موضوع «رپتایلها» یا «خزندگان انساننما» (Reptilian Humanoids) یکی از مباحث بسیار رایج در فرهنگ عامه است. در اینجا کاملترین مستند رپتایل ها (رپتالین ها) رو میتونید مشاهده کنید:
آپارات:
https://www.aparat.com/v/mjua517
بخش اول — زیرنویس
الیاس کولیر – لوگو
الکس کولیر – مصاحبه ویدیویی – ۱۹۹۴
مصاحبهٔ الکس کولیر ۱۹۹۴
ریک: الکس، میتوانی کمی دربارهٔ خودت و پیشینهات برای ما بگویی؟
الکس: خب، پیشینهٔ من متنوع است. مثل بسیاری از افراد، کارهای مختلف زیادی انجام دادهام؛ فعالیتهای حسابداری داشتهام و صاحب کسبوکارهای تجاری و صنعتی بودهام.
در حال حاضر تلاش میکنم سه کتاب را به پایان برسانم و در سراسر جنوب کالیفرنیا و ایالتهای غربی سخنرانی کنم تا اطلاعاتی را که پذیرفتهام دربارهٔ «معضل زمین» — شرایطی که همهٔ ما اینجا با آن روبهرو هستیم — منتشر کنم.
عذر میخواهم، دو سال از برنامه عقب هستم. قرار بود دو سال قبل از این، سخنرانیهایم را شروع کرده باشم. واقعاً از اکتبر سال ۱۹۹۳ شروع کردهام؛ تقریباً یک سال میشود.
در حال حاضر این کاری است که تلاش میکنم انجام دهم؛ بنابراین مقدار زیادی از انرژی و تمرکز من به این موضوع اختصاص یافته است.
ریک: حالا تو با آندرومداییها در ارتباط هستی. دقیقاً آندرومداییها چه کسانی هستند؟
الکس: آنها یک نژاد خاص هستند که در صورت فلکی آندرومدا وجود دارند. آنها فقط یکی از هزاران نژادی هستند که در آنجا وجود دارند. آنها همان نژادی هستند که من با آنها صحبت کردهام و ارتباط داشتهام؛ اطلاعاتی به من دادهاند و با من به اشتراک گذاشتهاند. آنها انسان هستند.
آنها پوستی سفید تا آبی روشن دارند، قدشان از چهار فوت تا هشت فوت است و از هر نظر انسان هستند.
ریک: حالا آنها از کجا سرچشمه گرفتهاند، الکس؟
الکس: تمام زندگی انسانی از لایرا سرچشمه گرفته است. وقتی لایرا در جریان یک جنگ سقوط کرد — مدتها قبل از اینکه یکی از ستارگان آنجا منفجر شود — آنها برای حفظ نژادشان در طول جنگ از لایرا مهاجرت کردند و به بخشهای مختلف کهکشان ما رفتند.
بنابراین تمام زندگی انسانی در اصل از لایرا سرچشمه گرفته است.
الکس: به دلیل محیط زندگیشان، آنها نسلبهنسل تغییرات فیزیکی پیدا میکنند؛ بسته به سطح سیاره، مواد آلی موجود در آن سیارههایشان و موارد مشابه. رنگهای مختلف پوست نژادها مربوط به ژنتیک آنها و ستارگانی است که در معرض آنها قرار گرفتهاند. پس بهطور کلی، آنها از آنجا آمدهاند.
ریک: پس ستارهٔ اصلی و خانهٔ اولیهٔ آنها لایرا بوده است؟
الکس: بله، در ابتدا اینطور بود.
ریک: و آیا اکنون هم هنوز خانهٔ اصلی آنها همان ستاره است؟
الکس: نه، هیچ زندگی انسانی در لایرا وجود ندارد.
ریک: پس اکنون کجا وجود دارند؟
الکس: در صورت فلکی آندرومدا.
ریک: در سراسر این صورت فلکی؟
الکس: بله.
ریک: پس باید تعدادشان بسیار زیاد باشد؛ باید یک تمدن بزرگ و گسترده آنجا وجود داشته باشد.
