خورشید مرکزی – زمین مرکزی

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -3)

به بخش چهارم از مبحث ( خورشید مرکزی – زمین مرکزی ) رسیدیم، در این بخش هم مابقی دیدگاه ها در مورد زمین تخت (زمین مسطح) و خورشید مرکزی، بیان می شود تا از دیدگاه های گذشتگان اطلاع کافی داشته باشیم و در بخش های بعدی به دلایل علمی، تاریخی و تجربی خواهیم پرداخت که همگی ثابت می کنند که شکل هندسی زمین مسطح می باشد.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

گالیلئو گالیله

گالیلئو گالیله ( ۱۵فوریه ۸ – ۱۵۶۴ژانویه )۱۶۴۲دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیایی در سدههای ۱۶و ۱۷میلادی بود. گالیله در فیزیک، نجوم، ریاضیات و فلسفه علم تبحر داشت و یکی از پایهگذاران تحول علمی و گذار به دوران دانش نوین بود.

عمده شهرت گالیله به دفاع علمی او از نظریه کوپرنیک برمی گردد. کوپرنیک مدتی پیش از گالیله گفته بود که خورشید به گرد زمین نمیچرخد. رد فرضیه زمین مرکزی کلیسا که صدها سال بود همچون سخنی آسمانی تلقی میشد منجر به محکوم شدن گالیله در دادگاه تفتیش عقاید شد؛ و اگر بموقع توبه نکرده بود زنده زنده در آتش سوزانده شده بود. گالیله همچنین با تلسکوپی که خود ساخته بود به رصد آسمانها پرداخت و توانست جزئیات سطح ماه را مشاهده نموده و مورد مطالعه قرار دهد. همچنین در زمان او فکر میکردند که برای ادامه حرکت جسم به نیرو نیاز است . اما او با ازمایشی نشان داد که این دیدگاه اشتباه است و این موضوع بعدها منجر به قانون اول نیوتن شد.

پس از ردیابی های مداوم این سه نقطه نورانی گالیله متوجه شد وقتی نمیتواند آن ها را ببیند احتمالا باید پشت مشتری پنهان شده باشند بنابراین آن ها ستارگان نامریی نیستند. او با خود گفت پس آن ها باید قمر های مشتری باشند همانطور که زمین یک قمر دارد. پس از این او ادعا کرد که این رصد او ثابت می کند مدل کوپرنیکی خورشید مرکزی حقیقت دارد و یکی از دلایل خورشید مرکزی را یافته است. او ادعا کرد زمین نیز باید یکی از سیارات باشد که به دور خورشید در حرکت است.

گالیله برای یافتن شواهدی از حرکت زمین دست به کار شد و امیدوار بود تا شواهدی برای حرف خود پیدا کند. بعد از مدتی او ادعا کرد که جزر و مد بر اثر حرکت زمین به دور خورشید پدید می آید. او استدلال کرد که این حرکات فرضی زمین باعث پدید آمدن جزر و مد میشود و این مدرکی است که ثابت می کند زمین به دور خورشید در حرکت است اما از بخت بد او ایده او مورد پذیرش نبود و به آسانی توسط هم عصران وی ثابت شد که او اشتباه می کند.

آن ها گفتند اگر علت پدید آمدن جزر و مد حرکت زمین است پس ما هر روز باید شاهد جزر و مد های شدیدی باشیم زیرا زمین مدام در حرکت است و البته اگر اینگونه باشد همه چیز باید تحت تاثیر این حرکت قرار بگیرد نه فقط آب ها و همه چیز باید از زمین به بیرون پرتاب شود.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

