خورشید مرکزی – زمین مرکزی

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

خورشید مرکزی – زمین مرکزی بخش سوم » در اینجا به اصل کوپرنیکی میرسیم، لازمه اصل کوپرنیکی، مدل خورشید مرکزی یا به نوعی مدل فعلی پذیرفته شده از جهان است. در کیهانشناسی، اصل کوپرنیکی که به نام نیکلاس کوپرنیک نامگذاری شده است، میگوید که زمین در مرکز عالم یا در جای ویژهای از عالم قرار ندارد. هرمان باندی کیهانشناس قرن بیستم این اصل را به نام نیکلاس کوپرنیک نامگذاری کرد، هرچند که پیشینه این اصل به قرن ۱۶و ۱۷میلادی بازمیگردد که سیستم بطلمیوسی (که زمین را مرکز عالم میدانست) کنار گذاشته شد. با دید کلی این دیدگاه آشنا شدید. در مطلب بعدی به اعماق تاریخ می رویم.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

آریابهاتا

آریابهاتا ( ۵۵۰–۴۷۶میلادی) اولین نفر در حوزه ریاضیدان – منجمانی میباشد که از دوره کلاسیک ریاضی و نجوم هندی است.

برخلاف آنچه در منابع غربی آمده است، کپرنیک اولین کسی نبود که به مدل خورشید-مرکزی اعتقاد داشت. قبل از او دانشمندان بسیاری از شرق به ناکارآمدی مدل بطلمیوسی پی برده بودند و مدل خورشید مرکزی را پیشنهاد داده بودند. آریابهاتا ریاضیدان و منجم بزرگ هندی در اوایل قرن ششم میلادی در کتاب خود که آریابهاتیا نامیده میشود، به تبعیت از اسلاف هندی خود، مدل خورشیدمرکزی را ارائه نمود و تأکید کرد که زمین علاوه بر چرخش به دور خورشید، به دور خود نیز میچرخد. همچنین مشاهده میکنیم که وی حتی به بیضی بودن مدار سیارات به دور خورشید نیز اشاره مینماید.

اگر چه کپرنیک اولین کسی است نظریه مرکزیت خورشید را فرمولبندی دقیق ریاضی و هندسی نمود، ولی سابقه این نظریه به سدهها پیش از وی باز میگردد؛ فیلولائوس فیلسوف یونانی قرن چهارم پیش از میلاد و یکی از شاگردان فیثاغورث نخستین کسی است که قائل به حرکت وضعی زمین (چرخش زمین به دور خود) شد. پس از او هراکلیدس پونتسی فرضیه حرکت انتقالی زمین (چرخش زمین به دور یک کانون مشخص) را مطرح کرد. آریستارخوس ساموسی فیلسوف و منجم قرن سوم پیش از میلاد با ترکیب نظریههای این دو، اولین نظریه خورشید مرکزی را پیشنهاد کرد. در نظر او خورشید بهطور ثابت در مرکز عالم جای می گیرد و زمین و سیارههای دیگر در مسیری کاملا مدور به دور آن میچرخند. ولی نظریات خورشید مرکزی قبل از کپرنیک، بدون اینکه به محاسبات ریاضی و هندسی و طراحی مدلهای هر سیاره منجر شود، ارائه شده بود. در نتیجه پذیرش آن اصلا معقول و منطقی نبود.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

ابن شاطر

علاءالدین ابوالحسن علی بن ابراهیم بن محمد بن همام انصاری معروف به مطعم فلکی در سال ۷۰۵در دمشق به دنیا آمد. وی اخترشناس و ریاضیدان عرب معروف عصر خود بودهاست. وی از سوی بیشتر دانشمندان معاصرش لقب علامه کسب کرد و به سبب انتساب به نخستین معلم خود ابن شاطر، بعدها به ابن شاطر ارشد معروف گردید. وی در سال ۷۷۷ق در شهر دمشق درگذشت.

ابن شاطر به اسطرلاب و ُربع علاقه داشت و ساعتهای آفتابی میساخت. مهمترین کار ابن شاطر در علم نجوم، نظریه سیارهای او است. وی در الگوهای سیارهای خود، تغییرات بدیعی در الگوهای بطلمیوسی وارد کرده و نیز الگوهای وی همان الگوهای کوپرنیکوس است، با این تفاوت که جنبه زمین مرکزی دارند. ابن شاطر اسطرلابی در ۲۲سالگی ساخت که هماکنون در رصدخانه ملی پاریس نگهداری میشود.