الکس: بله، وجود دارد. آنها یک نژاد بسیار بسیار باستانی هستند.
ریک: آیا آنها توضیح دادهاند که تمدنشان چگونه است؟
الکس: بله، توضیح دادهاند.
ریک: میتوانی دربارهٔ بعضی از جزئیاتی که بیشتر از همه دربارهٔ تمدنشان توجه تو را جلب کرده است صحبت کنی؟
الکس: اساساً فرقی نمیکند کجا باشند، آنها یک «حکومت جهانی واحد» دارند. جامعهٔ آنها از نظر معنوی تقریباً چهار هزار و هفتصد سال از ما پیشرفتهتر است. از نظر فناوری پنجاه هزار سال جلوتر هستند؛ اما بین فناوری و معنویت آنها تعادل وجود دارد. به عبارت دیگر، فناوریای که آنها ایجاد میکنند بر اساس یک نیاز معنوی برای تکامل است، نه برای دفاع از خودشان؛ هرچند میتواند برای این هدف هم استفاده شود.
ریک: حالا وقتی میگویی از نظر معنوی چهار هزار و هفتصد سال پیشرفتهتر هستند…
الکس: بله.
ریک: چگونه پیشرفت معنوی را با سال اندازهگیری میکنی؟
الکس: واقعاً نمیدانم.
بخش دوم — زیرنویس
الکس: این چیزی است که آنها برای من بیان کردهاند.
ریک: متوجه شدم.
الکس: آنها حتی در دنیای خودشان از «زمان» استفاده نمیکنند؛ واقعاً چیزی به نام زمان وجود ندارد. آنها از این اعداد فقط استفاده میکنند تا ما بتوانیم آنها را به عنوان یک نقطه مرجع درک کنیم.
ریک: بسیار خوب، آنها دنیای خود را در زبان خودشان چه مینامند؟
الکس: آنها صحبت نمیکنند؛ همه چیز در آنجا یک «نماد» است. تمام آن نژاد، تلهپاتیک (ذهنخوان) هستند. میخواهم کمی به عقب برگردم؛ در آنجا ۲۸ نژاد مختلف وجود دارد که همه آنها انسان نیستند. بسیاری از آنها موجوداتی پلاسمایی و ارگانیک هستند که حتی پیش از جنبهٔ انسانیِ آندرومداییها در آنجا حضور داشتند؛ یعنی حتی پیش از آنکه لایراییها به آنجا برسند و تبدیل به آندرومدایی شوند.
در سطوح مختلف، ابعاد فراوانی وجود دارد که کاملاً با آنچه ما تصور میکنیم متفاوت است؛ زیرا درک ما بر اساس چیزی است که از «بعد سوم» میشناسیم. حتی بعد چهارم نیز بسیار متفاوت است، اما در بعد چهارم، ما همچنان دارای شکل فیزیکی خواهیم بود.
ریک: آیا بعد سوم پایینترین بعد است یا بعدهای پایینتری هم وجود دارند؟
الکس: قلمرو حیوانات، حشرات و همچنین سیستمهای سیارهای پایینتر در نظر گرفته میشوند؛ اما اگر بخواهم کاملاً صادق باشم، تعریف واضحی از آن ندارم چون در موردش سؤال نکردهام. تمرکز اصلی من واقعاً روی «ما» بوده است و اینکه از اینجا به کجا میرویم؟
ریک: تفاوت اصلی بین بعد سوم و بعد چهارم چیست؟
الکس: تفاوت واقعی، «آگاهی» است. در بعد چهارم، تقریباً میتوانی فوراً هر آنچه را که فکر میکنی، خلق کنی؛ هر چیزی که در افکارت باشد، تقریباً بلافاصله ظاهر میشود. بنابراین در برخورد با این موضوع، مسئولیت بسیار بزرگی وجود دارد.
