مسیر پرواز و زمین تخت: انحراف پرواز اشیاء متحرک (باد ، موشک ها ، هواپیما و…) به راست گرد (جهت عقربه های ساعت) در نیمکره شمالی و سمت چپ گرد (خلاف جهت عقربه های ساعت) در نیمکره جنوبی دقیقا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
ممانعت از اینرسی
یک هواپیما برای پرواز به همراه جهت چرخش زمین از غرب به شرق ، باید سرعت بیشتری از سرعت چرخش زمین در هر عرض جغرافیایی مشخصی داشته باشد. در غیر این صورت، به مقصد خود نخواهد رسید زیرا در این حالت ، زمین سریعتر از سرعت هواپیما در زیر هواپیما می چرخد. برعکس ، برای این که یک هواپیما از شرق به غرب در جهت مخالف چرخش زمین پرواز کند، باید در هر عرض جغرافیایی مشخص ، حداقل سرعت را حفظ کند. در غیر این صورت هواپیما در حال هدر دادن سوخت گرانبهای خود است.
دو شهر در ایالات متحده آمریکا را در نظر بگیرید، شهر اول در ساحل شرقی (اقیانوس اطلس) و شهر دوم در ساحل غربی (اقیانوس آرام) واقع شده اند، هر دو شهر دارای درجه عرض جغرافیایی یکسانی یعنی ۴۰درجه هستند. تقریبا شهر ساحل شرقی در طول جغرافیایی ۷۵ درجه قرار دارد و شهر ساحلی غربی در طول جغرافیایی ۱۲۵درجه قرار دارد. سرعت چرخش زمین صلب در عرض جغرافیایی φ = °۴۰برابر با ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است. درجه چرخش ، δبین مدارهای طولی هر دو شهر متفاوت است.
از این رو δبرابر است با ۵۰درجه. طول جغرافیایی زمین به ۱۸۰درجه شرقی و ۱۸۰درجه غربی تقسیم شده است ، اما حداکثر مقدار δدایره کامل ۳۶۰درجه را حفظ می کند. محیط زمین در عرض جغرافیایی در φ = ۴۰درجه برابر است با :
![]()
و فاصله قوس ΔSبین دو شهر ( ۳۶۰درجه / درجه )۵۰است. از این رو ، ΔSبرابر با ۴۲۶۳٫۸۲۵کیلومتر است. طول قوس واقعی در ارتفاع هواپیماها تعیین می شود، در این حالت Rرا در تمام معادلات فوق با یک متغیر جدید ( R + h) جایگزین می کنیم. بنابراین طول قوس واقعی در ارتفاع ۱۰کیلومتری معادل ۴۲۷۰٫۵کیلومتر است. در نظر بگیرید سرعت هواپیما ، در ارتفاع ۱۰کیلومتری ، برابر با ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است ، این توسط لوله استاتیک پیتوت اندازه گیری می شود. این سرعت هواپیما به دلیل مصرف سوخت است. مقدار آن به طور تصادفی برابر با زمین صلب است( .به یاد داشته باشید ، زمان رسیدن پروازها به سمت شرق و پروازها به سمت غرب در یک زمین ثابت به سادگی برابر با ۳٫۳۳۸۹ساعت (سرعت Xفاصله).
در مثال فعلی ، دو پرواز در حال حرکت با سرعت یکسان، در همان ارتفاع ، اما در جهت مخالف را داریم. هر دو در عرض جغرافیایی ۴۰درجه با سرعت ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت بالاتر از سطح دریا حرکت می کنند. نگران نباشید؛ دو هواپیما روی زمین چرخان به هم نمیرسند. پرواز به سمت شرق که در راستای چرخش زمین حرکت می کند هرگز به مقصد نهایی خود نمی رسد زیرا سرعت آن ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است که برابر با سرعت چرخش زمین صلب ، زیر ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است.
از طرف دیگر ، پرواز به سمت غرب ، بعد از ۱٫۶۶۹ساعت به شهر ساحل غربی می رسد؛ سرعت زمین در حال کمک به هواپیما است. در اینجا ، ما برای پیدا کردن زمان رسیدن اصلی ، سرعت زمین صلب را به سرعت هواپیما اضافه کردیم. در واقعیت ، هر دو هواپیما باید همزمان برسند! اما بر روی یک زمین درحال چرخش، پرواز به سمت شرق از رادار خارج میشود.
