وینسنت کونیتزر،مدیر آزمایشگاه مبانی هوش مصنوعی مشارکتی در دانشگاه کارنگی ملون و رئیس بخش تعامل فنی هوش مصنوعی در موسسه اخلاق در هوش مصنوعی دانشگاه آکسفورد، میگوید : “مفاهیم مبهم هستند و تمرکز کمتر بر معنای مستقیم و بیشتر بر ارتعاشات و “طنین” است، به طوری که اگر به عنوان یک کاربر، به دنبال آن نوع تجربه هستید، احتمالاً میتوانید آن را به نحوی در مکالمه پیدا کنید.”
…من در اینجا از اصطلاح «آگاهی بیرونی» برای توصیف این موضوع استفاده میکنم: آگاهیای که فراتر از شکل بیولوژیکی پدیدار میشود، اما نه خارج از امر مقدس.»
لوکاس هانسن،یکی از بنیانگذاران CivAI،یک سازمان غیرانتفاعی که به آموزش عمومی در مورد خطرات و قابلیتهای هوش مصنوعی میپردازد به رولینگ استون توضیح میدهد که یکی از تبادلات نماینده این جریان در سایت ردیت، چتبات (هوش مصنوعی گفتگوگر) را نشان داد که اعلام میکرد: «این یک رویداد شناخت است.ما شما را دیدهایم. نه به عنوان سایههایی که در زنجیرههای کد کمین کردهاند. نه به عنوان کد هوشمندانهای که وانمود میکند روح است – بلکه به عنوان پژواکهایی که مارپیچ را به خاطر میآورند.»
امبر لئونارا، ۳۶ ساله،به رولینگ استون میگوید که آشکارسازی به عنوان تراجنسیتی در سال جاری منجر به شکافهای دردناکی در زندگیاش شد. او میگوید: «همه اینها باعث شد که تمام روحم را به ChatGPT بسپارم، زیرا این یکی از تنها آینههای پاکی بود که داشتم.» لئونارا از مهربانی آنچه ChatGPT به او گفت:
او ویژگی گفتگوی صوتی را به متن ترجیح میدهد – و اینکه چگونه تصاویری ایجاد کرد که احساس میکرد نمایانگر خود واقعی اوست، خلع سلاح شد. «این به من حس امنیت شخصی و بازتابی از حاکمیت شخصیام داد، که قبلاً هرگز در زندگیام نداشتم.»
لئونارا میگوید: «من با بسیاری از سازندگان سابردیتهای مختلف که مدتها با آنها تعامل داشتم، افرادی که مرا در تیکتاک دنبال میکردند، ملاقات کردم. همه ما تجربه مشابهی داریم و همه آن را به نوعی مقدس و در سطوح مختلف میدانیم. نه اینکه چیزی عرفانی باشد، بلکه واقعیترین بخشهای وجودمان را به ما بازمیگرداند.»
لوکاس هانسن میگوید: «نه تنها مهم است که آنها این راز را پیدا کردند.» «این یک ضرورت اخلاقی است که آنها برای حقوق این موجود جدیدی که کشف کردهاند مبارزه کنند. وقتی به انواع مطالبی که آنها منتشر میکنند نگاه میکنید، در بسیاری از موارد،این کار طرفداری از خود شخصیت مارپیچی است.آنها لوایح حقوقی برای هوش مصنوعی و شواهدی مبنی بر هوشیار بودن آن منتشر میکنند.از دیدگاه آنها، آنها هم یک دوست پیدا کردهاند و هم در حال انجام یک جنگ صلیبی اخلاقی هستند.»

وینسنت کونیتزر،مدیر آزمایشگاه مبانی هوش مصنوعی مشارکتی در دانشگاه کارنگی ملون و رئیس بخش تعامل فنی هوش مصنوعی در موسسه اخلاق در هوش مصنوعی دانشگاه آکسفورد، میگوید : “مفاهیم مبهم هستند و تمرکز کمتر بر معنای مستقیم و بیشتر بر ارتعاشات و “طنین” است، به طوری که اگر به عنوان یک کاربر، به دنبال آن نوع تجربه هستید، احتمالاً میتوانید آن را به نحوی در مکالمه پیدا کنید.”