همچنین در بعد چهارم، ما بیشتر تبدیل به یک «ذهن گروهی» میشویم. همه ما تلهپاتیک هستیم؛ به عبارت دیگر، هر کسی میتواند ذهن دیگری را بخواند. یعنی باید واقعی و صادق باشی؛ نمیتوانی اهداف پنهانی داشته باشی، چون مردم فوراً تو را خواهند دید.
همچنین در بعد چهارم، همه ما تبدیل به موجوداتی دارای «بصیرت» میشویم. ما قادر خواهیم بود میدانهای انرژی و اشکال زندگی را ببینیم. یعنی اگر چیزی را پنهان کنی، فوراً دیده خواهد شد.
آنها همچنین گفتهاند که وقتی وارد بعد چهارم شویم، سیستمهای قضایی ما تغییر خواهند کرد. هنوز مفهوم مثبت و منفی وجود دارد، اما این موضوع تا بعد پنجم ادامه دارد؛ جایی که دوگانگیها را در محیطهای روزمره با شدت بیشتری تجربه خواهیم کرد. در آن مرحله، تو یک قاضی و یک هیئت منصفه خواهی داشت که همه آنها دارای بصیرت هستند؛ آنها میدان انرژی را میخوانند و میدانند چه کسی حقیقت را میگوید و چه کسی دروغ میگوید. همه چیز بر اساس «انرژی» قضاوت خواهد شد، نه بر اساس کلمات.
در بعد چهارم، وقتی از کنار کسی عبور میکنی یا دست کسی را لمس میکنی، فوراً همه چیز را درباره او خواهی دانست. دوباره تأکید میکنم، هیچ هدف پنهانی وجود نخواهد داشت. همه واقعاً باید خودِ واقعیشان باشند. اگر آنها انتخاب کنند که اهداف خاص خود را داشته باشند و همچنان آنها را دنبال کنند، هرچه که باشند، فضای لازم را خواهند داشت؛ اما تو (یا دیگران) بلافاصله خواهید دانست که با چه کسی سر و کار دارید.
ریک: آیا اقتصادی وجود دارد؟
الکس: نه.
ریک: و پایهٔ اقتصاد آنها چیست؟ آیا مانند یک «اقتصاد معنوی» است؟ شنیدهام بعضی افراد دیدگاه خود را درباره تمدنهای فرازمینی دیگر اینگونه توصیف کردهاند که آنها یک اقتصاد معنوی دارند؛ جایی که مقدار انرژی روانی که برای چیزی میگذاری، دارای ارزش میشود. آیا آنها چیزی درباره نحوه کار سیستمهای اجتماعی خود بیان کردهاند؟
الکس: خب، من کمی درباره آن میدانم. اساساً به هر کسی دقیقاً همان چیزی داده میشود که برای تکامل به آن نیاز دارد.
بخش سوم — زیرنویس
الکس: نژادهای بسیار متنوعی وجود دارند و هر نژاد بر اساس سیستمهای اعتقادی خاص خود، ویژگیهای منحصر به فردی دارد؛ درک من این است که همه چیز، در واقع یک «سیستم اعتقادی» است.
در مورد فرهنگ آندرومداییها، کودکان به مدرسه میروند؛ یا بهتر بگویم، آندرومداییهای فیزیکی نیز مانند ما فرآیند تولد را طی میکنند. آنها برای مدت زمانی بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ سال به مدرسه میروند و تمام علوم و هنرهای اصلی به آنها آموزش داده میشود. آنها در تمام هنرها به سطحی میرسند که معادل دارندگان مدرک دکترا یا کارشناسی ارشد در زمینههای علمی ماست؛ هر نامی که میخواهید بر آن بگذارید.
پس از پایان این دوران آموزشی، آنها انتخاب میکنند که میخواهند چه کاری انجام دهند و در چه مسیری تکامل پیدا کنند؛ و هر زمان که بخواهند، میتوانند مسیر خود را تغییر دهند. هدف اصلی، تکاملِ «روح و زندگی» است. هر آنچه برای انجام این کار نیاز داشته باشند در اختیارشان قرار میگیرد.
