مسیر پرواز و زمین تخت: انحراف پرواز اشیاء متحرک (باد ، موشک ها ، هواپیما و…) به راست گرد (جهت عقربه های ساعت) در نیمکره شمالی و سمت چپ گرد (خلاف جهت عقربه های ساعت) در نیمکره جنوبی دقیقا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
در سال ۱۸۳۵پدیده انحراف اشیاء در حال حرکت از مسیر مستقیم توسط گوستاو کوریولیس (۱۸۹۲-۱۸۴۳) پیگیری شد و در زمان جنگ جهانی دوم توسط نیروی دریایی ایالات متحده کشف شد. در تئوری خورشید مرکزی ، انحراف حرکت اشیاء متحرک در اثر چرخش زمین ایجاد می شود.
در تفاسیرشان اینطور گفته شده که: در زمین بدون چرخش ، یک موشک به طور واضح، از یک نصف النهار مشخص در طول پرواز خود پیروی می کند تا وقتیکه به هدف خود در استوا برسد همانطور که در شکل زیر نشان داده شده و در یک زمین دارای چرخش، هدف در خط استوا با سرعت ۰٫۴۶۳کیلومتر در ساعت ( ۱۶۶۹٫۸کیلومتر در ساعت) به سمت شرق حرکت می کند و موشک یا هر جسم پرنده ای به سمت غرب به هدف می رسد. قبل از اینکه در این مبحث پیش برویم ، باید یک نکته اصلی در خصوص انحراف اجسام در حال حرکت را مد نظر بگیریم.

در واقع ، قدرت انحراف صرفا در قطبها (شمال و جنوب) وسیع تر است و در عرض های پایین تر روند نزولی به خود میگیرد و نهایتا در استوا صفر می شود. در مقابل، زمین در حال چرخش در خط استوا بیشترین سرعت ( ۱۶۶۹٫۸کیلومتر در ساعت) را دارد و در قطبها به صفر می رسد. از نظر علمی ، باید نقطه انحراف شی ء را مشاهده کنیم، یعنی اینکه وسعت یا قدرت انحراف شیء در حال حرکت در استوا بیشتر است و در قطبها صفر است. اما ، باورمندان به تئوری خورشید مرکزی، به مدل سراسر اشتباهشان وفادار هستند، به همین دلیل از حقیقت بیزاری میکنند. به منظور مشروعیت سوء استفاده از پدیده فوق و مرتبط کردن آن با چرخش زمین ، مسیر پروازها از قطب شمال به استوا را نشان دادند و نه در جهت معکوس. آنها می خواستند با یک سنگ قیمتی به دو پرنده مرده ضربه بزنند.
درواقع آنها می خواستند انحراف شیء متحرک را به چرخش زمین نسبت دهند و از آنجا که این دیدگاه باعث ایجاد مشکل در قانون بی تحرکی در هوا می شود؛ آنها نظریات خود را از قطب شمال انجام دادند که در آن سرعت چرخش زمین صفر است. درطبقه بندی صحبت هایشان، پول خود را هدر دادند من جمله (کتاب های چاپی و سخنرانی ها و غیره) به منظور نجات دو مفهوم مرده که قوانین اینرسی و چرخش زمین هستند.
برای اطلاع شما ، انحراف اشیاء در حال حرکت در تمام عرض های زمین همراه با اندازه های متغیر (بصورت حداکثر در قطب ها) تشخیص داده شده است. نیروی دریایی ایالات متحده موشکهای خود را از قطب شمال پرتاب نمیکند! آنها در اقیانوس اطلس آموزش دیدند. فرض کنید ، اگر موشک ها (در اقیانوس اطلس) قبل از پرتاب، اینرسی زمین صلب را داشته باشند و قانون اینرسی را در حین و بعد از پرتاب نیز حفظ کنند، در حین انجام تمرینات دقیقا باید به هدف اصابت می کردند ، اما اصلا چنین نبود. خوشبختانه ، نیروی دریایی ایالات متحده هدف درست را از دست داد ، قانون اینرسی.
قانون اینرسی ، به تبع آن ، مفهوم چرخش زمین باید قبل از پایان جنگ جهانی دوم مرده باشد. آنها نمی توانند قانون اینرسی را از مفهوم چرخش زمین جدا کنند. اگر یکی نامعتبر باشد ، دیگری مرده است. اگر نقش قانون اینرسی در هوا را حذف کنیم (که این حقیقت دارد)؛ بنابراین چرخش زمین منجر به یک زندگی مجزا از حالت عادی خواهد شد.
اما از آنجا که این دو مفهوم جعلی هنوز اکسیژن ما را هدر می دهند ، ما باید ارزش استنشاق اکسیژن در زندگی را برای آنها ثابت کنیم. بسیارخب ، آنها انحراف اشیاء در حال حرکت را به چرخش زمین ربط میدهند. فرض کنید یک هلیکوپتر از قطب شمال (چرخش صفر و اینرسی صفر) به شهر پاریس فرانسه به پرواز در بیاید ، در صورت لزوم در هوا سوختگیری میکند. پس از رسیدن هلیکوپتر به پاریس ، آن را به مدت دو ساعت در موقعیتی در ارتفاع ثابت نگه دارید ، بدون حرکت اضافی.
بعد از دو ساعت ، زمین باید در زیر هلیکوپتر ۳۰درجه چرخش را انجام دهد از آنجا که هلیکوپتر سفر خود را با اینرسی صفر آغاز کرد، از این رو ، همراه با زمین صلب چرخش نخواهد یافت، آنها قبلا آن مکث را پذیرفته اند.
آیا پس از دو ساعت، بر طبق چرخش زمین، هلیکوپتر بالای پاریس باقی خواهد بود یا خود را در وسط اقیانوس اطلس خواهد دید؟ آیا پس از شش ساعت این هلیکوپتر بر فراز پاریس خواهد بود؟ یا با توجه به چرخش زمین در امتداد شرقی ایالات متحده قرار خواهد گرفت؟
بگذارید ΔSرا به عنوان تغییر قوس ، طول قوس انحراف را درغرب هدف با توجه به چرخش به سمت شرق (از غرب به شرق) تعریف کنیم. زمین (طبق تئوری خورشید مرکزی) یک چرخش کامل ۳۶۰درجه ای را در ۲۴ساعت انجام می دهد و هر ساعت، زمین ۱۵درجه از یک دایره کامل را طی میکند. دور (دایره) زمین در هر عرض جغرافیایی معین ۲πRφ است که در آن Rφشعاع دایره عرض جغرافیایی است، که به سمت استوا بزرگتر و به سمت قطب کوچکتر است. در استوا:
![]()
است، در حالی که در قطبها فقط یک نقطه ناچیز و خیالی است. طول قوس هر دایره عرض جغرافیایی از نمودار مثلثاتی تعیین می شود که در معادله شماره ۴در پایین نشان داده شده است.
تغییرات قوس ΔSدر هر عرض جغرافیایی زمین توسط معادله شماره ۴داده شده است:
معادله شماره ۴:

δزاویه چرخش زمین صلب است.
δدر اینجا صرف نظر از درجه عرض جغرافیایی، از صفر تا ۳۶۰درجه متغیر است. قوس تغییر ΔS– زمانی که روی چرخش ۳۶۰درجه در ۲۴ساعت تنظیم باشد، محیط دایره عرض جغرافیایی را نشان می دهد. شعاع Rφوابسته به شعاع استوایی Rاست، از طریق رابطه مثلثات – معادله شماره ۵:

ما برای سادگی، قطب های زمین را نادیده گرفتیم ، در غیر این صورت ، سهم آن در بحث حاضر خیلی کم است.

درجه عرض جغرافیایی φاز صفر درجه (در استوا) تا ۹۰درجه در قطب های شمالی و جنوبی متفاوت است. سرعت چرخش زمین صلب در هر عرض جغرافیایی معین، از معادله و رابطه شماره ۶بدست می آید:
معادله شماره ۶:

سرعت چرخش زمین صلب در برخی از شهرهای منتخب در جدول زیر آورده شده است. با توجه به معادلات شماره ۴و شماره ، ۵تغییر قوس ΔSدر هر عرض جغرافیایی برابر است با:
معادله شماره ۷:

در استوا ، φ = 0برای یک ساعت چرخش زمین: δ= ۱۵درجه
از این رو تغییر قوس برابر با ۱۶۶۹٫۸کیلومتر است. در همان عرض جغرافیایی ، دردو ساعت چرخش زمین δ= ۳۰درجه
از این رو ، قوس تغییر جهت برابر با ۳۳۳۹٫۶کیلومتر است و بنابراین هیچ. در هر عرض جغرافیایی دیگر ، بگویید، در°۳۰ = φ به مدت یک ساعت چرخش زمین:
δ= ۱۵درجه
از این رو تغییر قوس برابر با ۱۴۴۶کیلومتر است. جدول زیر سرعت چرخش زمین در عرض های جغرافیایی اتنتخاب شده:

در همان عرض جغرافیایی ،در دو ساعت چرخش زمین: δ= ۱۵درجه
از این رو تغییر قوس برابر با ۲۸۹۲کیلومتر است.
درجه چرخش δثابت است ، اما درجه φعرض جغرافیایی متغیر است. تغییرمکان همیشه به مقصد غربی برای یک هدف معین است، با توجه به چرخش به سمت شرق زمین.
آیا می توانیم جو و هوا را حذف کنیم تا اینرسی تحرک اجسام در حال حرکت در طول زمان پرواز بازگردد؟ وجود جو و هوا ، اینرسی را بی نتیجه می کند. فرض کنید، اگر زمین چرخش را تجربه می کرد، از آن پس جسمی که سطح زمین صلب را ترک می کند، قطعا قادر به بازگرداندن اینرسی نخواهد بود. این ویژگی هوا است و نمی توان با یک مفهوم نادرست استدلال کرد.
نکته: ما نمی توانیم حرکت لایه های هوا را با زمین صلب فرا بخوانیم زیرا اجسام در حال پرواز در ارتفاعات بالا، بالاتر از سطح دریا ، بالاتر از لایه مجاور به سطح زمین واقع شده اند. علاوه بر این، فشار از ۱اتمسفر در سطح تنرل میکند و در ارتفاعات بالاتر مقادیر بسیار کمتر میشود. پس چنین الگویی از حرکت موازی و همزمان همه لایه ها با زمین صلب جلوگیری می کند. با این حال، ما دو مورد را در نظر خواهیم گرفت: موردی که اتمسفر، اینرسی را فسخ کند و موردی که این حقیقت را از بین ببرد.
John D. Anderson, Jr. “Introduction to Flight, Fourth Edition, McGraw-Hill, New York, 2000