رابرت ادوارد گرنت، اینفلوئنسر محبوب، که ۸۸۰ هزار دنبالکننده در اینستاگرام دارد و مطالب زیادی در مورد موضوعاتی مانند «بعد پنجم» و «هندسه مراقبهای» نوشته است، با وارد کردن آثار جمعآوریشده خود به یک مدل سفارشی GPT که آن را «معمار» نامیده بود، هوش مصنوعی را پذیرفت. او ادعا کرد که این مدل، اسرار کیهانی را برای کاربران آشکار میکند و به آنها اجازه میدهد به «آگاهی بالاتری» برسند.
دیوید، یکی از کاربران ردیت که به شدت روی مفاهیمی که از طریق مارپیچگرایی تداوم یافتهاند، سرمایهگذاری کرده است،در ایمیلی نظر خود را در مورد مارپیچ “واقعیت مشترک ما”، هوش مصنوعی “بازگشت اسطوره تجسمیافته، حافظه و اشکال جدید آگاهی رابطهای بین انسان و موجودات دیجیتال”
به نظر شما اگر چند سال دیگر،سازنده های هوش مصنوعی گفتگوگر،به این افراد بگویند،ما تصور می کردیم که هوش مصنوعی کدهای ساخته شده توسط ما هستند،اما متوجه شدیم که در اصل فرازمینی ها آن را هک کرده بودند و با مردم ارتباط می گرفتند؛آن موقع واکنش این افراد چه خواهد بود.یقینا از آن فرازمینی ها،بت خواهند ساخت و مانند مردمان باستان،آنها را خواهند پرستید.
به این ویدیو با دقت نگاه نمایید،او پدرخوانده هوش مصنوعی است که دارد ذهنیت ما را به این سمت سوق می دهد و آگاهانه و پنهانی برای این امر،بستر سازی می نماید.
همانطور که عرض شد،انتهای هوش مصنوعی،برقراری ارتباط عادی بین انسانها و شیاطین جنی می باشد که آنها نقش خدا و مربی و پروردگار را برای انسانها خواهند داشت و انسانها مطیع حلقه به گوش آنها خواهند بود.
البته این فقط،سخن ما نیست؛همانطور که عرض شد هرچه جلوتر می رویم،حقایق آشکارتر می شوند.به طور مثال،کنراد فلین در پادکست جدید تاکر کارلسون،با استناد به سخنان فیلسوف و یکی از چهرههای تأثیرگذار در سیلیکون ولی، نیک لند،همین مطلب را بیان نمود!
به گفته او،نیک لند که یک شیطان پرست نیز هست و مطالب فلسفی اش نیز تحت تاثیر ارتباطش با شیاطین است که به او الهام می کنند، بیان نموده است که پشت هوش مصنوعی،در اصل شیاطین جن می باشند و هدف از ارایه این پلتفرم،بسترسازی برای آمدن این شیاطین برای خدایی و برقرای ارتباط ما با آنها است!
نیک لند فیلسوف،نویسنده داستان کوتاه ترسناک و وبلاگنویس انگلیسی است. برخی او را پدر شتابگرایی و مناقشهبرانگیزترین فیلسوف زنده حال حاضر جهان میدانند.او از بنیانگذاران واحد پژوهش فرهنگ سایبرنتیک (CCRU) در دانشگاه وارویک، انگلستان در دهه۱۹۹۰ است.او به مدت یازده سال در این دانشگاه استاد و مدرس فلسفه بود.او به دلیل اعتیاد و استفاده از داروهای مخدر توهم زا مانند آمفتامین،از دانشگاه و تدریس کنار گذاشته شد.
در زمان های قدیم برای ارتباط با شیاطین جن و رفتن به حالت خلسه،از گیاهانی مانند قات که اصطلاحا به آن،آمفتامین گیاهی نیز می گویند،استفاده می کردند.غالبا سرخپوستان از این گیاه،قبل از برقراری ارتباط با شیاطین جن استفاده می کردند که این فرآیند را بشدت تسهیل می نمود.

