پایان تحقیقات در مورد کتاب “آن سوی مرگ“مراقب باشید! نام بردن از اسم خاص اجنه،باعث احضار اجنه در لحظه می شود.بخش پایانی
بنده بعد از مدتی تلاش رضایت ایشان را گرفتم که آنها باید دور شوند،به همین خاطر فایل PDF حرز امام جواد(ع) را برای او فرستادم که بر روی برگه ای معمولی چاپ کند و در اتاق خواب بگذارد تا ببینیم اگر این حرز بر روی پوست نباشد آیا اثری دارد یا خیر.نمی خواستیم از روش سرکه و یا روش های دیگر استفاده کنیم،متاسفانه یا خوشبختانه ایشان کار دیگری کرد و آن هم این بود که فایل پی دی اف که برای ایشان ارسال شده بود را در گوشی خود باز کرد و آن را یکبار خواند.از آن روز تا الان شاید حدود3 یا چهار ماه گذشته باشد،دیگر هیچ اثری از اجنه و ماساژ در خانه ایشان دیده نشده است.بعد از آن،به این عزیز عرض کردم که دیدی چه گفتم که اگر این اجنه جزء شیاطین نبودند،چرا بعد از خواندن آن حرز دیگری خبری از آنها نیست؟ ان شاء الله در پایان پست ها این حرز در کانال تلگرامی قرار داده می شود که حتما شده یکبار آن را در خانه و محل کارتان بخوانید و آن را در یک برگه سفید پرینت گرفته و در محل کار و خانه قرار دهید.
بخشی از آن حرز امام جواد(ع)، طلسم است که قابل خواندن نیست،شما آن بخش قابل خواندن و ادعیه ها را بخوانید.در ماجرا دوم که آن دوستی که بلند آن تک صفحه را خواند، این عزیز هم همان تک صفحه را مجدد خوانده بود که ببیند آیا بعد از خواندن حرز که چندماهی خبری از آنها نیست ،آیا باز می گردند؟ ایشان تعریف می کند همان روزی که آن صفحه را خواندم، وقتی در راه برگشت به خانه بودم و در نزدیکی خرابه رسیدم،دوباره همان اتفاقات شروع شد،بوته ها شروع به تکان خوردن کردند و مجدد کسی آنجا نبود،اما این بار کسی ظاهر نشد،به ناگاه صدایی را شنیدم،ولی کسی را ندیدم،که او به من گفت که فلانی،شما ما را صدا زدی،آیا با ما کاری داشتی؟و من گفتم خیر؛ و از آن محل دور شدم.
یکی از بیشترین گزارشات جهانی که مردم اجنه را دیده اند،این است که آنها را به صورت زنی با موهای بسیار بلند و ژولیده دیده اند.در مورد ماساژ دادن هم این دوستمان می گفت،ماساژ فیزیکی نبود بلکه انگار توده انرژی را حس می کرده که در حال حرکت بوده و بر روی تک تک سلولها اثر می گذاشته.
اما یکی از عجیب ترین اتفاقات،برای یکی از دوستانی رخ داد که ماجرایش در آن 3 بخش آمده بود.فردی که خودش و پسرش کتاب را کامل خوانده بودند ولی هیچ اثری از اجنه شیطانی در زندگیشان نبود که با بررسی مشخص شد که این فرد هرشب سر سفره شام کاسه ای سرکه قرار می دهد،که ممکن است کسی قاشقی سرکه بخورد یا نه. اما در ماجرای دوم که آن فرد،آن یک صفحه را بلند می خواند،این دوستمان نیز در میز کناری اش نشسته بود و مشغول کارش بود.اما این بار به طرز عجیبی اوضاع برایش متفاوت شد،او تنها کسی در جمع افرادی که کتاب را کامل خوانده بودند،شد که اجنه در بار دوم صدمه فیزیکی به او و خانواده اش زدند.در تمامی موردها،اجنه شیطانی فقط و فقط افراد را می ترساندن و فقط صدمه روحی و روانی آنها مطرح بود.اما این بار دو موضوع جدید رخ داد،هم صدمه فیزیکی اتفاق افتاد و هم در کنارش ضربه به دین و ایمان طرف،همزمان رخ داده بود.دو روز بعد از خواندن این صفحه، به یکباره پشت عضلات دوقلو بالای مچ پاهایش کبود شده بود و این فرد می گفت تا به حال این اتفاق برایش رخ نداده و مطمئن نیز بود به هیچ جایی نیز برخورد نداشته است. یکی از نشانه های صدمه فیزیکی توسط اجنه کبودی بی دلیل در بدن است.