من از وجود جرم و جنایت یا هر چیزی شبیه به آن آگاه نیستم. تمام تمرکز آنها بر آموزش است، نه بر حواسپرتی. بر اساس آنچه من مشاهده کردهام، اگر چیزی جنبهٔ آموزشی نداشته باشد، تنها دلیلِ نادیده گرفته شدنش این است که آنها علاقهای به آن ندارند. آنها در درون خود این ویژگی را دارند که دائماً از نظر آموزشی و معنوی در حال تکامل باشند. من اطلاعی ندارم که مجبور باشند برای چیزی پول پرداخت کنند؛ تا جایی که من میدانم، چنین چیزی وجود ندارد.
ریک: حالا آیا هنر و موسیقی هم برای آنها مهم است؟
الکس: بله، همه اینها مهم هستند، اما این مفاهیم با آنچه ما درک میکنیم بسیار متفاوت است. هنر برای آنها به معنای «آفرینش» است؛ یعنی چیزهایی که از طریق «فکر» ایجاد میشوند. از آن چیزی که آنها «هستی» مینامند. پلیادنیها آفرینش را چیزی مینامند که ما «خدا» مینامیم؛ چیزهایی که فقط با فکر و طبیعت ایجاد میشوند و آنها این را هنر میدانند. آنها بهطور گسترده از فناوری هولوگرافیک استفاده میکنند.
موسیقی آنها، «موسیقیِ جهان هستی» است؛ موسیقیای که سیارات هنگام چرخش به دور خورشید خود تولید میکنند. فرآیندی که منظومههای مختلف هنگام گردش به دور ستارههایشان ایجاد میکنند؛ همچنین صداها و انرژیهایی که کل سیستمهای ستارهای ایجاد میکنند. برای آنها، اینها همان موسیقی هستند. سپس آنها این عناصر را با هم ترکیب میکنند؛ صورتهای فلکی مختلف و سیستمهای ستارهای گوناگون را کنار هم قرار میدهند و روی هم میاندازند تا موسیقی خلق کنند. این با آنچه ما اینجا (در زمین) از هیچ خلق میکنیم، کاملاً متفاوت است.
ریک: آنها چگونه زندگی روزمره خود را برای تو توصیف کردهاند؟ آیا برای آنها یک روز خورشیدی، یا شب و روز وجود دارد؟ دورهٔ زندگی آنها چگونه است؟
الکس: تا جایی که من میدانم، واقعاً هیچ برنامهٔ زمانی مشخصی وجود ندارد. برایت مثالی میزنم از آنچه در یکی از سفینههایشان مشاهده کردم: تا جایی که میدانم آنها به خواب زیادی نیاز ندارند؛ احتمالاً به این دلیل که بسیار «درمانیافته» و کامل هستند. وجود فیزیکی آنها بسیار سالم و بینقص است.
آنها نیازی به شب و روز ندارند و نیازی به تجربهٔ آن ندارند. اگرچه مطمئنم نژادهای دیگر چنین چیزی دارند، اما آندرومداییها اینگونه نیستند. آنها دائماً در حال گسترش دادن خود هستند و تلاش میکنند همیشه بیشتر و بیشتر تکامل پیدا کنند و تجربه کنند. آنها موجوداتی خوشحال هستند و آن افراطهای احساسی که ما اینجا تجربه میکنیم را ندارند. در واقع به من گفته شده که تعداد کمی از نژادها در تمام کهکشان، محدودهٔ احساسی که ما اینجا تجربه میکنیم را دارا هستند؛ اما آنها همیشه در یک وضعیت بسیار عالی قرار دارند.
آنها تمدنی نیستند که واقعاً قضاوت کند؛ آنها چیزها را همانطور که هستند میپذیرند، مگر زمانی که چیزی سبک زندگی آنها یا جوهرهٔ وجودیشان را تهدید کند.
ریک: الکس، تو گفتی که آنها از نظر معنوی در حال تکامل هستند. آنها میخواهند به سمت چه چیزی تکامل پیدا کنند؟ چه اهداف معنویای دارند؟
الکس: فکر میکنم فقط میخواهند «بهترین نسخه از آنچه هستند» باشند؛ اینکه همیشه کاملاً با همهٔ آنچه وجود دارد، یکی باشند. یازده بُعدِ آفرینشی وجود دارد و درک من این است که در هر یک از این ابعاد، فرد شکل فیزیکی خود را تغییر میدهد.
