تاریخ کابالا (قبّاله، کابالا یا کبالا)

تاریخ کابالا (قبّاله، کابالا یا کبالا)

تاریخ کابالا، بعد از عهد عتیق اولین نوشته‌های مربوط به کابالا در قرن اول و دوم میلادی در بعضی متون و از جمله کتاب سفر یتزیرا یافت می‌شود. این روش به نام عرفان مرکابا (به معنی کالسکه) تا قرن ۱۰ میلادی ادامه یافت تا بعد از آن با کابالای ایجاد شده در جنوب غربی اروپا در قرن ۱۲ و ۱۳ جایگزین شد.

قبّاله، کابالا یا کبالا به معنی لغوی دریافت کردن و یا سنت، روشی، مکتبی و طرز فکری عرفانی است که از یهودیت ریشه گرفته است. در یهودیت به یک فرد کابالیست، مکوبال اطلاق میشود.

تعریف کابالا بر اساس پیروان مختلفش متفاوت است. با اینکه این مکتب از یهودیت نشات گرفته است ولیکن پیروان مسیحی، نوعصری، و پیروان علوم خفیه آن را روشی عرفانی برای فهم رابطه بین عین سوف که غیرقابل تغییر، همیشگی و پیچیده است و جهان مادی فانی و محدود (مخلوق) است. کابالا به دنبال فهم ذات دنیا و انسان است.

کابالا از متون یهودی سرچشمه گرفت و پیروانش معمولا از متون یهودی برای توصیف و تفسیر مسائل عرفانی استفاده میکنند. دستورهای کابالا برای فهم معنی مخفی متون یهودی نظیر تورات و نوشتارهای ربیها نظیر تلمود به کار میرود و معنی مخفی عبادت یهودی را بیان میکند.

پیروان کابالا اعتقاد دارند که کابالا قبل از آمدن ادیان دنیا مورد استفاده قرار میگرفته است و از ادیان قدیمیتر است. به صورت تاریخی اولین نوشتارهای کابالایی در قرن ۱۲و ۱۳میلادی در اسپانیا و فرانسه پدیدار شد. در قرن ۱۶میلادی این نوشتارها دوباره در شهر صفد در امپراطوری عثمانی مورد بازبینی قرار گرفت. در قرن ۱۸کابالا به دلیل جنبش حسیدی به شدت پرطرفدار شد.

کابالا از دیرباز دارای تأثیر زیادی بر روی فیلسوفان و دانشمندان بوده است. بسیاری فیلسوفان و محققان معروف نظیر افلاطون، ارسطو، جان دی، گوتفرید لایبنیتس، کارل گوستاو یونگ، اسحاق نیوتن و بنیامین فرانکلین تبحر زیادی در کابالا داشتند.

تاریخ کابالا: فیثاغورث

هرمیپس ازمیری در متون خود نوشته است که فیثاغورث بیشتر تئوریهای خود را از حکمت مخفی یهودیان گرفته است. دکتر ست پانکست در مورد فیثاغورث میگوید که او یکی از بزرگترین شخصیتهای زمان خود نه تنها یک متفکر بزرگ در آن زمان بود بلکه یک کابالیست بسیار رده بالا بوده است.

تاریخ کابالا: افلاطون

اسحاق نیوتن در مورد افلاطون نوشته است: “افلاطون به مصر سفر کرد، که در آن بسیاری یهودی زندگی میکردند، او ایدههای متافیزیکی آنها را در مورد دلیل همه چیز مطالعه نمود، که او آنها را ایده نامید، و کابالیستها سفیروت مینامند”

تاریخ کابالا: آیزاک نیوتن

دکتر ست پانکست در مورد نیوتن نوشته است: «نیوتن قوانین فیزیک را با مطالعه کابالا کشف کرد.» نیوتن در کتابخانه شخصی خود ترجمه لاتین زوهر را داشت که امروزه در ترینیتی کالج در کمبریج نگهداری میشود.

زیمزم: ایده زیمزم و آفرینش در کابالا با تئوری بیگ بنگ ( مهبانگ ) بسیار همخوانی دارد.

زیمزم (عبری:צמצום به معنی انقباض) اصطلاحی در کابالای اسحاق لوریا است که به معنی این است خداوند روند آفرینش را با انقباض نور بینهایت خود آغاز میکند. در اثر این انقباض فضای خالی (عبری:חלל הפנוי) ایجاد شده که اجازه نور خلق کننده جدید را میدهد. به دلیل انقباض و دور شدن نور خدا از مخلوق ، انتخاب میتواند وجود داشته باشد، و از این رو به خداوند هامکوم (عبری:המקום) نام برده میشود. در کابالا این مسئله به تضاد حضور و عدم حضور خدا در خلقت خود اشاره میکند. همینطور واژه عولم که معنی دنیا است از ریشه علم میباشد که در عبری به معنی مخفی شدن است.