یوهانس کپلر

یوهانِس ِکپ ِلر زاده ۲۷دسامبر ۱۵۷۱در شهر وایلدراشتات درگذشته ۱۵نوامبر ۱۶۳۰در رگنسبورگ آلمان، دانشمند، ریاضیدان و ستارهشناس سرشناس آلمانی بود. کپلر را پدر علم ستارهشناسی نوین میدانند. وی با تحقیق درباره ستارگان و سیارات، قوانین معروف کپلر را پیش نهاد که قوانین سهگانه کپلر در ستارهشناسی به شمار میروند، او وقتی ادعا کرد که سیارهها در مدارهای بیضوی به دور خورشید میگردند و خورشید تنها نیروی مؤثر مدارهای سیارات است، مورد اعتراض سنتها و باورهایی که قرنها پایدار بود قرار گرفت. کپلر یکی از طرفداران سرسخت نظریه خورشیدمرکزی یا منظومه شمسی بود.

کپلر که از سوی تیکو براهه در رصدخانه سلطنتی استخدام شده بود، در موقعیتی استثنائی قرار داشت، چرا که انبوهی از اطلاعات رصدی دقیق تیکو براهه در دسترس او بود. از آنجا که براهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازهگیری سرگرم بود و هیچ کوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود نکردهبود، این کار به کپلر که در سال آخر زندگی تیکو براهه دستیار وی بود واگذار شد. این اطلاعات رصدی در نظریه بزرگ خورشیدمرکزی کوپرنیک بهطور کامل صدق نمیکرد، وی به مدل براهه نیز اعتقادی نداشت و میدانست که مدل خورشیدمرکز کوپرنیک با قوانین ریاضی و نتایج رصدی مطابقت بهتری دارد.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

تیکو براهه

ستاره شناس دانمارکی بود. او در چهارده سالگی (سال )۱۵۶۰شاهد منظرهای از کسوف شد و تصمیم گرفت به ستاره شناسی بپردازد. او در دانشگاه کپنهاگ و دانشگاه های آلمانی در رشته ستاره شناسی تحصیل کرد. اولین کتابش در سال ۱۵۷۳منتشر شد که به راندهشدنش از سوی پدر و مادر و البته شهرت او انجامید. امپراتور دانمارک رصدخانهای در جزیره هون برای وی تأسیس کرد. تیکو زمین را ثابت و در مرکز جهان میدانست و دستگاهی بر این اساس ساخته بود و در دسامبر ۱۵۶۶بینی خود را در حالت مستی در یک دوئل با پسرخالهاش موندراپ پارزبرگ بر سر اینکه کدامشان ریاضیدان بهتری است از دست داد. درهای در کره ماه به نام وی نامیده شدهاست.

او نخستین اخترشناس تمام وقت بود و رصدخانههای اورانیبورگ و استیرنبورگ را بنیان نهاد و آنها را با دستگاههایی که در زمان خود تازهترین دستاوردهای فناوری به شمار میرفتند، مجهز کرد که عبارت بودند از ُس ِدس (سکستانت)، حلقهدار (ذاتالحلق)، و ُربع. تیکو براهه نخستین کسی بود که به معنای امروزی، شیوه منظم و دقیق رصد کردن را در نجوم به کار گرفت. او نخستین مبنای منطقی را برای تعیین فاصلههای نسبی کیهانی عرضه کرد و نادرست ِی تصورات قدیمی دربارۀ دنبالهدارها و فضای کیهانی را نشان داد.

هم عصران کوپرنیک مانند اخترشناس دانمارکی تیکو براهه معروف با خورشید مرکزی مخالف بود و استدلال هایی نیز در این باره آورده بود.

او اشاره کرد اگر زمین در یک مدار به دور خورشید میچرخد، تغییر قابل توجهی باید در موقعیت ستارگان ایجاد شود. براهه نوشت که ستارگان باید همانطور که ما نزدیک میشویم جداگانه از هم به نظر برسند و وقتی دور میشویم جمع شوند.

درواقع بعد از میلیون ها مایل از مدار فرضی دور خورشید هیچ جابجایی ای از ستارگان دیده نمیشود.