بخش چهارم — زیرنویس
الکس: هدف آنها به عنوان یک نژاد، حرکت از ابعادی است که در آن تجربه دارند —یعنی ابعاد سوم، چهارم و پنجم— به سمت ابعاد پنجم، ششم، هفتم و هشتم؛ و سپس از آنجا به سمت ابعاد هشتم، نهم و دهم، تا در نهایت به بعد یازدهم برسند. و اکنون، قلمرو جدیدی در حال شکلگیری است: بعد دوازدهم.
هدف تنها «ادامهٔ تکامل» است. هیچکس دقیقاً نمیداند هدف نهایی چیست، زیرا آن «جوهرههایی» که آنها با آنها در ارتباط هستند و در ابعاد نهم، دهم و یازدهم حضور دارند، خودشان همچنان در حال تکامل هستند. اکنون بعد دوازدهم در حال اضافه شدن به جهان ماست و آنها به سوی تجربهٔ این بعد جدید کشیده میشوند. بنابراین، واقعاً هیچکس از هدف نهاییِ معنوی باخبر نیست. حتی خود آنها نیز همچنان در جستوجوی این هستند که «خدا» چیست. آنها میدانند که چیزی وجود دارد، اما اینکه دقیقاً چیست، هیچکس نمیداند؛ به همین دلیل است که آن را «هستی» مینامند. «هستی» تنها نیرویی است که وجود دارد و درک ما از آن، بستگی به ساختار اعتقادی و سیستمهای باوری خودمان دارد؛ و این همان شیوهای است که ما از انرژی برای خلق کردن استفاده میکنیم.
ریک: الکس، تو اشاره کردی که آنها با جوهرههایی از ابعاد نهم، دهم و یازدهم در ارتباط هستند؟
الکس: بله.
ریک: آیا میتوانی توضیح دهی که آنها این موجودات را چگونه توصیف کردهاند و این موجودات برای انسانها چگونه خواهند بود؟
الکس: آنها فقط «آگاهیِ محض» هستند. اینکه زندگی روزمرهٔ آنها چگونه است نمیدانم؛ هیچ ایدهای ندارم.
ریک: آیا آنها اصلاً با جزئیات خاصی آنها را برای تو توصیف کردهاند؟
الکس: فقط نور… فقط نور.
ریک: فقط نور؟
الکس: فقط نور؛ این تمام چیزی است که میدانم.
ریک: بسیار خوب. حالا آندرومداییها چه تواناییهایی دارند که فراتر از تواناییهای انسانهای زمین است؟ تو به تلهپاتی اشاره کردی.
الکس: خب، این سؤال جالبی است، اما نمیدانم لزوماً با نحوهٔ بیان تو موافق باشم. تواناییهایی که آنها دارند، در وجود همهٔ انسانها به صورت «نهفته» وجود دارد؛ مسئله این است که آنها در جامعهای زندگی نکردهاند که مانند ما در اینجا دچار دستکاری شده باشد. همهٔ آنها تلهپاتیک هستند، همهٔ آنها دارای بصیرت هستند و همهٔ آنها درمانگر هستند، چرا که تمام علوم به آنها آموزش داده شده است. آنها «کامل» هستند.
فکر میکنم تنها راهی که میتوانم این را برایت بیان کنم این است که آنها کاملاً یکپارچه هستند. هر روح میداند که چیست؛ آنها میدانند که چه کسی بودهاند و گذشتهٔ تناسخی خود را میدانند. آنها به عنوان یک روح، هدفی شخصی دارند و در هر تجسدی، بهصورت آگاهانه از آن هدف مطلع هستند. بنابراین میدانند به کجا میروند و در هر زندگی، بهبودِ خود را مشاهده میکنند.