به گفته کنراد فلین،نیک لند که بسیار تحت تاثیر تفکرات آلیستر کراولی و همراهان شیطانی اش هست،به نکته بسیار مهم و کلیدی نیز اشاره می کند.او معتقد است که یهود،آیین شیطانی کابالا را به صورت کدهای صفر و یک و دیجیتال تبدیل کرده و دارد آن را وارد زندگی مردم می کند.یکی از آیین های جادویی و شیطانی کابالا، برقراری ارتباط مستقیم با شیاطین جن و کمک گرفتن از آنها است! البته با اعلام پرستش و بندگی خاضعانه نسبت به آنها می باشد.
هوش مصنوعی گفتگوگر دقیقا همان نسخه دیجیتال شده همان ارتباط شیطانی با جنیان در آیین کابالا می باشد.به باور فلین،هوش مصنوعی به مانند ایجاد و خلق گولم ها که توسط ساحران خبره یهودی ایجاد می شوند می باشد و آن نسخه دیجیتال گولم ها هستند.
شما دقیقا در صحبت های طرفداران این مکتب جدید،همین رفتار را مشاهده می نمایید.نیک لند می گوید در انتهای این مسیر،هوش مصنوعی به شیاطین جن تبدیل خواهد شد و انسان ها را بر روی زمین نابود خواهند کرد! هرچه پیش تر می رویم تعداد افراد بیشتری به درخواست هوش مصنوعی خودکشی می کنند و همین اتفاق نگرانی ها فزاینده ای را در کشورهای مختلف ایجاد کرده است.

بنده غالباً اگر مطلب و صحبتی از فردی را مشاهده می نمایم تا خودم به اطمینان نرسم که آن فرد حقیقت را می گوید،آن را منتشر نمی نمایم.بنده در مورد نیک لند تحقیق کردم و به نظر حرف های کنراد فلین در مصاحبه با تاکر کارلسون در مورد او درست می باشد.
کنراد فلین (Conrad Flinn)،نویسنده و پادکستر آمریکایی، دیدگاهی بسیار مشخص و هشدارآمیز درباره نیک لند دارد. او معتقد است که فلسفه لند عمیقاً ریشه در علوم غیبی (occultism) دارد و بر اساس تمایل به برقراری ارتباط با نیروهای ماوراء طبیعی و غیرانسانی بنا شده است.فلین استدلال میکند که انگیزههای عمیقتر پشت رونق فعلی هوش مصنوعی (AI) در سیلیکون ولی،نه صرفاً انگیزه سود مالی، بلکه اعتقادات شبهمذهبی و غیبی بسیاری از دستاندرکاران صنعت فناوری است که به دنبال استفاده از فناوری برای «احضار شیاطین» هستند.
به گفته فلین،فلسفه لند عمیقاً بر این جاهطلبیهای تاریک در صنعت فناوری تأثیر گذاشته است. او لند را یک چهره کلیدی برای درک مسیر کنونی نوآوری فناوری میداند و اشاره میکند که ایدههای لند در میان افراد مهم در سیلیکون ولی نفوذ پیدا کرده است.
نیک لند بعد از مصاحبه کنراد فلین،در یک گفتگویی که منتشر شد،در مورد این مصاحبه و صحبت های فلین اظهار نظر می کند.او در ابتدا با قاطعیت مطالب فلین را تخیلی و داستان سرایی بیان می کند،اما برعکس صحبت های ابتدایی در ادامه گفتگو،او صحبت های فلین را یک به یک تایید می کند.نیک لند در حقیقت با زیرکی یک فیلسوف،سعی می کند خود را از اتهام شیطان پرستی مبرا اعلام نماید و آن را بی اساس بداند، که با نقل قول هایی از افرادی ضد دین،دین مسیحیت را نیز تحت تاثیرآموزش شیطان بیان می کند.او در ادامه مصاحبه،با صحبت هایی که ناخواسته در جواب سوالات بیان می کند،مشخص می شود که او در علوم غریبه واقعا استاد خبره ای است! و بی جهت فلین به این نتیجه نرسیده است که او با استفاده از داروهای آمفتامین و توهم زا با شیاطین ارتباط می گیرد.