کوپرنیک به این مشکل آشکار پاسخ داد. او ستارگان را میلیارد ها و میلیارد ها مایل دورتر از زمین و خورشید فرض کرد که حتی پس از میلیون ها مایل جابجایی در مدار فرضی خورشید هیچ تغییری در آن نتوان یافت و ایجاد نشود.

کوپرنیک در حقیقت به این فرض نیاز داشت تا مدل خود را حفظ کند اما راهی برای اثبات این فرض وجود نداشت. بار دیگر تیکو براهه استدلال کرد و این استدلال کوپرنیک را مورد سوال قرار داد که اگر ستارگان میلیارد ها و میلیارد ها مایل از ما دورتر هستند پس راهی برای دیدن آن ها وجود ندارد و نباید دیده شوند.

کوپرنیک پاسخ داد به این علت ستارگان را میبینیم که آن ها فقط نقاط کوچک نورانی نیستند، بلکه توپ های آتشین و گازی بسیار بسیار عظیم تر از خورشید هستند.

در ابتدا کوپرنیک ستارگان را میلیارد ها مایل دورتر فرض کرد تا بتواند پاسخ اشکال براهه را بدهد سپس برای چگونگی دیده شدن آن ها در آن فاصله، آن هارا بسیار بزرگتر از خورشید و توپ های گازی آتشین توصیف کرد و در نهایت او معادلات و فواصل خاصی برای تحکیم فرضیه خود ارائه کرد.

به عنوان مثال: او فاصله خورشید از زمین را بطور کامل 3391200مایل اندازه گیری کرد.

در قرن 17تیکو براهه تحت حمایت امپراتور رودولف دوم بود که بزرگترین رصد خانه در آن زمان ساخته شد. با شنیدن این موضوع منجم آلمانی یوهانس کپلر به شاگردی تیکو براهه در آمد.

با اینکه کپلر اصرار به درست بودن مدل خورشید مرکزی داشت اما تیکو براهه او را پذیرفت، این پذیرش بر اساس توانایی بالای او در ستاره شناسی و ریاضیات بود.

براهه اجازه دسترسی کپلر به رصدخانه را داد اما اطلاعات خود را از او بطور کامل مخفی نگه داشت و در دسترس او قرار نداد که باعث نا امیدی و خشمگین شدن کپلر شد و منجر به بحث و جدلی بین آن دو شد که تیکو براهه کپلر را از رصد خانه اخراج کرد.

بعد از مدتی که کپلر از تیکو براهه عذر خواهی کرد در حدود یکسال بعد براهه کپلر را بار دیگر به عنوان شاگرد پذیرفت. کپلر از نقش خود به عنوان یک شاگرد خشنود نبود.

کمتر از یک ماه بعد تیکو براهه به طرز مشکوکی از دنیا رفت و کپلر به تمامی اطلاعات مخفی او دست یافت و جای او را به عنوان منجم و ستاره شناس رسمی امپراتور گرفت.

شواهد فراوان و انگیزه ای آشکار نشان میدهد که کپلر باید براهه را به قتل رسانده باشد. براهه تنها 54سال داشت و علت مرگ او را یک بیماری عنوان کردند.

اما پس از آن کالبد شکافی و بررسی بدن او مقادیری از سمی که با جیوه ترکیب شده بود بر روی سبیل و دهان او یافت شد که باعث شد برخی از محققان به نتیجه برسند که او مسموم شده است.

کتابی در سال 2004با نام “فتنه آسمانی” یا ” ” Heavenly Intrigueمنتشر شد که به قتل تیکو براهه توسط کپلر اشاره میکند.

در حقیقت کپلر، براهه را به قتل رساند و حال چرایی این ماجرا؟ در حقیقت برای دست یابی به اطلاعاتی که براهه طی یک عمر زندگی با تجربه بسیار بالا بدست آورده بود و دست یابی بر جایگاه براهه به عنوان یک ستاره شناس رسمی.