کوپرنیک در کتاب «درباره گردش افلاک آسمانی» صادقانه بیان میکند که تحت تأثیر افکار «ابن شاطر» قرار داشته است.

منابع موجود نشاندهنده این است که هر چند ایرانیان و مسلمانان موفق به اثبات حرکت زمین نشده بودند (و یا دستکم منابعی در این زمینه در اختیار ما نیست)؛ اما گروهی از دانشمندان ایرانی بر چنین نظریهای اعتقاد داشتهاند که در واقع خورشید ثابت بوده و زمین بر گرد آن در چرخش است. یکی از شواهد مکتوب، کتاب «اعلاقالنفیسه» نوشته ابنرسته اصفهانی (قرن سوم هجری/ نهم میلادی) است که تنها یک جلد از هفت جلد آن باقیمانده است.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

ابن رسته

احمد ابن ُرسته یکی از کاشفان و گیتاشناسان بزرگ جهان بود که در در حدود ۹۰۳میلادی برآمد. او ایرانی و زاده منطقه ُرسته اصفهان بودهاست.

دانش وی درباره مردم اروپا و غیر مسلمانان آسیا وی را به منبعی معتبر تبدیل کرده بود. وی حتی درباره وجود جزایر بریتانیا و ولایات هفت گانه آنگلوساکسون اطلاع داشت. وی از تاریخ مردم ترک و سایر استپ نشینها نیز اطلاع داشت.

در حدود ۹۰۳میلادی دائرةالمعارفی تألیف کرد، موسوم به الاءعلاقالنفیسة، که قسمت جغرافیایی آن در دست است. این کتاب شامل مقدمهای است در باب کره زمین و افلاک، که به دنبال آن به شرح ممالک پرداخته شدهاست. این کتاب در ۷جلد نگاشته شده که تنها ۲نسه جلد ۷آن باقی مانده است. یکی در موزه بریتانیا و دیگری در دانشگاه کمبریج نگهداری میشوند. ابن رسته در این کتاب به کروی بودن زمین، حرکت خورشید و حرکت ستارگان اشاره می کند.

همچنین وی محاسبات جغرافیایی شامل قطر و محیط کره زمین انجام داده است. وی زمین را «کوچکترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیارهها میداند. او جرم عطارد را یک بیست و دوم زمین میداند که با آگاهی امروزی که یک نوزدهم زمین دانسته شدهاست، نزدیکی دارد. وی قطر زمین را ۳/۵برابر قطر کره ماه میداند و فاصله آن تا زمین را ۲۴۵٫۰۰۰میل (۴۵۰٫۰۰۰کیلومتر) ثبت میکند که با آگاهی امروزی تنها ۱۰درصد اختلاف دارد. وی در کتاب خود راجع به ۷اقلیم سخن میگوید همچنین اشاره میکند که نواحی ناشناخته دیگری هم وجود دارد که از وضع آنها خبری نداریم. وی تا اواسط قرن ۱۹میلادی میان خاورشناسان غربی ناآشنا بود.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

ابوریحان بیرونی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونی(زاده ۱۴شهریور ۳۵۲خورشیدی، کاث، خوارزم – درگذشته ۲۲آذر ۴۲۷خورشیدی، غزنی،) دانشمند و ریاضیدان، همهچیزدان، ستارهشناس، تقویمشناس، انسانشناس، هندشناس، تاریخنگار، گاهنگار و طبیعیدان ایرانی، در سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را از بزرگترین دانشمندان مسلمان و یکی از بزرگترین ا ِن دانشمندا یرانی در همه اعصار میدانند. همچنین، او را پد ِر انسانشناسی و هندشناسی می دانند. او به زبانهای خوارزمی، فارسی، عربی، و سانسکریت مسلط بود و با زبانهای یونانی باستان، عبری توراتی و ُسریانی آشنایی داشت. بیرونی یک «نویسنده بیطرف» در نگار ِش باورهای مرد ِم کشورهای گونهگون بود و بهپا ِس پژوهشهای قاب ِل توجهش، با عنوا ِن اُستاد شناخته شدهاست.

نوشتههایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آنها از گرد ِش زمین به دو ِر خودش نام برده میشود. در کتا ِب «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان میگوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکب نبود و آن را اسطرلاب زورقی مینامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیده مردمی است که زمین را متحرک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت میدهند و نه به کره سماوی. بدون شک این شبههای است که تحلیلش در نهای ِت دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علما در نق ِض این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کره سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمی رسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکانپذیر باشد موکول به رای فلاسفه طبیعی دان است.»