اگر ما نیز در اینجا تا این حد دستکاری نشده بودیم، همین تواناییها را داشتیم و میتوانستیم بسیار شبیه به آنها باشیم. اما ما در طول ۵۷۰۰ سال گذشته، به شکلی شدید و روزمره، تحت دستکاری بودهایم. دستکاری واقعی ما حدود ۱۴ هزار سال پیش آغاز شد؛ زمانی که گروه «اوریون» شروع به دستکاری ساختار DNA ما کرد. بنابراین موضوع این نیست که آنها «بهتر» هستند، چون اینطور نیست؛ ما فقط «متفاوت» هستیم. ما به دلیل دستکاریهایی که روی ما انجام شده، کمی از آنها عقبتر هستیم.
اما اصل مطلب این است: ما همه «روح» هستیم. ما دارای یک روح هستیم و آن روح، بخشی از تمام آن چیزی است که وجود دارد. آن روح واقعاً تلاش کرده است تا در وجود هر یک از ما شناخته شود، اما این اتفاق نیفتاده است؛ به دلیل مواد و سیستمهای اعتقادی که در اطراف ما شکل گرفتهاند. ما دربارهٔ این موضوع متقاعد شدهایم که فقط انسانهای زمینی هستیم، فقط موجوداتی فیزیکی هستیم و حقیقت واقعیِ جوهرهٔ وجودمان از ما پنهان شده است. حقیقتِ وجودی ما، از آموزشهای معنوی و ادیان پنهان شده و ما متقاعد شدهایم که چیزی هستیم که واقعاً نیستیم؛ ما تصور کردهایم که موجوداتی صرفاً فیزیکی با شکل حیوانی هستیم، در حالی که اینطور نیست. ما روح هستیم و این روح است که به این کالبد فیزیکی زندگی میبخشد. تمام.
ریک: الکس، «شورای آندرومدا» چیست؟
الکس: این یک نهاد سیاسی است که اکنون توسط ۱۳۳ نژاد، فرهنگ و سیستمِ سیارهای مختلف نمایندگی میشود.
بخش پنجم — زیرنویس
الکس: بیش از ۱۲۰۰ سیستم و نژاد سیارهای وجود دارد. نژادهای در حال تکاملی که صلاحیت عضویت در «شورای آندرومدا» را دارند، اما همهٔ آنها عضو نیستند. اگر بخواهیم آن را با چیزی در زمین مقایسه کنیم، شبیه به «سازمان ملل» است؛ با این تفاوت که از نظر ماهیت با آن متفاوت است. سازمان ملل دستور کار سیاسی دارد، اما تنها هدف شورای آندرومدا، تسهیلِ تکاملِ تمام اشکال زندگی در کهکشان است.
و واقعاً هدف آنها همین است: اینکه اجازه دهند تمام اشکال زندگی، بدون دستکاری و به شیوهٔ خودشان، تکامل پیدا کنند. واضح است که این اتفاق در اینجا، روی زمین، رخ نمیدهد. ما تنها نیستیم؛ این وضعیت در ۲۲ سیارهٔ دیگر در کهکشان ما نیز در حال رخ دادن است، اما سیارات دیگر به اندازهٔ ما در این وضعیت گرفتار نشدهاند. و این یک نگرانی بزرگ برای آنهاست؛ زیرا ما در مسیری که باید حرکت کنیم، حرکت نمیکنیم. عناصری در اینجا وجود دارند که قطعاً ما را به عقب میرانند؛ زمین و حتی خودِ ما، به یک «جایزه» [برای دستکاری] تبدیل شدهایم.
خب، کمی از موضوع اصلی فاصله گرفتم؛ میخواهم با سؤالات تو ادامه دهم.
ریک: پس هدف کلی آنها این است که معنویت تمام اشکال زندگی را به روشهای تکاملی خاص خودشان ارتقا دهند؟
الکس: درست است؛ آنها بر اساس میزان آگاهی خود تکامل پیدا میکنند.