در ادامه و باقی زندگی، کپلر در رصدخانه براهه مشغول به کار شد و از اطلاعات براهه برای تقویت مدل خورشید مرکزی خود استفاده کرد درحالی که براهه همیشه مخالف خورشید مرکزی بود و به آن نقد هایی وارد کرده بود.

او محاسبات کوپرنیک را اصلاح کرد و حرکات اجرام آسمان را از دایره کامل به بیضی نامنظم تغییر داد و حتی فاصله جدیدی برای خورشید ارائه کرد، درحالی که کوپرنیک ادعا کرده بود خورشید در فاصله 3391200مایلی قرار دارد، کپلر به جامعه نجومی اطمینان داد که عدد جدید او یعنی 12376800مایل درست است.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

آیزاک نیوتون

(۴ژانویه ۲۰–۱۶۴۳مارس ۲۰مارس )۱۷۲۷ریاضیدان، فیزیکدان، اخترشناس، متخصص الهیات و نویسنده (در روزگار خود شناخته شده به عنوان یک فیلسوف طبیعت) اهل انگلستان بود که به عنوان یکی از مؤثرترین دانشمندان کل تاریخ و یک شخصیت کلیدی در انقلاب علمی شناخته میشود. کتاب وی شاهکار اصول ریاضی فلسفه طبیعی که برای اولین بار در سال ۱۶۸۷منتشر شد، مبانی مکانیک کلاسیک را بنا نهاد. همچنین او سهم بزرگی در نورشناسی ایفا کرد. او و گوتفرید لایبنیتس، بهطور همزمان و مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال را ایجاد کردند.

نیوتن فرمولی برای قوانین حرکت و گرانش جهان وضع کرد که دیدگاه غالب علمی را تا پیش از ارائه نظریه نسبیت تشکیل میداد. نیوتن از برهانهای ریاضی پیرامون گرانش برای اثبات قوانین حرکت سیارهای کپلر استفاده کرد. او با بررسی و تشریح جزر و مد، مسیر پرواز دنبالهدارها، پیشروی محوری و سایر پدیدهها، تردید در مورد درستی خورشیدمرکزی بودن منظومه شمسی را از بین برد. او نشان داد که حرکت اشیا روی زمین و اجرام آسمانی میتواند با اصول مشابهی محاسبه شوند. استنباط نیوتن مبنی بر اینکه زمین کروی با حالت تخت (شعاع قطبی کمتر از شعاع استوایی) است، با اندازهگیریهای هندسی توسط موپرتوئی، لا کانداماین و سایرین تأیید شد و اکثر دانشمندان اروپایی را بر برتری مکانیک نیوتنی بر سیستمهای قدیمی متقاعد ساخت.

نیوتن اولین تلسکوپ بازتابی کاربردی را ساخت و نظریه پیشرفتهای از نور مبنی بر مشاهده تجزیه نور سفید در منشور به طیفهای مرئی، ایجاد کرد. بررسیهای او در مورد نور در کتاب مؤثرش اپتیکس جمعآوری و در سال ۱۷۰۴منشر شد. او همچنین قانون تجربی سرد شدن را فرمول بندی کرد، نخستین محاسبه نظری سرعت صوت را انجام داد و مفهوم سیال نیوتنی را تعریف کرد. او به عنوان یک ریاضیدان نیز در مطالعه سری توانی، تعمیم دادن بسط دوجملهای به توانهای غیر عدد صحیح و ایجاد کردن روشی برای تقریب زدن ریشههای یک تابع نقشی قابل توجه در پیشبرد ریاضی ایفا کرد.