اسحاق لوریا سه ایده اصلی به کابالا وارد کرد: زیمزم، شویرات هاکلیم (شکسته شدن ظرفها) و تیکون (ترمیم.) این سه ایده به هم ارتباط داشته و جزئی از یک فرایند بزرگتر کلی هستند. زیمزم اولین مرحله خلقت است که در آن خدا حضور خود را از یک ناحیه کم میکند که باعث ایجاد فضای خالی شده و امکان خلقت را فراهم میکند. شویرات هاکلیم مرحله بعد از زیمزم است. در این مرحله خداوند ظرفها (هاکلیم) را ایجاد میکند و نور الهی را در آنها میریزد.

ولیکن این ظرفها دارای قدرت کافی برای نور الهی نیستند و در اثر این نور شکسته میشوند. این شکسته شدن باعث پخش شدن نور الهی به صورت ذرات در همه چیزها میشود. مرحله تیکون (ترمیم) مرحله جمع آوری این ذرات الهی است که به صورت خرده ها شکسته شده از مرحله شویرات هاکلیم در همه چیز وجود دارند. زیمزم در تفکر لوریا با اخراج یهودیان مرتبط است. مرحله تیکون در تفکر او در واقع وظیفه قوم یهود بوده که با تبعیت از قوانین اخلاقی باعث ترمیم دنیا میشود.

تاریخ کابالا (قبّاله، کابالا یا کبالا)

همانطور که خواندید، خورشید یکی از نماد های مهم کابالا و در این سنت کهن چشم خداوند به شمار میرود. خورشید یک جسم درخشان بسیار مهم در فرهنگ کابالا است که منشا همه چیز است. پیداست كه كابالا سالها قبل از تورات به وجود آمد. مهمترین بخش تورات نظریهای دربارة پیدایش جهان است. این تئوری با داستان آفرینش مذاهب توحیدی بسیار متفاوت میباشد.

بر اساس كابالا در آغاز آفرینش چیزهایی به نام «سفیراث» و به معنای «دایره» یا «مدار» با ویژگیهای مادی و غیرمادی به وجود آمدند. تعداد آنها ۳۲تا بود. ده تای اول نمایانگر منظومه شمسی بودند و بقیه نمایانگر انبوه ستارگان فضا. این مشخصه كابالا نشان دهنده این است که به اصول اعتقادی نجومی مربوط است.

میشود گفت که پرستش خورشید ابتدا از مصر باستان آغاز شد و این فرهنگ با مهاجرات خاندان سلطنتی مصر به اروپا، به کشور های اروپایی و به تدریج به تمام جهان منتقل شد. در مصر باستان رع خدای خورشید است که مصریان او را به عنوان منشا حیات می پرستند و این مطابق با اصل کابالا است.

رع مهمترین خدای مصر باستان و تجسم شخصت آفتاب یا نیمروز است. از دید مردم شهر هلیوپلیس او خود را به وسیله آب باستانی که از نو » «Nunسرچشمه میگرفت یا از نخستین گل نیلوفر آبی آفریدهاست. او سپس هوا، شو ) (Shuو رطوبت ، تفنوت ) (Tefnutرا آفرید که موجب بوجود آمدن خدای زمین جب ) (Gebو الهه آسمان نات ) (Nutشد. وی به شکل مردی با سر شاهین نشان داده میشود، که عصای سلطنتی را به یک دست، و أنخ (نماد زندگی) را به دست دیگرش گرفته است. بر فراز سر او، قرص خورشید دیده میشود. رع به مدت هزاران سال، بالاترین خدای مصریان بود. در کتاب مردگان، «فرمانروای آسمان، فرمانروای زمین، سازنده مخلوقات، خدای اول که در ازل پدید آمد، سازنده جهان، خالق انسانها، سازنده آسمان، خالق نیل، کوهها، مردها و زنها و درندگان و رمهها» دانسته میشود. مصریان معتقد بودند که اشکهای رع به مرد و زن تبدیل شده است.

تاریخ کابالا (قبّاله، کابالا یا کبالا)

در كابالا به تفاسیر كاملا متفاوتی برمیخوریم. تعالیم آن دربارة خدا كاملا مخالف «حقیقت آفرینش» است. محقق آمریكایی «لنس اس. اوینز» در یكی از كتب خود دربارة كابالا دیدگاه خویش را دربارة ریشة احتمالی این تعالیم چنین بیان میكند:

تعالیم كابالا مفاهیم مختلفی دربارة خدا ارائه میدهد كه بسیاری از آنها از دیدگاه «ارتودوكس» منحرف شناخته شدهاند”.