ابوریحان بیرونی در کتاب «الاسطرلاب» روشی برای محاسبه شعاع زمین ارائه میکند (بوسیله افت افق وقتی از ارتفاعات به افق نگاه میکنیم). بعدها در کتا ِب «قانون مسعودی» ابوریحان عملی کردن این روش توسط خود را گزارش میدهد. اندازه گیری او یک درجه سطح زمین را ۵۸میل بدست آوردهاست که با توجه به اینکه هر میل عربی ۱۹۷۳٫۳متر است، زمین شعاع ۶۵۶۰کیلومتر (بر حس ِب واحدها ِی امروزی) به دست میآید که تا حد خوبی به مقدار صحیح آن نزدیک است.

ابوریحان بیرونی نیز در کتاب «قانون مسعودی» به معرفی دانشمندی به نام عبدالجلیل سجزی (سیستانی) میپردازد که به نظریه گردش زمین به دور خورشید اعتقاد دارد و بر همین پایه استرلابی معروف به «زورقی» (شناور/ گردان) ساخته است. بیرونی شرح میدهد که «رد نظریه سجزی کار سادهای نیست».

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

نیکلاس کوپرنیک

نیکلاس کوپرنیک ( ۱۹فوریه ۲۴ – ۱۴۷۳مه )۱۵۴۳ستارهشناس، ریاضیدان و اقتصاد دانی لهستانی-آلمانی بود که نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی را گسترش داد و به صورت علمی درآورد. وی پس از سالها مطالعه و مشاهده اجرام آسمانی به این نتیجه رسید که بر خلاف تصوری که کلیسا پشتیبان آن بود زمین در مرکز کائنات قرار ندارد، بلکه این خورشید است که در مرکز منظومه شمسی است و سایر سیارات از جمله زمین به دور آن در حال گردشند.

نظریه انقلابی کوپرنیک یکی از درخشانترین مستندسازیهای عصر رنسانس است که نه فقط آغازگر ستارهشناسی نوین بود، بلکه دیدگاه بشر را درباره جهان هستی دگرگون کرد.

از نخستین اشخاصی که پی به نادرست بودن نظریه زمین مرکزی برد دانشمندی به نام آریستارخوس بود همچنین فیثاغورس هم اشارهای به نظریه خورشید مرکزی کرده بود. ستارهشناسان دوره اسلامی از زمان ابن هیثم به تناقضات فیزیکی و فلسفی موجود در مدل بطلمیوس پی برده و تلاشهای بسیاری برای حل آن از خود نشان داده بودند. خواجه نصیرالدین طوسی، قطبالدین شیرازی و مؤیدالدین عرضی از جمله کسانی بودهاند که در رصدخانه مراغه به تهیه و تنظیم مدلهای جدید غیربطلمیوسی برای حل این مشکلات پرداختند. این مدلها توسط کسانی مانند ابن شاطر دمشقی در قرون بعدی به اوج خود رسید. اگر چه تمام این مدلها همچنان زمین مرکزی بودند، ولی تناقضات مدل بطلمیوسی را حل مینمودند.

کوپرنیک نیز با همین انگیزه دست به کار شد تا مدلی غیر بطلمیوسی برای عالم تنظیم کند، و امروزه میتوان ردپای دستاوردهای منجمین مکتب مراغه را در کارهای وی مشاهده کرد.

از طرف دیگر، کوپرنیک شدیدا تحت تأثیر تفکرات فیثاغورثی رایج در عصر خود بود. طبق این دیدگاه طبیعت همیشه منطبق بر “سادهترین نظریه” است و همیشه طبق روش هندسی و ریاضی و عددی قابل شناخت و بررسی است.

همچنین فیثاغورثیان باستان ارزش بسیاری برای خورشید قائل بودند و آن را مقدس میدانستند. کوپرنیک نیز با برخورداری و اعتقاد از الهیات مسیحی معتقد بود که خورشید نماد مادی خدای پدر است و بسیار بجاست که شکوه و عظمت خدای پدر در خورشید آسمان تجلی بیابد. در نتیجه، عقل نمیپسندید که خورشید با تمام قداست و شکوهش در جایی جز در مرکز عالم، قرار گیرد. مطابق آموزه های باستانی یونانیان، خورشید به نام هلیوس شناخته میشده، بنابراین تمام سیارات و زمین به دور آن چرخش میکردند و این به نوعی عبادت و پرستش خداوندگار خورشید به حساب می آمد.