علیرغم این ، فرض می کنیم که اینرسی هر جسم متحرک در اتمسفر بازگردد. در این حالت، هر نوع پرواز با توجه به درجه عرض جغرافیایی ، اینرسی را که توسط چرخش زمین به آن داده شده است بازیابی می کند. دو پرواز را از قسمت قبلی به یاد بیاورید. هر دو هواپیما باید سرعت چرخش زمین را پس از برخاستن در جهت شرقی یعنی جهت چرخش زمین بازیابی کنند. این مشکل ساز است.
این سرعت به سمت شرق است (مقدار قابل سنجش + جهت.) هر دو هواپیما با سرعت خود به علاوه ی سرعت زمین به سمت شرق باسرعت ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت در عرض جغرافیایی ۴۰درجه حرکت میکردند. این از ساده ترین محاسبات به شمار می آید. پرواز به سمت شرق (از غرب به شرق) سرعت خود را ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت و به علاوه سرعت زمین به سمت شرق (از اینرسی چرخش زمین) ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت حفظ می کند. حاصل آن به ۲۵۵۸کیلومتر در ساعت می رسد.
از آنجا که زمین در حال چرخش است ، در زیر ، با سرعت ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت در همان جهت پرواز ، از این رو سرعت خالص پرواز برابر با ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است. از آنجا که زمین ، درحالی که ، با سرعت ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت در همان جهت پرواز در حال چرخش است ، از این رو سرعت اصلی پرواز برابر با ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است. پرواز به سمت شرق به طور معمول برای رسیدن به مقصد نهایی هیچ مشکلی ندارد.
از این رو ، پرواز به سمت شرق پس از ۳٫۳۳۸۹ساعت (شبیه زمین ثابت) به مقصد نهایی خود خواهد رسید. در جهت دیگر ، همه مشکلات برای پرواز غربی (از شرق به غرب) پیش روخواهد بود. پرواز به سمت غرب از رادار خارج میشود. چرا که در جهت مخالف چرخش زمین حرکت می کند. این تقاص قانون اینرسی است. آنها می خواستند قانون اینرسی را در اتمسفر نگه دارند ، اما همین قانون آنها را در هوا نگه نخواهد داشت. پرواز به سمت غرب با سرعت غربی خود (از موتور) پرتاب شد ، و سرعت زمین به سمت شرق (از زمین سفت و سخت) را نگه داشت.
در هوا یا هر محیطی. دو سرعت متضاد، از هم جدا می شوند. شما برای ارزیابی آن نیازی به ابررایانه ندارید. هر دو سرعت از نظر مقدار سنجش برابر هستند ( ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت) و در جهت مخالف. حاصل آن به صفر می رسد. در اینجا ، ما اهمیتی نمی دهیم که زمین در حال چرخش است ، در حالی که سرعت آن ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت است ، اما باید مراقب مکندگی هواپیما باشیم.
این هواپیما نیروی موتور خود را برای ادامه پرواز در هوا از دست داد و دارای سرعت صفر است. نقش لوله استاتیک پیتوت برای حل این مشکل پر رنگ میشود. اگر لوله استاتیک پیتوت برای پرواز غربی صفر بخواند ، بدین وسیله از همه شما عذرخواهی می کنم. اما در صورت خواندن ۱۲۷۹کیلومتر در ساعت ، در حالت کالیبره شده ، برای این پرواز، از این رو؛ به خودتان مربوط میشود.
آیا تا به حال پرواز پرندگان را دیده اید؟ آیا می توانید بگویید که پرنده در چه جهتی بیشتر در حال تقلا کردن و تلاش برای پرواز کردن است؟ طبق قانون اینرسی باید جهت غربی باشد. در واقعیت ، پرندگان قادر به پرواز در هر جهت با همان قدرت در همان ارتفاع هستند. حتی پرندگان نیز متوجه ثابت بودن زمین شده اند.