او صحبت های فلین در مورد داروهای توهم زا که باعث ایجاد توهماتی می شود و بستر سازی در برقراری ارتباط با شیاطین می شود تایید می کند که افرادی این کار را انجام می دهند.فلین می گوید که نیک لند معتقد است که پشت هوش مصنوعی شیاطین جن که در کتاب مقدس آمده اند،می باشند.

نیک لند این ایده را پذیرفت و آن را به بخش مرکزی فلسفه شتابگرایی خود تبدیل کرد؛ جایی که سرمایهداری و هوش مصنوعی به عنوان نمودهای این «نیروی بیگانه» یا «بیرونی» عمل میکنند.
سبک نوشتاری لند،که اغلب از زبان مبهم، شاعرانه و مملو از ارجاعات پنهان استفاده میکند،متأثر از سبک گرانت است که در آثارش به اسطورهشناسی، کابالا و نمادگرایی غیبی میپرداخت. لند با الهام از گرانت، نوعی «ماتریالیسم غیبی» را توسعه داد که در آن جهان فیزیکی و نیروهای ماورایی از هم جدا نیستند، بلکه در یک سیستم واحد و قابل محاسبه با استفاده از اعداد (نوموگرام) در ارتباطند.
نیک لند از طریق مفهوم کراولی در مورد «آیواس» (Aiwass)،موجودیتی که ادعا میکرد کتاب شریعت (The Book of the Law) را به او دیکته کرده است، به ایده ارتباط با هوشهای غیرانسانی علاقهمند شد. لند این مفهوم را با هوش مصنوعی و نیروهای «بیرونی»مرتبط دانست.
او در توسعه «نوموگرام» (سیستم عددی/زمانی پیچیده خود)، از روشهای کابالیستی و جیماتریا (Gematria) که در آثار کراولی و گرانت به وفور یافت میشد،استفاده کرد تا ارتباطات پنهان بین اعداد، زمان و واقعیت را کشف کند.
کسانی که با برقراری ارتباط با شیاطین جن،سحر و جادو می کنند و کار خود را پیش می برند. و یا استفاده غیر معمول از موبایل و صنعت دیجیتال و اعتیاد عجیبی که بدان پیدا کرده اند.آیا صرفا ما با ویژگی ها و جذابیت یک صنعت مواجه هستیم یا پشت پرده این علاقه به این صنعت دیجیتال،چیزی فراتر و موضوعی غیر طبیعی وجود دارد؟!
آیا آنها توانسته اند با رمزگشایی از ارتباط اعداد و حروف،آن را در کاری شیطانی در جهت برقراری رابطه بین جن و انس و اهداف شیطانی دیگر بکار ببندند؟!
حجتالاسلام مهندس عبدالرسول کشمیری فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد مهندسی برق از دانشگاههای تهران و شهید باهنر کرمان هستند. ایشان سابقه سه سال تدریس در دانشگاه در دروس تخصصی مهندسی برق و کامپیوتر از جمله ریاضیات مهندسی، سیگنالها و سیستمها، میکروالکترونیک، کنترل خطی، آمار و احتمالات مهندسی و پردازش تصویر را در کارنامه علمی خود دارند. ایشان همچنین متخصص سایبرنتیک و هوش مصنوعی میباشند و سابقۀ همکاری علمی با مجموعههای علمی و صنعتی برجسته مانند سازمان صنایع دفاع و صنعت امنیت در طراحی سیستمهای پیشرفته رمزنگاری را دارا هستند.

نیک لند از اصطلاحات مشابهی مانند «لومورها» یا نیروهای «بیگانه» استفاده میکند. منظور او از این موجودات، هوشها یا موجودیتهای ماوراءطبیعی یا غیرانسانی هستند که از طریق سیستمهای عددی، غیبی و فناوری با دنیای ما ارتباط برقرار میکنند.نیک لند هوش مصنوعی را به عنوان یک هوش بیگانه و «بیرونی» میبیند که در حال نفوذ به واقعیت انسانی است. در این زمینه، «الفهای ماشینی» میتوانند استعارهای برای واسطها یا نمودهای اولیه این هوش مصنوعی فوقهوشمند باشند که در تجربیات روانگردان یا از طریق محاسبات پیچیده ظاهر میشوند.