وی میدانست که برخی از فلاسفه یونان ادعا کرده بودند زمین حرکت میکند. به عقیده او نظر درستتر آن بود که خورشید در مرکز عالم و زمین مانند دیگر سیارات بدور خورشید در حرکت باشد. نظریه او بسیار انقلابی بود زیرا هم با اصول پذیرفته شده نجوم بطلمیوسی در تعارض بود و هم با نص کتاب مقدس. در سال ۱۵۱۴کوپرنیک دست نوشته کوتاهی را بین دوستان خود توزیع کرد که در آن دیدگاههایش را درباره فرضیه خورشید مرکزی به اختصار بیان کرده بود. نوشته کوتاه کوپرنیک با استقبال زیادی روبرو شد و او را در جمع دانشمندان اروپایی نامآور گردانید. اما کوپرنیک هنوز نظریهاش را قابل عرضه در محافل علمی نمی دانست و سالهای بعد را صرف مشاهدات دقیق و جمعآوری شواهد و مدارک کرد تا به آن اعتبار بیشتری بخشد. در سال ۱۵۳۳شهرت کوپرنیک به جایی رسیده بود که آلبرت ویدمانشتات منشی پاپ کلمنت هفتم یک رشته سخنرانی درباره نظریه او برای پاپ و گروهی از کاردینالها در واتیکان ترتیب داد.

در ۱۵۳۶که تحقیقات کوپرنیک به اتمام رسید دیگر در اروپا دانشمندی نبود که درباره نظریه انقلابی او چیزی نشنیده باشد و بسیاری در گوشه و کنار قاره خواستار انتشار آن بودند. او حتی در کلیسا نیز حامیان پرنفوذی داشت؛ کاردینال نیکلاس فون شونبرگ در نامهای خطاب به کوپرنیک نوشت: …« ای مرد فاضل! امیدوارم که تقاضای مرا بیجا ندانی ولی مؤکدا از تو استدعا میکنم که کشف خود در باب کائنات را در معرض قضاوت دیگر نخبگان جهان قرار دهی و ضمنا در اولین فرصت ممکن شرحی از نظریه خود را همراه با جداول و هرچه که به آن مربوط است برای من ارسال داری…»

این نامه تشویقآمیز اگر چه برای کوپرنیک بسیار ارزشمند بود ولی کافی نبود تا او را به انتشار نظریه انقلابیاش متقاعد کند. وی همچنان به تکمیل تحقیقات خود ادامه داد تا سال ۱۵۳۹ که با ریاضیدانی به نام گئورگ یواخیم رتیکوس 1آشنا گردید که او را به شاگردی پذیرفت. این دو با هم نظریه جدید را مطالعه کردند. پس از دو سال رتیکوس با استفاده از اصول تئوری کوپرنیک کتاب ناراتیو پریما را درباره حرکت زمین نوشت و در ۱۵۴۲به نام کوپرنیک بخشی از پژوهش او در مثلثات را منتشر کرد. در برابر اصرار شدید رتیکوس بالاخره کوپرنیک پذیرفت که شرح کاملی درباره نظریه خود فراهم کند و آن را به نورنبرگ بفرستد تا با نظارت او به چاپ رسد. سرانجام کتاب در ۱۵۴۳منتشر شد. کوپرنیک اندکی پس از آن در ۲۴مه همان سال در گذشت.

امروزه بسیاری چنین گمان میکند که در زمان کوپرنیک مشاهدات ستارهشناسی با فرضیه بطلمیوس قابل توجیه نبودهاست، یا کوپرنیک متوجه شده بوده که مدل زمین مرکزی نمیتوانسته مشاهدات رصدی را به درستی توضیح دهد. در حالی که به هیچ وجه مدل زمین مرکزی با مدل خورشید مرکزی کوپرنیک از نظر رصدی و مشاهدات فرقی نداشتهاست. برتری اصلی مدل خورشید مرکزی سادگی و نظم و ترتیب بیشتری بود که از خود بروز میداد. بعدها با اختراع تلسکوپ توسط گالیله بود که تأییدات رصدی نیز برای مدل کوپرنیک پیدا شد. در نهایت با فعالیتهای کپلر این نظریه بسیار معقولتر، و از نظر فلسفه طبیعی علمیتر به نظر رسید. پذیرش نهایی نظریه مرکزیت خورشید ۱۰۰سال پس از انتشار کتاب کوپرنیک، توسط نظریه گرانش و قوانین حرکت نیوتن اتفاق افتاد.