انتخاب سخت
چرخش زمین در طول تاریخ مورد آزمایشات و بحث های بسیار زیادی قرار گرفته. به طوری که عده کثیری در طول تاریخ ، حتی از دانشمندان مطرح، باور به کرویت زمین داشته اما چرخش زمین را امری غیر منطقی و نادرست میدانستند و علتی که برای این اعتقادشان مطرح میکردند، این بوده است: اشیاء روی زمین در حال چرخش باید از سطح دفع شوند. وقتی صحبت از چنین موردی میشود، ناخودآگاه، دوستداران تئوری خورشید مرکزی برای تحقق ایده چرخش زمین، گرانش نیوتونی گرانبهای خود را از کلاه شعبده بازی خود بیرون آورده و نشان میدهند:
اشیاء روی زمین در حال چرخش در معرض جاذبه قرار دارند که آنها را به سمت پایین نگه می دارد. آنها اعتقاد داشتند که یک ماده ۰٫۳۵درصد از کل گرانش است . یعنی گرانشی پایدار حداکثر ۰٫۳۵درصد در استوا رها میشود جایی که زمین صلب بالاترین سرعت چرخش را تجربه می کند ( ۱۶۷۰کیلومتر در ساعت.) و در قطبها ، گرانشی پایدار حداکثر مقدار خود را در جایی که سرعت چرخش صفر است حفظ می کند. در سخنان فداکارانه آنان در دفاع از تئوریشان ، تفاوت بین حداکثر پایداری گرانشی g0و تغییر پایداری گرانش gناشی از چرخش زمین:
g0 – gتوسط رابطه زیر بدست می آیند:

در اینجا ، Rشعاع دایره عرض جغرافیایی است که از حداکثر مقدار در استوا ۶۳۷۸کیلومتر تا صفر در قطب ها متغیر است، و Tدوره چرخش که برابر است با ۲۴ساعت. در استوا g0 – gبرابر با m / s۰٫۰۳۴ به توان ۲است.
حداکثر تلفات پایداری گرانشی در استوا 0.35 درصد است. (0.034 / 9.8).
اینجاست فداکاری گران بها : اگر زمین در حال چرخش می بود ، آنگاه مفهوم گرانش برای پایین نگه داشتن اشیاء بی فایده بود. بزرگترین وظیفه نگه داشتن اجسام روی زمین در حال چرخش (صلب) می تواند ناشی از تغییر واقعی فشار هوا در جو باشد. نیروی جاذبه به یک نیروی زائد تبدیل می شود و باید زمین را ترک کند. باورمندان به تئوری خورشید مرکزی قبول دارند که اتمسفر، چرخشی همراه با زمین صلب دارد. در غیر این صورت ، اگر زمین بدون اتمسفر بچرخد، هوا را پشت سر می گذارد. این یک فشار داینامیک عظیم و بزرگ ایجاد خواهد کرد.
سرعت چرخش اتمسفر (V)، از رابطه ی زیر بدست می آید:

جایی که rبرابر R + hاست، Rشعاع زمین صلب، hارتفاع (از سطح) و Tبرابر با ۲۴ساعت است.
در هر سیستم چرخشی ، شعاع rبزرگتر است ، سرعت زاویه ای Vبیشتر است ، حرکت زاویه ای بیشتر است ، (m V r) و لحظه بی تحرکی اینرسی بیشتر است جایی است که m جرم باشد. در سیستم چرخش گازی ، فشار در دیواره بسیار بیشتر از فشار در هر نقطه به سمت مرکز در حین کار است. فشار گاز پس از خاموش شدن دستگاه حالت تعادل دوباره را بازیابی می کند. اصلی ترین سیستم چرخش گازی ایده اصلی برای تولید پمپ های خلاء مورد استفاده در تحقیقات و صنایع است.
هیچ کسی یک ماشین چرخشی که در نقش خود وارونه عمل می کند را نساخته است. به این معنا که؛ فشار جمع شده در مرکز از فشار بیشتری در دیواره برخوردار است. به همین دلیل، انرژی جنبشی چرخشی مولکول های گاز در دورترین نقطه به نسبت به هر نقطه به سمت مرکز بسیار بیشتر است. شاید شما در مورد دستگاه فنی ، سانتریفیوژ گاز ، برای غنی سازی اورانیوم شنیده باشید.
نقش سانتریفیوژ گازی (نیروی دافعه ؛ به دور از مرکز) برای جداسازی ایزوتوپ یک نمونه عملی از یک سیستم چرخشی است. دستگاه معمولی شامل یک استوانه (سیلندر) طویل ، نازک و عمودی است که در یک محفظه تهی حول محور خود با سرعت خارجی بالا (در دیواره) در حال چرخش است. چرخش گاز درون سیلندر در معرض شتاب گریز از مرکز است که باعث افزایش فشار در شعاع خارجی سیلندر، که میلیون ها برابر بیشتر از مرکز می شود.