اصلیترین انگارة دین یهود این است كه «خدای ما یكی است.» اما كابالا ادعا میكند در حالیكه خدا در درجة اعلی و به صورت یگانهای توصیفناپذیر ـ كه در كابالا Einsofبه معنای «لایتناهی» نامیده میشود ـ وجود دارد، یكتاییش لزوما در تعداد زیادی صورت الهی تجلی یافته: تعدد خدایان كابالیستها این را «سیفراث )» (sefrrothبه معنای چهرههای خدا مینامند، چگونگی نزول خداوند از مقام یكتای لایتناهی به تعدد خدایان، معمایی است كه كابالیستها بسیار در آن تعمق كردهاند. بدیهی است كه این تصویر چند چهره از خدا راه را برای مشرك خواندن كابالیستها باز میكند؛ اتهامی كه آنها را به تندی و نه كاملا با موفقیت رد كردهاند.

یك نكته جالب توجه دیگر دربارة تعالیم منحرف كابالا، شباهت آن به انگارههای كفرآمیز مصر باستان است. مصریان باستان معتقد بودند ماده همیشه وجود داشته. به عبارت دیگر این اندیشه را كه ماده از هیچ به وجود آمده مردود میدانستند. كابالا نیز از همین عقیده دربارة انسان دفاع میكند و مدعی است انسانها خلق نشدهاند و عهدهدار تنظیم و اداره وجود خود میباشند.

به عبارت امروزی، مصریان باستان مادیگرا بودند، كابالا را میتوان «اومانیسم سكولار» نامید جالب توجه است كه این دو مفهوم: مادهگرایی و اومانیسم سكولار، از ایدئولوژیهایی میباشند كه دو قرن است بر جهان حكمرانی میكنند.

باید پرسید چه نیروهایی وجود دارند كه مفاهیم مصر باستان و كابالا را از میان تاریخ كهن به زمان حاضر منتقل كردهاند؟

با حذف زمین ثابت از مرکز جهان افرادی با قصد و غرض خاص در طول تاریخ (کوپرنیک، کپلر، نیوتون، گالیله، انیشتین و…) مارا از لحاظ فیزیکی و روانی از یک مکان باشکوه و با اهمیت به یک جهان پوچ انتقال دادند.

اگر زمین مرکز جهان باشد سپس خدا، آفرینش و هدف وجود انسان معنا و اهمیت خاصی پیدا میکند. اما اگر زمین را یکی از میلیون ها سیاره به دور میلیارد ها ستاره در تریلیارد ها کهکشان فرض کنیم سپس هدف خاص آفرینش انسان و جهان به کلی زیر سوال خواهد رفت و دیگر معنای خاص خود را نمیدهد. افرادی که به هیچ دین خاصی اعتقاد ندارند یا حتی خداوند را به عنوان خالق این جهان باور ندارند (آتئیست هستند) ، اما به طرز عجیبی به سیستم خورشید مرکزی اعتقاد دارند، باید آگاه باشند که درحال تبعیت از یک دین باستانی هستند. همانطور که تا اینجا خواندید و متوجه شدید، سیستم خورشید مرکزی، جزوی از باور باستانیان بوده که خورشید را به عنوان یک خدا پرستش می کردند. کوپرنیک طبق نوشته ها و متون باقی مانده، تحت تاثیر افکار اشتباه یونانیان باستان بوده و بنابراین سیستم خورشید مرکزی را بهبود بخشیده است.

البته خورشید پرستی در اکثر تمدن هایی که تحت تاثیر کابالا بوده اند رواج دارد از جمله تمدن اینکاها (خدای ویراکوچا،)یونان (خدای هلیوس،)مصر باستان (خدای رع). نام ها متفاوت است اما اصل داستان تفاوتی نمیکند. همانطور که پروفسور موریس کلاین می گوید:

تئوری خورشید مرکزی، با قرار دادن خورشید در مرکز، تصور بشر از آفرینش را تغییر داد و این را به بشر آموخت که در یکی از سیارات سرگردان در فضایی سرد و تاریک است و از نظر او این احتمال کمتر وجود دارد که برای زیستن هدف دار و با سربلندی خلق شده باشد که هدف او بعد از مرگ بهشت است.”

Mathematical Thought from Ancient to Modern Times Book by Morris Kline

Sending
User Review
5(3 votes)

درباره مدیریت

Avatar photo
کافی‌نت آنلاین ماورا با هدف ارائه خدمات دیجیتال سریع، امن و حرفه‌ای به صورت کاملاً غیرحضوری راه‌اندازی شده است. از تایپ و پرینت گرفته تا طراحی سایت، مشاوره آی‌تی و خدمات اداری به راحتی و از طریق اینترنت در دسترس شما هستند. ما در ماورا با بهره‌گیری از تخصص و تجربه، تلاش می‌کنیم تجربه‌ای بی‌دردسر و با کیفیت را برای مشتریان فراهم کنیم. کافی‌نتی مدرن برای نیازهای دیجیتال روز، تنها با چند کلیک در دسترس شماست.

جهت مطالعه

هیچ مدلی کاملا دقیق نیست

هیچ مدلی کاملا دقیق نیست

سیستم کوپرنیک تنها یک باز کننده راه است. بعد از او نیوتون و کپلر نیز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 19 =