یستمهای نیوتنی و انیشتینی صرفا نمایشهای ریاضی نیروهای فیزیکی هستند که هیچ یک از آنها پاسخهای فیزیکی واقعی را برایشان ارائه نمی دهد. نیوتن فیزیکی را توسعه داد که از نظر ریاضی ، نیروی تعامل بین دو جسم را تفسیر می کند ، اما کاملا مستقل از چارچوب مرجعی است که آن اجسام محتوی آن هستند.
فرمول های F = ma و F = Gm1m 2/ r2 فقط در چارچوب های مرجع غیر شتابدار کار می کنند.
وقتی فرمولهای نیوتن در چارچوب مرجع شتابدار اعمال می شوند ، تا زمانی که جبران اضافه نشود ، کار نمی کنند.
در یک چارچوب شتابدار ، دو جسم بدون اینکه نیرویی به آنها وارد شود، شروع به شتاب می کنند.
از این رو ، ریاضیات نیوتن باید تنظیم شود تا شتاب را جبران کند ، و این با اضافه کردن اجزای ساختگی ، که به عنوان گریز از مرکز ، کوریولیس و سایر نیروها شناخته می شوند ، محقق می شود. اما نیروهای گریز از مرکز و کوریولیس ، حتی اگر قابل اندازه گیری باشند ، محصولی از ماده یا انرژی در سیستم نیوتنی نیستند. نیوتن نمی توانست توضیح دهد که آن ها از کجا نشات گرفته اند.
در نتیجه ، آنها صرفا اختراعات ذهن انسان هستند تا بتوانند معادلات ریاضیات نیوتن را متعادل کنند. همانطور که سی. مولر می نویسد:
” به عنوان مثال ، اگر یک سیستم کاملا مکانیکی را درنظر بگیریم که متشکل از تعدادی ذره از مواد است که توسط نیروهای داده شده بر آنها اعمال می شود … معادلات اساسی مکانیک نیوتن ممکن است با تقریب مناسبی اعمال شود. از طرف دیگر ، اگر می خواهیم سیستم را به صورت سیستم مرجع شتابدهنده توصیف کنیم، همانطور که شناخته شده است ، باید نیروهای به اصطلاح ساختگی (نیروهای گریز از مرکز ، نیروهای کوریولیس و…) را معرفی کنیم که هیچ ارتباطی با خصوصیات فیزیکی سیستم مکانیکی خود ندارند… فقط به همین دلیل بود که نیوتن مفهوم فضای مطلق را ارائه داد که باید نمایانگر سیستم مرجعی باشد که در آن قوانین طبیعت ساده ترین و طبیعی ترین شکل را به خود می گیرند.
با این حال … مفهوم فضای مطلق به محض پذیرفتن اصل خاص نسبیت معنای فیزیکی خود را از دست داد ، زیرا در نتیجه این اصل ، تصمیم گیری در مورد کدام سیستم اینرسی باید به عنوان سیستم مطلق شناخته شود ، با هر آزمایش غیرممکن شد.”
C. Møller, The Theory of Relativity, 1958, pp. 218-219