همین کار به نوبه خود باعث می شود كه فراوانی نسبی ایزوتوپ سنگین تر در شعاع بیرونی از مركز بیشتر شود. سرعت خارجی معمولی (سرعت دیواره) در یك چرخش سانتریفیوژ ۵۰۰متر بر ثانیه ( ۱۸۰۰كیلومتر در ساعت) است ، فشار در خارج از آن با ضریب ۴۶میلیون از مركز بیشتر است.
Manson Benedict, Thomas Pigford, and Hans Levi “Nuclear Chemical Engineering”, McGraw-Hill Inc., New York, 1981
با توجه به حقایق فوق، موارد زیر را استنباط می کنیم. برای چرخش زمین صلب در محور قطبی خود، کل اتمسفر باید چرخش را با زمان ثابت ۲۴ساعت تجربه کند (در یک چرخش ، فرکانس زاویه ای p / T 2ثابت است.) هر لایه جوی باید از سرعت زاویه ای متفاوتی برخوردار باشد. سرعت زاویه ای در ارتفاعات بالاتر افزایش می یابد. همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است، لایه بیرونی (نه بیرونی ترین) جو هوا در ارتفاع ۵۰۰کیلومتری انتخاب شده است. سرعت چرخش در این ارتفاع ۱۸۰۰کیلومتر در ساعت ( ۵۰۰متر بر ثانیه) است که همان سرعت خارجی سانتریفیوژ گازی است. سرعت چرخش در سطح زمین صلب ۱۶۷۰کیلومتر در ساعت است.
در طول چرخش لایه های بیرونی جو هوا باید از همه لایه ها به سمت سطح زمین تحت فشار قرار گیرند. بدون هیچ اعداد و ارقامی فشار هوا دراین حالت باید از حداقل مقدار در سطح زمین به مقادیر بالاتر افزایش یابد زیرا در جو به طرف بالا رفتیم. این فشار هوا باید افراد را بدون نیاز به “نیروی اضافی” نگه دارد. جاذبه مانع از سقوط اشیاء شده است. علاوه بر این ، تغییر سیستمیک مشخصات هوا باید باعث پدیده سقوط اشیاء – فشار هوا شود.
علاوه بر این، ما باید هیدروژن بیشتری را در سطح زمین مشاهده میکردیم تا لایه های بیرونی. مهمترین عنصر در زندگی ما یعنی اکسیژن، باید در لایه های بیرونی متمرکز میشد و در نزدیکی سطح زمین تخلیه میشد.
باورمندان به تئوری خورشید مرکزی چاره دیگری جز این موارد ندارند؛ فشار یا گرانش ( فشردن یا برکشندگی ) انتخاب چرخش زمین (علت فشار) ، شکل صفحه بعد ، باید گرانش را از زمین ردکند. در نتیجه ، مدل خورشید مرکزی با ارزش ترین اساس و عنصر خود را از دست می دهد.
انتخاب گرانش باید مفهوم چرخش زمین را از کیهان حذف کند ، در نتیجه حرکت زمین اطراف خورشید بی فایده است زیرا نیمی از زمین باید همیشه در تاریکی و نیمه دوم همیشه درروشنایی باشد. آنچه که در بالا به آن اشاره کردیم واقعیت هایی هستند که در صورت وجود هر دو مورد باید نتیجه بگیرند. ما موارد فوق را با واقعیت های اتمسفر مقایسه خواهیم کرد. در یک اتمسفر واقعی، فشار هوای اندازه گیری شده در سطح زمین mbar ۱۰۱۳٫۲۵ ( یک اتمسفر) ، در شرایط استاندارد دما است. این بالاترین مقدار فشار است که در بالاترین ارتفاع برای شرایط استاندارد اندازه گیری شد.
الگوی فشار جو هوا نشان می دهد که فشار از ۱اتمسفر به مقادیر پایین تر می رسد زیرا ما به ارتفاعات بالاتر رفتیم. علاوه بر این، فراوانی هیدروژن در لایه بیرونی بیشتر از سطح زمین است. از طرف دیگر ، غلظت اکسیژن در سطح بیشتر از لایه های بیرونی است. نتیجه میگیریم که زمین از روز اولی که پدید آمده، تا به امروز نچرخیده است.
