در نگاه طرفداران مدل زمین تخت، زمین یک کرهٔ چرخان در فضا نیست، بلکه یک سطح گسترده و تقریباً تخت است که در برخی نسخههای این مدل به شکل یک دیسک تصور میشود. در مدل رایجتر، قطب شمال در مرکز قرار دارد و جنوبگان بهجای اینکه یک قاره در پایین کرهٔ زمین باشد، به شکل یک نوار یا دیوارهٔ یخی در اطراف جهان شناختهشده تصور میشود. بالای این سطح نیز آسمان و در برخی روایتها یک گنبد قرار دارد.
یکی از مهمترین استدلالهای آنها دربارهٔ آب است. آنها معتقدند آب در حالت سکون، سطحی صاف و افقی تشکیل میدهد و نمیتواند روی یک سطح محدب قرار بگیرد. از این دیدگاه، وقتی دریا، دریاچه یا یک سطح آب بسیار گسترده را مشاهده میکنیم، انتظار داریم سطح آب بدون خمیدگی قابل مشاهده ادامه پیدا کند. به همین دلیل، مفهوم «انحنای آب» را رد میکنند و میگویند اگر زمین واقعاً یک کره باشد، باید بتوان اثر هندسی این انحنا را در اندازهگیریهای گسترده مشاهده کرد.
در این مدل، خورشید و ماه نیز مانند مدل نجومی رایج در فاصلهٔ بسیار عظیم از زمین قرار ندارند. خورشید معمولاً بهصورت یک جرم نورانی نسبتاً کوچک و نزدیک تصور میشود که در بالای صفحهٔ زمین حرکت میکند. تغییر مسیر خورشید در طول سال نیز در این چارچوب به حرکت آن در مسیرهای مختلف بر فراز صفحهٔ زمین نسبت داده میشود. بنابراین طلوع، غروب، تغییر طول روز و فصلها نیز باید با هندسهٔ حرکت خورشید بالای این صفحه توضیح داده شوند.
بسیاری از طرفداران زمین تخت همچنین معتقدند چیزی که ما بهعنوان حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید میشناسیم، در واقع رخ نمیدهد و زمین ساکن است. در بعضی نسخههای این دیدگاه، برای توضیح سقوط اجسام به جای گرانش از ایدههایی مانند شتاب رو به بالا استفاده میشود؛ یعنی فرض میشود کل سطح زمین با شتابی مشخص به سمت بالا حرکت میکند و همین موضوع باعث میشود اجسام نسبت به زمین به سمت پایین بیفتند.
افق نیز در استدلالهای زمین تخت اهمیت زیادی دارد. آنها به این موضوع اشاره میکنند که در مشاهدهٔ افق از سطح دریا یا ارتفاعات، خط افق معمولاً صاف به نظر میرسد. از نظر آنها اگر زمین یک کرهٔ بسیار بزرگ باشد، باید با افزایش ارتفاع، خمیدگی افق آشکارتر شود. در مقابل، در مدل تخت، صاف بودن افق نتیجهٔ طبیعی یک سطح تخت است.
همچنین برخی زمینتختگرایان دربارهٔ تصاویر زمین از فضا، مسیر پروازهای بینقارهای، اندازهگیریهای ژئودزی، حرکت ستارگان، خورشیدگرفتگی و ماهگرفتگی تردید دارند و برای این پدیدهها توضیحات جایگزینی ارائه میکنند. البته این توضیحات در میان خود طرفداران زمین تخت نیز یکسان نیستند و چندین مدل متفاوت وجود دارد.
در مجموع، هستهٔ دیدگاه زمین تخت این است که زمین یک سطح تخت و ساکن است، آب سطحی بدون انحنای جهانی دارد و پدیدههای آسمانی در بالای این سطح رخ میدهند. سپس پدیدههایی مانند شب و روز، فصلها، افق، خورشید، ماه و ستارگان باید با همین هندسه توضیح داده شوند.
در اینجا چند مثال میاریم که «آیا آب میتواند در مقیاس ۱ متر تا ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر کاملاً بدون انحنا باشد؟» به زبان ریاضی چطور میشه:
۱. فرض بنیادی مدل زمین تخت
فرض میکنیم سطح مرجع زمین یک صفحهٔ اقلیدسی است:
هر سطح افقی موازی آن نیز:
خواهد بود.
بنابراین برای سطح آب آزاد:
۲. شرط تعادل آب
در یک سیال ساکن، فشار از رابطهٔ هیدروستاتیک پیروی میکند:
اگر در مدل زمین تخت جهت شتاب گرانش را در سراسر ناحیه عمودی فرض کنیم:
آنگاه:

و:

پس:
![]()
در سطح آزاد آب:
![]()
بنابراین:

در نتیجه:
![]()
یعنی سطح آب یک صفحهٔ افقی است.
۳. محاسبهٔ انحنا
سطح را به شکل تابع زیر در نظر بگیر:
تمام مشتقهای اول:

و تمام مشتقهای دوم:
![]()
پس انحنای اصلی سطح:
![]()
و بنابراین:
![]()
یعنی از نظر هندسی، سطح آب انحنای ذاتی ندارد.
۴. حالا فاصلهٔ ۱ متر یا ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر چه میشود؟
اگر:
باشد، فاصله هیچ تغییری در ارتفاع ایجاد نمیکند.
برای هر دو نقطهٔ و :
![]()
و
![]()
بنابراین:
![]()
فرقی نمیکند:
یا:
در این مدل:
![]()
۵. نتیجهٔ درون مدل زمین تخت
اگر چهار فرض زیر را بپذیریم:
- زمین یک صفحهٔ اقلیدسی است؛
- میدان گرانش در راستای عمودی یکسان است؛
- آب در حالت سکون قرار دارد؛
- سطح آزاد آب یک سطح همپتانسیل است؛
آنگاه:
![]()
و چون:
داریم:
و چون
![]()
پس:
![]()
پس:
![]()
و:
![]()
بنابراین آب از نظر ریاضی صفحهای بدون انحنا خواهد بود؛ چه فاصله ۱ متر باشد و چه ۱۰٬۰۰۰ کیلومتر.