در همان روز نیز، پسرش که او نیز قبلا کتاب را کامل خوانده بود،در باشگاه ورزشی،دستش از جا در می رود و راهی بیمارستان می شود.این به معنی این نیست که اجنه فنی زده اند،نه،آنها کافی است با بازی با ذهن طرف،به طور مثال کاری کنند که پای تکیه گاه را اشتباه قرار دهد و طرف سقوط بر روی دست خود داشته باشد.این عزیز تعریف می کرد که از آن روز،به یکباره احساس می کردم دیگر توجه ام به امور معنوی بسیار کمرنگ شده است،منی که به نماز اول وقت،قرآن و عبادت،بسیار توجه داشتم و مراقبت می کردم،دیگر برایم کم اهمیت شده بود،چیزی که سالها برایم اتفاق نیافتاده بود و حتی در عزاداری ها قطره ای اشک نیز ندارم و بشدت عصبی و پرخاشگر شده ام،انگار دچار نوعی قبض روحی شدید شده ام.انگار این بار اجنه شیطانی در حال گرفتن یک انتقام سخت از این فرد و پسرش هستند.مگر او در سری پیش با آنها چه کرده بود که اینگونه در حال انتقام از او بودند؟

دو حالت می توان متصور بود،اول آنکه در سری پیش که او کتاب را خوانده بود و عمل احضار جن ناخواسته رخ داده بود،اجنه که دیدن در خانه او ترکیب سرکه و بخار آب وجود دارد و نمی توانند وارد خانه بشوند،عصبانی شده اند و در فرصت مناسب انتقام گرفته اند.اما نوع انتقام به ما می گوید قطعا باید اتفاق دیگر رخ داده باشد.آنچه بیشتر به واقعیت نزدیک است،این است که وقتی این فرد و پسرش نام خاص اجنه را برده اند،باتوجه به بهره هوشی پایین تر اجنه،عده ای از آن قبیله جنیان،در لحظه در خانه این فرد احضار شده اند و چون بخار سرکه و آب در آن محل بوده آن اجنه،صدمه بسیار زیادی دیده اند و این بار که عمل احضار مجدد رخ داده و طرف را می شناختند،در حال تلافی بودند.از این عزیز دو سوال پرسیدم که مرا به یقین رساند.از او پرسیدم که آیا بعد از ماجرای اول،قرار بود حرز امام جواد(ع) برای خود و اعضای خانواده ات بگیری، گرفته ای؟ او گفت خیر و سوال دوم این بود که آیا هنوز در سفره شام،سرکه قرار می دهید و سرکه می خورید که گفت چند ماهی است که سرکه را کنار گذاشته ام.گفتم پس بی دلیل نیست که توانسته اند این بار ضربه کاری به شما بزنند
که یا حرز را تهیه کن و یا سرکه را مجدد وارد سفره ات کن.اینجا هست که می گوییم که ارتباط گرفتن با اجنه شیطانی چه خواسته و عمدی باشد و چه ناخواسته مانند این کتاب باشد یا رفتن پیش دعانویس ها باشد، مثل باز کردن درب قفس شیر می ماند که وقتی درب را باز کنی دیگر او انتخاب می کند که کی بیرون بیاید و چه زمانی به تو ضربه بزند.دعانویس های مرتبط با اجنه شیطانی در لابلای دعایی که می خوانند،اسم خاص اجنه را می برند و در حقیقت مخاطب آن دعاها خدا نیست بلکه شیاطین هستند و افراد مراجعه کننده به این شیاطین انسی،بی خبر از همه جا،با احضار شدن اجنه توسط دعانویس،درگیر یک ماجرا خطرناکی در زندگیشان می شوند.
یکی دیگر از افراد حاضر نیز که اصلا کتاب را نخوانده بود،نیز از دو روز بعد درگیر ماجرا شد.او نقل می کند که در خانه تنها بودم و روی مبل نشسته بودم و همسرم نیز به خانه پدری در شهرستان رفته بود و من با موبایلم مشغول بودم که به یکباره احساس کردم کسی پشت سرم دارد نفس می کشد و چندین مرتبه این اتفاق رخ داد،برگشتم ولی کسی نبود،سریع به خانه پدرم که در طبقه دیگر بود رفتم و تا آمدن همسرم،به خانه برنگشتم.