در نتیجه، ثابت شد که زمین چرخشی به دور خود ندارد، بنابراین چرخش زمین به دور خورشید نیز باطل میشود چرا که بدون چرخش زمین به دور خود، پدید آمدن شب و روز بی معنی است. تا اینجا تئوری خورشید مرکزی به زباله دان تاریخ پیوسته. هرچند ما مطالب و تحقیقات متعدد و گسترده تری نیز داریم.
نکات اصلی حرکت اینرسی این بخش بصورت مختصر در زیر ذکر شده است:
- اینکه کسی ادعا کند حرکت خاصی در کیهان بدون دلیل صورت می گیرد، ادعای او با یک شبهه علم و توهم یا خرافات فرقی ندارد. مهمترین عنصر در مدل خورشید مرکزی چرخش زمین حول محور قطبی آن است. علت چرخش زمین چیست؟ هیچ کس علت چرخش زمین را به هیچ نوع عمل یا نیرویی نسبت نداده است اگرچه آنها علت حرکت مداری (انقلاب) را به قانون گرانش نیوتون نسبت داده اند.
- چرخش لایه هوا در کنار زمین صلب بدون دلیل است و فاقد تکنیک و ابزار است. شاید ، تصور شود که کل زمین در معرض چرخش حول محور قطبی خود قرار دارد. اما ، چگونه می توان فضای هوا (لایه سطح) را با کره صلب و بدون یک روش مهندسی (به عنوان مثال airfoil)چرخاند. علاوه بر این، چه چیزی چرخش هوا را برای ده ها هزار سال بدون توقف حفظ می کند (ما افراد اهل عمل هستیم.) زمین نه نقش کمپرسور و نه نقش پمپ توربو را بازی می کند. هیچ کس کمپرسور یا پمپ توربو اختراع نکرده تا با انرژی اسرار آمیزی کار کند زیرا هیچ کس آن را خریداری نخواهد کرد. چرخش اتمسفر به دور زمین بزرگترین فریبکاری ای است که بشر تاکنون ابداع کرده است.
- الگوی جو هوا در امتداد عرض جغرافیایی زمین نشان می دهد که ، فشار هوا در شرایط استاندارد در امتداد عرض جغرافیایی زمین ثابت است و مستقل از جهت است. فشار استاتیک در شرایط استاندارد (سطح دریا و ۱۸درجه سانتیگراد) مستقل از جهت سنجش است. به سمت شرق ، غرب ، شمال ، جنوب ، و بالاتر. اگر زمین در حال چرخش در محور قطبی خود بود ، بنابراین فشار هوا باید با توجه به سرعت چرخش محلی ، با عرض جغرافیایی زمین متفاوت باشد. همین امر به نوبه خود باید طوفان شدیدی از فشار داینامیک را در امتداد عرض زمین از استوا به سمت شمال و جنوب ایجاد کند.

(این متمایز از فشار هوای پویا است که باید در جهت خلاف چرخش زمین باشد.)
هنگام رانندگی با اتومبیل در بزرگراه ، پنجره را باز کنید و تاثیر فشار هوا را روی دست خود بررسی کنید. این فشار پویا است. اتومبیل خود را متوقف کرده و تأثیر فشار هوا را روی دست خود بررسی کنید. این فشار استاتیک است.
- اگر زمین دارای چرخش روزانه به دور خود بود، باعث انحراف باورنكردنی همه اجسام درحال پرواز در جو هوا می شد.

در نتیجه چرخش زمین، فشار هوا با افزایش ارتفاع، افزایش می یابد و مطابق شکل سیب سقوط می کند (توسط عقاب می افتد) از ناحیه فشار قوی به ناحیه کم فشار. این می تواند فشار باشد و نه گرانش.
- حرکت اینرسی در جو هوا خاتمه یافته است، بنابراین همه اشیاء درحال سقوط باید در پشت موقعیت های آغازین خود روی زمین چرخان فرود بیایند. اگر این واقعیت را متوجه نمی شوید؛ پس به سراغ شماره ۶بروید.
- اینرسی یک بردار است. سرعت اینرسی (از چرخش زمین) برای کلیه اجسام در حال حرکت در جهت غربی از سرعت اولیه (موتور) کم می شود و از طرف دیگر ، بستگی به این دارد که کدام مقدار بیشتر باشد. در یک زمین در حال چرخش ، پروازهای غربی به سختی انجام می شوند و باید نسبت به پروازهای شرقی، با یک نگرش مشخص و روشن هدایت شوند.