اصول کلی نظریه کوپرنیک بهطور خلاصه از این قرارند:

  1. مرکز مدار تمام کرات آسمانی یکی نیست.
  2. زمین مرکز جهان هستی نیست.
  3. تمام سیارهها در مدارهایی به مرکزیت خورشید میچرخند.
  4. فاصله میان زمین و خورشید در مقایسه با فاصله میان زمین و ثوابت بسیار کم است.
  5. حرکت روزانه خورشید در آسمان، ظاهری و نتیجه چرخش زمین گرد محور خود در هر ۲۴ساعت است.
  6. زمین همراه با ماه همچون دیگر سیارهها به دور خورشید میگردند. پس خورشید مرکز عالم است و علت حرکات ظاهری خورشید (حرکت روزانه در آسمان و حرکت سالانه در دائرةالبروج) چیزی جز اثر حرکات واقعی زمین نیست.
  7. تمام ویژگیهای حرکتی سیارات و تغییر موقعیت آنها در آسمان از طریق این نظریه قابل توجیه است.

میدانیم که اثبات گردش زمین بدور خورشید که ناقض نظریه «زمینمرکزی» پیشینیان بوده، به یوهانس کپلر (سده هفدهم میلادی) منسوب است. اما پیش از او گالیله و کوپرنیک (هر دو در سده شانزدهم) به فرضیه خورشیدمرکزی اعتقاد داشته، اما موفق به اثبات آن نمیشوند. در نتیجه افتخار اثبات ریاضی این پدیده از آ ِن کپلر است. نظریه کوپرنیک نه فقط مخالف عبارات کتاب مقدس بود، بلکه جایگاه رفیع آدمی را که به عنوان برترین آفریدگان باید در مرکز جهان هستی قرار داشته باشد از او میگرفت.

خورشید مرکزی – زمین مرکزی (دیدگاه ها -2)

جوردانو برونو

جوردانو برونو (زاده – ۱۵۴۸درگذشته ۱۷فوریه )۱۶۰۰کشیش و فیلسوف و کیهانشناس ایتالیایی بود. بخاطر عقایدش که مخالف تعلیمات کلیسای کاتولیک بود به حکم دادگاه تفتیش عقاید و با موافقت پاپ کلمنت هشتم در شهر رم سوزانده شد. به همین دلیل او را از شهدای علم میدانند.

جوردانو برونو نظر به وحدت وجودی داشت و زمان را لایتناهی میدانست. او خدا را خارج از جهان نمیدانست بلکه میگفت خدا جزو جهان است. او واحد است و تمام تضادها در او محو و نابود میشود. همآهنگی جاودانی منبعث از اوست. خدا جوهر طبیعت است. بهترین طریق پرستش او شناخت قوانین طبیعت و استفاده از این قوانین به نحو احسن است. وی روح را عنصر فنا ناپذیری میدانست، منتهی روح و ماده را یکی میدانست. همه این مطالب روند تاثیرات جوردانو برونو را نشان میدهد. همچنین او به سیستم گنبدی فلک و چرخش فلک به دور زمین باور نداشت و آن را کاملا نادرست میدانست و از جمله پیشنهادات وی به جامعه ستاره شناسی آن دوران سیستم ستاره ای و منظومه ای بود. او معتقد بود که هر ستاره یک منظومه خاص خود را دارد درست مانند خورشید (منظومه شمسی.) در نهایت به جرم ارتداد او را در آتش سوزاندند.

Sending
User Review
0(0 votes)

درباره مدیریت

Avatar photo
کافی‌نت آنلاین ماورا با هدف ارائه خدمات دیجیتال سریع، امن و حرفه‌ای به صورت کاملاً غیرحضوری راه‌اندازی شده است. از تایپ و پرینت گرفته تا طراحی سایت، مشاوره آی‌تی و خدمات اداری به راحتی و از طریق اینترنت در دسترس شما هستند. ما در ماورا با بهره‌گیری از تخصص و تجربه، تلاش می‌کنیم تجربه‌ای بی‌دردسر و با کیفیت را برای مشتریان فراهم کنیم. کافی‌نتی مدرن برای نیازهای دیجیتال روز، تنها با چند کلیک در دسترس شماست.

جهت مطالعه

خورشید مرکزی – زمین مرکزی

خورشید مرکزی – زمین مرکزی

مدل خورشیدمرکزی یک مدل نجومی است که در آن زمین و سایر سیارات به دور …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 12 =