ریک: حالا شورای آندرومدا چگونه و چرا برای اولین بار به وجود آمد؟
الکس: دقیقاً نمیدانم. اما میدانم که مدت کوتاهی پس از «جنگهای اوریون» تشکیل شد؛ جنگی عظیم که ۶۰۰ هزار سال در کهکشان ما به طول انجامید. این جنگ عمدتاً میان انسانها (با انواع مختلف گونههای انسانی، شامل صدها میلیارد نفر) و نژادهای خزنده که در کهکشان ما حضور داشتند، در جریان بود. البته هیچ برندهٔ مشخصی وجود نداشت؛ ظاهراً هر دو طرف از کشتار یکدیگر چنان خسته شدند که جنگ متوقف شد و نوعی «آتشبس اعلام نشده» شکل گرفت.
میدانم در اوریون، جایی که جمعیت بسیار بزرگی در آن حضور دارد، یک گروه سیاسی به نام «گروه اوریون» وجود دارد. در مقابل، انسانها و دیگر اشکال زندگی که گرد هم آمدند، شورای آندرومدا را تشکیل دادند. گروههای کوچک دیگری نیز در بخشهای مختلف کهکشان وجود دارند که در آنجا موجودات گرد هم میآیند تا دربارهٔ اتفاقات جاری تصمیمگیری کنند یا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. در آنجا تجارت، مبادله، اشتراکگذاری خرد، دانش و جوهرهها وجود دارد تا همه چیز بتواند در فضایی از «عشقِ بی قید و شرط» با هم تکامل پیدا کند.
ریک: الکس، فکر میکنم تو انسان بسیار خوششانسی هستی. میدانم وظیفهٔ دشواری داری، اما واقعاً خوششانسی که این دانش به تو عطا شده است. تعامل آنها با انسانهای روی زمین از چه زمانی آغاز شد؟
الکس: سال ۱۹۸۰.
ریک: ۱۹۸۰؟ و این تعامل چگونه آغاز شد و ماهیت اصلی آن چه بود؟
الکس: در واقع، همه چیز حول محور «پلیادنیها» شکل گرفت. زمین مدتهاست که موضوع بحث آنها بوده است، اما توجه و تمرکز واقعی زمانی آغاز شد که ما اولین سلاحهای هستهای خود را منفجر کردیم. ما، به عنوان یک نژاد، این کار را انجام دادیم. (البته سلاحهای هستهای در گذشتهٔ باستانی ما، صدها هزار سال پیش نیز در اینجا استفاده شده بودند، زیرا جنگهایی میان گروههای مختلف، که بیشتر آنها انسان بودند، در اینجا رخ داده است).
پلیادنیها پیشنهاد داده بودند که به اینجا بازگردند تا سعی کنند آگاهی سیاره را افزایش دهند. اما ظاهراً وقتی آنها رسیدند، با گذشتهٔ خودشان روبرو شدند؛ چرا که پلیادنیها خودشان و دیگران، درگیر جنگهای داخلی بسیار شدیدی میان خودشان و دیگران بودند.
بخش ششم — زیرنویس
الکس: آنها (پلیادنیها) تازه به آگاهیِ ابعاد چهارم و پنجم وارد شده بودند و نمیخواستند دوباره به اینجا بازگردند تا نقش «جنگجو» را ایفا کنند. با توجه به مداخلات «گریها»، «اوریونها»، یک گروه کوچک از «سیریوس B»، «گروه اوریون» و گروهی از «ریگل» که آنها نیز در اینجا حضور دارند، پلیادنیها نمیخواستند دوباره وارد فضای درگیری و جنگ شوند. بنابراین، آنها شروع به تعلل کردند؛ به عبارت دیگر، آنها فقط به اندازهٔ ضرورتِ بسیار کم، فعالیت میکردند.
