفت این است:

متون اسلامی، به‌ویژه قرآن و نهج‌البلاغه، زمین را بارها به‌عنوان گستره‌ای بسط‌یافته، سطح‌شده، فرش‌گونه، مهد و دحو‌شده توصیف می‌کنند. این تعابیر از سوی طرفداران زمین تخت به‌عنوان شواهدی برای سازگاری قرآن و روایات با مدل زمین تخت مورد استناد قرار می‌گیرند؛ در حالی که مفسران دیگری همین تعابیر را با کروی بودن زمین نیز سازگار دانسته‌اند.

به همین دلیل، مطالعه زمین تخت در اسلام بدون مطالعه نهج‌البلاغه، الکافی، بحارالانوار و تفاسیر شیعه ناقص خواهد بود.

و شاید مهم‌ترین نکته این باشد که برای فهم واقعی دیدگاه اسلام درباره جهان، بهتر است ابتدا متن را همان‌گونه که هست بخوانیم و سپس درباره انطباق یا عدم انطباق آن با مدل‌های علمی مختلف بحث کنیم.


منابع اصلی برای مطالعه بیشتر

  1. قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۲.
  2. قرآن کریم، سوره حجر، آیه ۱۹.
  3. قرآن کریم، سوره طه، آیه ۵۳.
  4. قرآن کریم، سوره نازعات، آیات ۲۷ تا ۳۳.
  5. قرآن کریم، سوره غاشیه، آیات ۱۷ تا ۲۰.
  6. قرآن کریم، سوره طلاق، آیه ۱۲.
  7. نهج‌البلاغه، خطبه‌های مربوط به آفرینش زمین و آسمان.
  8. الکافی، شیخ کلینی، روایات مربوط به آفرینش زمین و آسمان.
  9. مجمع‌البیان، شیخ طبرسی.
  10. بحارالانوار، علامه مجلسی، ابواب مربوط به آسمان، زمین و آفرینش.
  11. پژوهش‌های مؤسسه علوم نهج‌البلاغه درباره «دحو الأرض».

سخن پایانی

بحث زمین تخت در منابع اسلامی را نمی‌توان با یک آیه تمام کرد.

اگر کسی فقط یک آیه را ببیند، ممکن است نتیجه‌ای ساده بگیرد؛ اما وقتی قرآن + نهج‌البلاغه + الکافی + روایات اهل‌بیت(ع) + تفاسیر شیعه + بحارالانوار را کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، با مجموعه‌ای بسیار گسترده‌تر درباره ساختار زمین و آسمان روبه‌رو می‌شویم.

در این میان، واژه‌هایی مانند «سطحت»، «مددناها»، «فراش»، «مهاد»، «دحاها» و «مدحوّة» مهم‌ترین کلیدواژه‌های متنی برای پژوهش درباره زمین تخت هستند.

از سوی دیگر، وجود شواهدی در سنت اسلامی برای کروی بودن زمین نشان می‌دهد که این موضوع یک مسئله تفسیری و تاریخی چندلایه است و برای بررسی آن باید هر روایت و هر عبارت را در متن اصلی و با توجه به زمان، منبع، سند و شرح مفسران مطالعه کرد.

در نتیجه، منابع اسلامی دست‌کم امکان یک پژوهش جدی درباره سازگاری برخی قرائت‌های زمین تخت با متون اسلامی را فراهم می‌کنند؛ پژوهشی که محور اصلی آن نه یک جمله منفرد، بلکه مجموعه‌ای از توصیف‌های قرآنی و روایی درباره زمین و ساختار جهان است.

Sending
User Review
0(0 votes)

درباره مدیریت

عکس آواتار
کافی‌نت آنلاین ماورا با هدف ارائه خدمات دیجیتال سریع، امن و حرفه‌ای به صورت کاملاً غیرحضوری راه‌اندازی شده است. از تایپ و پرینت گرفته تا طراحی سایت، مشاوره آی‌تی و خدمات اداری به راحتی و از طریق اینترنت در دسترس شما هستند. ما در ماورا با بهره‌گیری از تخصص و تجربه، تلاش می‌کنیم تجربه‌ای بی‌دردسر و با کیفیت را برای مشتریان فراهم کنیم. کافی‌نتی مدرن برای نیازهای دیجیتال روز، تنها با چند کلیک در دسترس شماست.

جهت مطالعه

همه سیارات کروی هستند به جز زمین

همه سیارات کروی هستند به جز زمین

تمام سیارات شناخته شده در آسمان شب کروی هستند چرا باید زمین را تافته جدا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 1 =