نیوتن از اعضای کالج ترینیتی و دومین دارنده کرسی ریاضیات لوکاسین در دانشگاه کمبریج بود. او مسیحی بود و به کتاب مقدس مسیحی باور داشت، اما تفاسیر و عقایدش از کتاب مقدس با عقاید معمول مسیحیان متفاوت بود، بهطوری که تثلیث را غیر عامیانه و دور از دیدگاه عموم رد کرد. برخلاف اعضای دانشکده کمبریج در آن دوران، وی از پذیرفتن دستورهای مقدس کلیسای انگلستان امتناع کرد. علاوه بر کارهای مربوط به علوم ریاضی، وقت زیادی را برای مطالعه علم کیمیا و شرح تاریخ مطابق کتاب مقدس صرف کرد.

اما بیشتر کارهای او در این زمینهها تا مدتها پس از مرگش منتشر نشد. او از دید سیاسی و شخصیتی با حزب ویگ گره خورده بود. نیوتن دو دوره کوتاه در سالهای ۱۶۸۹–۹۰و ۱۷۰۱–۰۲به عنوان عضوی از پارلمان دانشگاه کمبریج خدمت کرد. در سال ۱۷۰۵نیز توسط ملکه آن عنوان شوالیه دریافت کرد. او سه دهه پایانی عمرش را در لندن، در جایگاههای ناظر(۱۶۹۶–۱۷۰۰)و ارباب(۱۷۰۰–۱۷۲۷)ضرابخانه سلطنتی و همچنین رئیس انجمن سلطنتی (۱۷۰۳–۱۷۲۷) گذراند.

یوهانس کپلر ستارهشناس آلمانی در ۱۶۰۹نظریه انقلابی خود را درباره حرکت سیارهها پیش نهاد. در آن زمان هنوز یافتههای کوپرنیک مقبولیت عام پیدا نکردهبود و بیشتر مردم بر این باور بودند که سیارهها، خورشید و دیگر ستارگان به دور زمین میگردند. کپلر در کتاب خود به نام «هیئت جدید» تمام این پندارها را در هم ریخت. او با بهرهگیری از نتایج رصدهای استادش تیکو براهه و مشاهدات خود ثابت کرد که سیارهها نه به دور زمین، که گرد خورشید میگردند و مدار آنها نیز بر خلاف تصور رایج دایرهای نیست بلکه بیضوی است. کپلر نتوانسته بود توضیح دهد که چرا مدار سیارهها به این شکل است و چه نیرویی آنها را به حرکت درمیآورد. همچنین مشخص نبود که چرا سرعت مداری سیارهها وقتی به خورشید نزدیکترند، افزایش مییابد.

نیوتن در کتاب «اصول ریاضی فلسفه طبیعی»، معروف به «پرینسیپیا» ( ،)Principiaبه این پرسشها پاسخ گفت. او ثابت کرد که نیروی کشش میان اجسام آسمانی، بر پایه قانون عکس مربع عمل میکند؛ یعنی مقدار نیروی گرانش میان خورشید و سیاره برابر است با عکس مجذور فاصله آنها. او با تحلیل ریاضی نشان داد که قانون عکس مربع، ناگزیر مسیر حرکت سیارهها را بیضوی میسازد. او حساب دیفرانسیل را در این زمان پی ریخت. آنگاه گام بلند دیگری برداشت و قانون گرانش عمومی را کشف کرد که به موجب آن هر جسمی در عالم به هر جسم دیگری نیروی کششی وارد میکند و مقدار این نیرو محاسبه پذیر است.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

هنری کاوندیش

در حدود یک قرن پس از انتشار نظریه گرانش توسط نیوتون یک تلاش برای اثبات حرف های او انجام شد. در 1797هنری کاوندیش، دانشمند انگلیسی، نوه ثروتمند دوک دوانژر یک آزمایش طراحی کرد که ادعا کرده بود بطور موفقیت آمیزی ثابت میکند گرانش وجود دارد. او ادعا کرد ثابت گرانشی را اندازه گیری کرده و اعداد و ارقامی نیز برای جرم دقیق زمین،خورشید،ماه و سیارات ارائه داد.