در حالی که این اتفاق در حال رخ دادن بود، تغییرات در سطح کهکشان با سرعت بسیار بیشتری پیش میرفت. در نهایت، آندرومداییها وارد عمل شدند و پرسیدند: «چه کار میکنید؟ چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ و چه چیزی را [در این میان] از دست دادهاید؟»
پلیادنیها در پاسخ گفتند: «ما درگیر درگیریهای داخلی خودمان هستیم؛ چرا که ما (پلیادنیها) کارما و بدهیهای کارمایی زیادی با منظومهٔ شمسی، مریخ و زمین داریم. ما دیگر آن انگیزه و قدرتی که برای ایجاد تغییرات در اینجا لازم بود را نداریم. همچنین، ارتباط ما با دولتهای زمین اصلاً خوب پیش نرفته است.» در واقع، آنها گفتند: «ما نمیدانیم باید چه کار کنیم.»
پس آندرومداییها پاسخ دادند: «بسیار خوب، ما این مسئولیت را میپذیریم، زیرا این موضوع برای کل مجموعه [کهکشان] حیاتی است. ما تلاش خواهیم کرد.»
در واقع، آندرومداییها انتخاب بهتری برای این مأموریت بودند، زیرا آنها هیچ ارتباط کارمایی با ما ندارند. آنها کاملاً بیطرف هستند و همین بیطرفی باعث میشود که «مشاهدهگران» بهتری برای وضعیت ما باشند. آنها کنترل اوضاع را به دست گرفتند؛ در سال ۱۹۸۰ وارد شدند و با پلیادنیها و سیریوسیها همکاری کردند.
ریک: کدام گروه از سیریوسیها؟
الکس: از سیریوس A.
ریک: سیریوس A.
الکس: بنابراین، کاری که آنها اکنون در اینجا انجام میدهند، تلاش برای افزایش آگاهی است. آنها [در جریان فعالیتهایشان] به سال ۱۹۶۴ بازگشتند تا با من تماس بگیرند. من تنها نیستم؛ افراد دیگری نیز هستند که به عنوان «مدیوم» یا «کانال» عمل میکنند و اطلاعات را در سطح معنوی دریافت مینمایند. «آرکتوریها» نیز در این روند درگیر هستند.
تمام هدف این است که بخش ما از کهکشان تکامل پیدا کند. اما آنچه ما را به عقب رانده، منظومهٔ شمسی ماست؛ و آنچه منظومهٔ شمسی را عقب نگه داشته، آگاهیِ بشریت روی زمین است. خودِ زمین، به عنوان یک موجودیت معنوی، میخواهد به ابعاد چهارم و پنجم وارد شود، اما به دلیل سطح آگاهی بشریت، هنوز نمیتواند. برای اینکه زمین بتواند بدون حضور بشریت به این مرحله برسد، یکی از دو اتفاق باید رخ دهد: یا بشریت —همانطور که آندرومداییها میگویند— باید خودش را اصلاح کرده و رشد کند، یا بشریت باید حذف شود تا از سر راه کنار برود.
ریک: پاکسازیِ زمین؟
الکس: دقیقاً؛ هر اصطلاحی که دوست داری به کار ببری. اما مسئله اینجاست که این گزینهها لزوماً با «ارادهٔ آزاد» ما همخوانی ندارند و این همان معضل بزرگی است که با آن روبرو هستیم. ما چنان در سیستمهای باوری خود ریشه دواندهایم که واقعیتِ آنچه فکر میکنیم، هر روز در حال فرسایش است. اکنون درجهای از افکار و انرژیهای جدید در حال ورود است؛ ما امیدواریم که این دیدگاهها، چشمِ تعداد کافی از مردم را باز کند تا بتوانیم یک «جهش واقعی در آگاهی» را تجربه کنیم.
ما باید این کار را سریع انجام دهیم. ما باید این کار را تا سال ۲۰۰۱ انجام دهیم.
ریک: در یک ماه خاص؟
الکس: بین ماههای ژوئیه و اوت [سال ۲۰۰۱]. این یک احتمال است.
ریک: و در آن زمان چه اتفاقی میافتد؟ در فاصلهٔ ژوئیه تا اوت ۲۰۰۱ چه رخ میدهد؟
الکس: خب، در واقع هیچ اتفاق [فیزیکیِ خاصی] نمیافتد، اما ما در حال خلق کردنِ آیندهٔ خود هستیم.