این ماجرا را این دوستمان برایم تعریف کرد و بنده نیز برای آن فردی که بلند آن صفحه را خوانده بود تعریف کردم و ماجرای بقیه را نیز تعریف کردم،ایشان از آن دوستمان خواست مجدد ماجرا را تعریف کند و او نیز همان موضوع نفس کشیدن را تعریف کرد.او روی میز مشغول کارش شد و در حال نوشتن بود و بنده چشمم به او بود و در حال صحبت با آن عزیز بودم،که ببین با خواندن آن صفحه چه بلایی بر سر همه آورده ای و دلیلش این است که… در همین حال دو دقیقه از تعریف ماجرا توسط آن دوستمان نگذشته بود که چشم به میزش بود که ناگهان دیدم ، ماژیکی که روز میزش بود به یکباره جابجا شد و شروع به غلتیدن و حرکت به سمت او کرد،آن هم بی هیچ دلیلی، بنده خیره به آن صحنه شدم،این دوستمان تا صحنه را دید،وحشت زده چند متری به بالا و عقب پرید.در آن روز هرکس بی هوا به او دست می زد همین اتفاق تکرار می شد و این عزیز وحشت زده به هوا می پرید.از او پرسیدم که در آن لحظه چه حس کردی؟که گفت،چند ثانیه قبل از جابجایی ماژیک،صدای یک گازی را شنیدم به این صورت:سسسسس
آن بخش از ویدیو ملینا ممتاز در عصر جدید که صدای مشابه داشت را به او نشان دادم و او نیز تایید کرد صدایی مشابه آن بود.اما این تازه شروع ماجرا برای این فرد بود،چند شب بعد اتفاق مشابه برای او رخ داد،او می گفت در تخت خواب دراز کشیده بودم و خوابم نمی برد اما همسرم خوابیده بود،به یکباره همان صدای شبیه سیال گازی را چند ثانیه ای شنیدم که قطع شد، مرتبه دوم دوباره همان صدا آمد،این بار چند ثانیه از صدا نگذشته بود که دیدم همسرم با یک جیغ وحشتناکی از خوب پرید.تا به حال در زندگی مشترکمان این صحنه را ندیده بودم و همسرم می گفت در ده سال اخیر تا بحال این اتفاق برایش رخ نداده است که ظاهرا خواب وحشتناک و عجیبی در مورد من دیده بود.بله اجنه شیطانی،بازی را شروع کرده بودند؛چون فردی همه چیزی را به شوخی گرفته بود و باعث شده بود اجنه شیطانی در محل احضار شوند و افراد حاضر را اذیت کنند.
قبل از آنکه ماجرا برای این فرد عمق بیشتری پیدا کند،به او عرض شد که در کنار شام حتماً خود و هم خانمش یک قاشق سرکه بخورند و الحمدالله بعد از این کار چند هفته ای است که همه چیز تمام شده است و اجنه هنوز نیامده مجبور به فرار شدند.هنوز در آن محل،دوستان گزارش گم شدن و پیدا شدن یکباره وسایلشان را می دهند.
اما نکته جالب این بود که فردی که آن صفحه را بلند خوانده بود هیچ اتفاقی برایش نیافتاده بود،که برای بنده خیلی عجیب بود.انواع سوال ها را از او پرسیدم،هیچ چیزی که باعث حفاظتش در برابر این اجنه باشد را پیدا نکردم،همین مطلب برایم عجیب بود،که انگار یک جای کار ایراد دارد.زمانی که ماژیک بر روی میز آن عزیز حرکت کرد و ماجرا رخ داد،به یکباره دست این دوستمان توجه من را جلب کرد،بله در دست او یک انگشتر شرف شمس قرار داشت،وقتی انگشتر را بررسی کردم،دیدم که علاوه بر آن نگین شرف شمس،یک حرز صغیر امام جواد(ع) نیز در زیر نگینش وجود دارد.ظاهرا یکی از بستگانش از کربلا برایش تهیه کرده بود که فروشنده تاکید می کرده که همه آداب نوشتنش رعایت شده است.که پیش تر در مورد انگشتر شرف شمس توضیحی مختصر دادیم که چنانچه تمام قواعد حکاکی آن بدرستی و توسط اهلش انجام شود؛این انگشتر چند موکل اجنه خواهد داشت که فرد را در برابر همنوعان خود که اجنه شیطانی هستند محافظت می کنند.فرد حاضر دیگری که در آن مکان بود و هیچ اتفاقی برایش رخ نداده بود،مانند این فرد او نیز فقط انگشتر شرف شمس داشت.دیشب کار ویرایش تمام شده بود و امروز، یکی از دوستانی که در هنگام خواندن آن تک صفحه پیش ما نبود ولی در محیط نزدیک ما بود آمد پیش بنده و اعلام کرد چند روز پیش دو جن شیطانی ترسناک را دیده که در مسیر اربعین خواستند نزدیکش شوند و از القائات واضح دو جن در مغزش می گوید.دلیلش برایش نامعلوم بود! این موضوع نشان از آلودگی محیط دارد و نشان می دهد که با فراخوانی که صورت گرفته،متاسفانه اجنه به صورت قبیله ای وارد این مکان شده اند و ظاهرا باید پاکسازی محیط صورت گیرد.
با این ماجرا،برای بنده یقین شد که آنچه باعث احضار اجنه در این کتاب شده است نام بردن از اسم خاص اجنه هست و هرکس نام خاص آنها را ببرد،اجنه در لحظه احضار خواهند شد و ممکن است فرد را مورد اذیت و آزار قرار دهند، فرقی هم نمی کند که فردی مومن یا فردی بی دین و ایمان باشد.چون طرف ناخواسته عمل احضار را انجام داده و با آنها ارتباط گرفته است و راه ورود آنها را باز کرده است. ایکاش این مطالب و اسرارمهم و تجارب ارزشمند که می تواند مردم را نجات دهد،توسط افراد مومنی که علوم غریبه را برای ابطال سحر ساحران آموخته اند به مردم اطلاع داده شود.تا کسی ناخواسته درگیر این اتفاقات نشود،ایکاش این مطالب و تحقیقات،بدست نویسنده یا انتشارات این کتاب و یا شخص آقای امینی خواه برسد تا لااقل این یک صفحه شیطانی از این کتاب حذف شود.