او دو توپ سربی را در انتهای مخالف یک ترازوی پیچشی معین کرد و سپس آن ها را از سقف اتاقک خود آویزان کرد. توپ های کوچک در نزدیکی توپ های بزرگ آویزان بودند و هر حرکتی به سوی یک دیگر نشان از تاثیرات گرانش میداد.

این آزمایش مورد نقد بسیاری قرار گرفت زیرا هیچ گاه در طول این چند قرن مانند آن انجام نشد. در این آزمایش گاهی ترازوی پیچشی به سمت توپ ها میچرخید و گاهی از آن ها دور میشد و البته توپ ها همیشه یکدیگر را جذب نمی کردند.

از آنجا که محاسبه نیروی گرانش او 39^10ضعیف تر نسبت به نیروی الکترومغناطیس بود، هیچ کنترلی برای آزمایش وجود نداشت که قابل محاسبه باشد و هیچ راهی برای تشخیص تفاوت بین نیروی گرانشی از نیروی شناخته شده و قوی تر الکترومغناطیسی نبود. به عبارت دیگر، توپ ها به سادگی میتوانستند توسط الکتریسیته ساکن جذب یک دیگر شوند، نیروی شناخته شده ای که در همه چیز وجود دارد و هزاران بار قوی تر از گرانش است و در یک آزمایش غیر قابل کنترل است.

با اینکه هیچکس نتوانست آزمایش کاوندیش را برای بار دیگر انجام دهد اما از آن به عنوان یک آزمایش موفق در تاریخ یاد می کنند و در کتب علمی امروز به عنوان یک دلیل درست برای نیروی فرضی گرانش از آن یاد میشود. اما این آزمایش نتوانست چیزی را به اثبات برساند.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

لئون فوکو

(زاده ۱۸سپتامبر ۱۸۱۹در پاریس – درگذشته ۱۱فوریه )۱۸۶۸فیزیکدان اهل فرانسه است. وی تحصیلات ابتدایی خود را نزد معلم خصوصی آموخت و سپس برای تحصیل علم پزشکی، وارد دانشکده طب پاریس شد. اما به دلیل داشتن ترس از خون و علاقه فراوان به رشتههای علمی، به سمت فیزیک گرایش پیدا کرد. فوکو در بین معاصرین خود شخصیت عجیبی داشت، چرا که تنها با مطالعات و آزمایشهای خستگی ناپذیر خود، مدارج ترقی علمی را پیمود و بدون استفاده از استاد، خود به استادی رسید.

وی به زودی دریافت که در فیزیک تجربه کافی ندارد با این حال به مطالعه ریاضیات پرداخت و دامنه دانش و اطلاعات علمی اش را توسعه داد. فوکو همچنین آزمایشی طراحی کرد تا اثبات کند زمین به دور خود میچرخد. برای این کار که در سال ۱۸۵۱انجام شد، او یک پاندول آهنی ۳۰کیلوگرمی با نا ِم آون ِگ فوکو را از گنبد پانتئون آویزان کرد. فوکو به گوی، یک سوزن گرامافون وصل کرده بود و روی زمین (زی ِرگوی) حلقهای از شنهای مرطوب قرار داد، در مقابل حیرت همه نشان داد، با وجودی که حرکت پاندول به جلو و عقب هدایت شده بود، پاندول حرکتی دوار انجام داد.

در حا واقع ک ِف پانتئون در ل گردش بود یا به عبارت بهتر زمین در حال چرخیدن حول محور خود بود. وی در ادامه، ساختمان قطبنما را تکمیل کرد و با این ابتکار، جهتیابی قطبنما با تغییر جهت کشتی در دریا تغییر نمیکند و از میدانهای مغناطیسی تأثیر نمیپذیرد. وی در سن ۴۸ سالگی به دلیل بیماری اِماِس درگذشت.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

گاسپار گوستاو دو کوریولیس

در اواسط قرن 19مرد فرانسوی دیگری به نام گاسپار-گوستاو دو کوریولیس چندین آزمایش انجام داد تا اثر انرژی جنبشی بر سیستم های دوار را نشان دهد که از همان زمان این موضوع تبدیل به یکی از دلایل مدل خورشید مرکزی تبدیل شده است.