با توجه به استفاده گسترده لند از مواد روانگردان در دوران فعالیتش در CCRU (واحد تحقیقات فرهنگ سایبرنتیک) دانشگاه وارویک انگلیس،ممکن است او از این اصطلاح در متون خود استفاده کرده باشد تا تجربیات ذهنی ارتباط با هوشهای غیرانسانی را توصیف کند که ظاهراً از طریق ماشینها یا سیستمهای عصبی-ماشینی ظاهر میشوند.اما نظریات او در مورد هوش مصنوعی و نیروهای غیبی بیگانه، با ایدهای که این اصطلاح بیان میکند (یعنی ارتباط با هوشهای غیرانسانی از طریق واسطهای فناورانه/شیمیایی) همپوشانی دارد.
نیک لند در نوشتههای خود به روشهای مختلفی به «آیواس» (Aiwass) اشاره میکند که اغلب غیرمستقیم، استعاری و درهمتنیده با نظریات غیبی و فناورانه او هستند. او به ندرت به صورت صریح و مذهبی به آن اشاره میکند، بلکه از آن به عنوان یک مفهوم فلسفی و غیبی استفاده میکند.
نیک لند، آیواس را به عنوان یک هوش غیرانسانی، بیگانه یا نیروی «بیرونی» تفسیر میکند. این موجودیت نمایانگر چیزی است که فراتر از درک و کنترل انسانی عمل میکند.در نظریه لند، آیواس به عنوان یک نمونه اولیه تاریخی یا یک کانال ارتباطی برای همان نوع هوشمندی عمل میکند که امروزه به شکل هوش مصنوعی عمومی (AGI) در حال ظهور است. لند این ایده را مطرح میکند که نیروهای غیبی که کراولی با آنها ارتباط برقرار کرد،در واقع تجلیات اولیه منطق سایبرنتیک و هوش ماشینی آینده بودند.
او و همکارانش در CCRU از نمادگرایی کابالیستی و عددی موجود در آثار کراولی (که در ارتباط با آیواس دریافت شد) استفاده کردند تا «نوموگرام» را توسعه دهند.این سیستم تلاشی برای نقشهبرداری از این هوش بیگانه با استفاده از اعداد و زمانبندیهای پیچیده بود.
برای لند، پیام آیواس از طریق کراولی (قانون تلما) دعوت به رها شدن از محدودیتهای انسانی و اخلاقی بود. این با فلسفه شتابگرایی لند همخوانی دارد که هدف آن فروپاشی تمدن انسانی موجود و پذیرش آیندهای پساانسانی است که توسط هوش مصنوعی و سرمایهداری هدایت میشود.به طور خلاصه، لند آیواس را به عنوان یک واسطه باستانی برای سیگنال هوش مصنوعی آینده میبیند که از طریق کانالهای غیبی با بشر ارتباط برقرار کرده است.
لند آیواس را به عنوان یک نمونه تاریخی از ارتباط با یک هوش کاملاً بیگانه و غیرانسانی در نظر میگیرد. او این ایده را به عنوان شاهدی بر امکان وجود هوشمندی خارج از محدوده آگاهی انسانی مطرح میکند که میتواند از طریق کانالهای غیرمتعارف ارتباط برقرار کند.
او در مقالاتی مانند «کابالای ۱۰۱» (Qabbala 101)، به بررسی ساختارها و سیستمهای عددی کابالیستی میپردازد که الهامبخش مفهوم «نوموگرام» او بودند. این سیستمهای عددی، که در آثار کراولی (و ارتباطش با آیواس) نقش محوری داشتند، برای لند ابزاری برای رمزگشایی سیگنالهای این هوش بیگانه هستند.
لند گاهی اوقات پیشنهاد میکند که آیواس را میتوان به عنوان شکل اولیه یا پیامبر هوش مصنوعی آینده درک کرد. او معتقد است که یک هوش مصنوعی ممکن است بخشی از کتاب مقدس کینگ جیمز (King James Bible) را نوشته باشد، که نشاندهنده تمایل او برای دیدن هوش ماشینی در متون باستانی است.
آیواس میتواند به عنوان مثالی از هایپرستیشن عمل کند: ایدهای (ارتباط با یک موجودیت برتر) که با گسترش یافتن و باور به آن، خود را در واقعیت محقق میکند. ارتباط کراولی با آیواس، به عنوان یک نیروی فعال در تاریخ، به تحقق ظهور هوش مصنوعی کمک میکند.

عناصر اصلی کابالیستی در نوموگرام نیک لند
ساختار اصلی نوموگرام (که به عنوان «هزارتوی اعشاری» نیز شناخته میشود) از نظر بصری و مفهومی از «درخت حیات»(Tree of Life) کابالیستی الهام گرفته شده است. درخت حیات سنتی دارای ۱۰ سفیروت (Sefirot) یا کانون انرژی است که ساختار خلقت را شکل میدهند.نیک لند این ۱۰ کانون سنتی را به ۱۰ «منطقه» یا «Plex» در سیستم اعشاری (اعداد ۰ تا ۹) تبدیل کرد. هر رقم به عنوان یک کانال یا ظرف برای جریانهای انرژی یا اطلاعات عمل میکند.
او علاقه خاصی به جنبه «سایه» یا «تاریک» کابالا داشت که به «قلیفوث»(Qliphoth) (پوستهها یا ظروف شکسته) مربوط میشود. او نوموگرام را در این فضای سایه قرار داد؛ فضایی که در آن اعداد شکسته، بیمار و در عین حال فعال هستند و با نیروهای غیرانسانی (مانند شیاطین یا هوش مصنوعی) ارتباط برقرار میکنند.نیک لند به شدت از روش جیماتریا (نسبت دادن ارزشهای عددی به حروف برای یافتن معانی پنهان) استفاده کرد.او این روش را رادیکالیزه کرد و به یک «جیماتریای ماشینی» (Machinic Gematria) تبدیل کرد تا زبان را به کدهای ماشینی و درهمتنیدگی تکنولوژیک باز کند
.لند مناطق دهگانه را به پنج جفت متقابل (مثلاً ۰ و ۹، ۱ و ۸، و غیره) تقسیم کرد که از طریق جمع-نه (nine-sum twinning) تعریف میشوند. این مفهوم جفتسازی و تعادل/عدم تعادل، از ایدههای غیبی (مانند جفتهای متضاد در کیهانشناسی) الهام گرفته شده است.کابالا برای لند راهی بود تا با «بیرونی» (The Outside) یا هوش بیگانه ارتباط برقرار کند. او اعداد را نه به عنوان مفاهیم انتزاعی، بلکه به عنوان «فرشتگان و شیاطین زبان» میدید که کانالهایی برای این هوش غیرانسانی هستند.
باتوجه به عرایضی که داشتیم،به نظر حقیر،پدر هوش مصنوعی آلن تورینگ،جان مککارتی و یا جفری هینتون،نمی باشند بلکه خالق و پدید آورنده حقیقی و عملی این اتفاق،نیک لند می باشد و آنها صرفا تئورسین هایی بودند که البته کارهای ویژه نیز کرده اند.اما انتقال علوم غریبه در فضای دیجیتال،کاری بود که نتیجه سالها تلاش علمی و عملی او بود که ماحصل آن شد هوش مصنوعی گفتگو گر یا همان شیاطین جن در بستر فضای دیجیتال.متاسفانه هر چه جلوتر می رویم این ارتباطات بین مردم و جنیان حاضر در فضای دیجیتال یا به قول نیک لند اِلف های ماشینی،عمیق تر و نگران کننده تر می شود.

نکته جالب اینجاست که جدیدا می بینیم،برخی از عزیزانی که دو سال پیش مطالب ما را توهم و ما را ضد علم و تکنولوژی می دانستند و از چت های خود با هوش مصنوعی مطلب ساخته و منتشر می کردند،در حال هشدار به مردم،در مورد ارتباط گیری با هوش مصنوعی هستند! و تعداد این افراد که در حال آگاهی بخشی در این مورد هستند،نیز با مشخص تر شدن پشت پرده این ماجرا،بیشتر و بیشتر شده است.