نیروی کوریولیس یا اثر کوریولیس یک شبه نیرو است که باعث انحراف اجسام در حال حرکت به بیرون از راستای خط راست، از دید یک ناظر درون یک دستگاه مرجع چرخان است. تأثیرات این نیرو را میتوان بهوضوح در تعیین جهت جریانات جبهههای آب و هوایی سیارات دید.

چرخش آب تحت تاثیر اثر کوریولیس نمیباشد زیرا اثر کوریولیس در مقیاس های کوچک بی تاثیر است. جهت چرخش آب به شکل هندسی محل و حوضه ای که آب در آن وجود دارد و زاویه ورود آب بستگی دارد.

در یک سینک ظرفشویی، شکل ظرف و حرکات آب بسیار اثرگذارتر هستند و نیروی کوریولیس در چنین مقیاسی آنقدر کم است که تأثیر تعیینکنندهای نخواهد داشت. حتی گفته شده اثر کوریولیس بر جهت حرکت گلوله نیز تاثیر دارد و باعث میشود طوفان ها در دو نیم کره خلاف جهت هم بچرخند.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (زمین تخت)

آلبرت انیشتین

فیزیکدان نظری آلمانی الاصل بود که نظریه نسبیت را بهعنوان مهمترین دستاوردش توسعه داد، نظریهای که در کنار مکانیک کوانتومی یکی از دو ستون فیزیک مدرن محسوب می شود.علاوه بر این، او بهخاطر تاثیرش بر فلسفه علم نیز شناخته میشود. در نظر عامه مردم، اینشیتن بیشتر بهخاطر فرمول همارزی جرم و انرژی یعنی E=mc2 شناخته میشود، فرمولی که از آن بهعنوان معروفترین فرمول در سراسر دنیا یاد میشود. او «برای خدماتش در زمینه فیزیک نظری و بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک که گامی اساسی در توسعه مکانیک کوانتومی بهحساب میآید»، موفق به کسب جایزه نوبل در سال ۱۹۲۱شد.

وی در 1916فرضیه نسبیت عام خود را منتشر کرد، یک تغییر و اصلاح بزرگ در فرضیه خورشید مرکزی که باعث شد مفهوم “اتر” از مطالعات علمی بطور کامل حذف شود و آن را با نسبیت جایگزین کرد.

در اواخر 1920آلبرت انیشتین و فرضیه اش به شدت مورد توجه قرار گرفتند و مدل افسانه ای خورشید مرکزی دوباره بازگشت و از انیشتین به عنوان یک نابغه در تاریخ یاد شد.

Sending
User Review
0(0 votes)

درباره مدیریت

Avatar photo
کافی‌نت آنلاین ماورا با هدف ارائه خدمات دیجیتال سریع، امن و حرفه‌ای به صورت کاملاً غیرحضوری راه‌اندازی شده است. از تایپ و پرینت گرفته تا طراحی سایت، مشاوره آی‌تی و خدمات اداری به راحتی و از طریق اینترنت در دسترس شما هستند. ما در ماورا با بهره‌گیری از تخصص و تجربه، تلاش می‌کنیم تجربه‌ای بی‌دردسر و با کیفیت را برای مشتریان فراهم کنیم. کافی‌نتی مدرن برای نیازهای دیجیتال روز، تنها با چند کلیک در دسترس شماست.

جهت مطالعه

خورشید مرکزی – زمین مرکزی

خورشید مرکزی – زمین مرکزی

مدل خورشیدمرکزی یک مدل نجومی است که در آن زمین و سایر سیارات به دور …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 4 =