موسیقی از کهنترین شیوههای بیان احساسات انسانی است. انسان با آواز، ریتم و نغمه، شادی، اندوه، عشق، حماسه، نیایش و امید خود را بیان کرده است. بااینحال، در تاریخ اسلام درباره موسیقی و آواز بحثهای فراوانی شکل گرفته و برخی فقها آن را در مواردی حرام دانستهاند.
نکته مهم این است که در بسیاری از گفتوگوهای عمومی، واژههای موسیقی، آواز، غنا، لهو، طرب و موسیقی حرام بدون تفکیک به کار میروند؛ درحالیکه این واژهها دقیقاً یک معنا ندارند. برای داوری منصفانه باید میان این مفاهیم تفاوت گذاشت.
پرسش اصلی این مقاله چنین است:
آیا اسلام با موسیقی بهعنوان صدا، نغمه و هنر مخالف است، یا با نوع خاصی از آواز و موسیقی که انسان را به گناه، پوچی، بیهدفبودن و غفلت وامیدارد؟
پاسخ دقیق نیازمند بررسی سه منبع است:
- قرآن؛
- روایات و گزارشهای تاریخی؛
- دیدگاههای فقهی و اصول استنباط حکم.
۱. آیا قرآن موسیقی را صریحاً حرام کرده است؟
نخستین نکته این است که در قرآن واژهای معادل «موسیقی» بهصورت صریح نیامده است. قرآن آیهای ندارد که بگوید:
«هر نوع موسیقی حرام است.»
بنابراین، کسانی که حرمت موسیقی را مطرح میکنند، معمولاً به آیاتی استناد میکنند که درباره لهو، لغو، سخن گمراهکننده یا استفاده نادرست از صدا و ابزار سرگرمی سخن میگویند. مهمترین این آیات عبارتاند از:
- سوره لقمان، آیه ۶؛
- سوره اسراء، آیه ۶۴؛
- سوره مؤمنون، آیات ۳ و ۴؛
- سوره فرقان، آیه ۷۲.
اما هیچیک از این آیات بهطور مستقیم و با لفظ روشن، همه انواع موسیقی را موضوع حرمت قرار نمیدهد.
۲. آیه «لَهْوَ الْحَدِیث» در سوره لقمان
خداوند در سوره لقمان میفرماید:
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ
و برخى از مردم كسانىاند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى[هيچ] دانشى از راه خدا گمراه كنند، و [راه خدا] را به ريشخند گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود.
سوره لقمان – آیه 6
این آیه مهمترین آیهای است که در بحث موسیقی به آن استناد میشود.
۲.۱. معنای «لهو الحدیث»
«لهو» در زبان عربی به چیزی گفته میشود که انسان را از امر مهم بازمیدارد و سرگرم چیزی کمارزش یا بیهدف میکند. «حدیث» نیز به معنای سخن، گفتار یا محتوای روایی است.
بر اساس معنای لغوی، «لهو الحدیث» میتواند شامل موارد گوناگونی باشد؛ ازجمله:
- سخنان دروغ و فریبنده؛
- داستانهای خرافی؛
- تبلیغات گمراهکننده؛
- سخنانی که برای منحرفکردن مردم استفاده میشود؛
- سرگرمیای که انسان را از مسئولیت و حقیقت دور میکند؛
- و از دیدگاه برخی مفسران، آواز و موسیقی خاص.
پس معنای آیه لزوماً «هر نوع موسیقی» نیست، بلکه درباره چیزی است که چند ویژگی دارد:
- لهو و بیارزش یا گمراهکننده است؛
- برای خریدوفروش یا ترویج آن هزینه میشود؛
- هدف یا نتیجه آن گمراهکردن از راه خداست؛
- حقیقت و امور مقدس را به تمسخر میگیرد.
وجود عبارت «لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ» اهمیت بسیاری دارد. آیه نمیگوید هر سرگرمی یا هر صدای خوشی حرام است؛ بلکه درباره سرگرمی و محتوایی سخن میگوید که در مسیر گمراهسازی و دورکردن انسان از حقیقت قرار میگیرد.
۲.۲. دیدگاههای تفسیری درباره آیه
در برخی منابع تفسیری و روایی، «لهو الحدیث» به غنا یا آواز تفسیر شده است. برای نمونه، در تفاسیر روایی شیعه و سنی، از برخی صحابه و تابعین مانند ابنعباس، ابنمسعود و مجاهد نقل شده که «لهو الحدیث» را شامل آواز دانستهاند.
اما این تفسیر به معنای آن نیست که تمام مفسران، همه انواع موسیقی را مصداق قطعی آیه دانستهاند. برخی مفسران «لهو الحدیث» را عامتر میدانند و موسیقی را تنها یکی از مصادیق احتمالی آن تلقی میکنند؛ آنهم هنگامی که با گمراهی، فساد یا غفلت همراه باشد.
بنابراین، از نظر روش تفسیری میتوان گفت:
آیه لقمان بهطور مستقیم درباره هر نوع موسیقی سخن نمیگوید؛ بلکه موضوع آن «لهو الحدیثِ گمراهکننده» است. اگر آواز یا موسیقیای واقعاً چنین نقشی پیدا کند، میتواند مشمول آیه شود؛ اما تعمیم حکم به هر صدای موزون و هر اثر موسیقایی نیازمند دلیل جداگانه است.
۳. آیه سوره اسراء و «صوت» شیطان
خداوند به شیطان میفرماید:
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ…
و از ايشان هر كه را توانستى با آواى خود تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده»، و شيطان جز فريب به آنها وعده نمىدهد.
سوره اسراء – آیه 64
برخی مفسران «صوت شیطان» را به آواز، موسیقی یا ابزار سرگرمی تفسیر کردهاند. اما این آیه نیز بهصورت صریح نمیگوید هر نوع صوت یا آهنگ حرام است.
«صوت شیطان» میتواند معنایی گسترده داشته باشد؛ مانند:
- دعوت به گناه؛
- تبلیغ دروغ؛
- وسوسه؛
- ترویج شهوت و فساد؛
- فریادهای باطل؛
- تبلیغات فریبنده؛
- یا هر وسیلهای که شیطان برای منحرفکردن انسان به کار میگیرد.
از نظر ادبی و تفسیری، نمیتوان بدون دلیل قطعی گفت که «صوت شیطان» فقط و منحصراً به معنای موسیقی است. حتی اگر موسیقی در بعضی موارد مصداق آن باشد، از آیه حرمت ذاتی همه موسیقیها به دست نمیآید.
۴. آیات مربوط به لغو و بیهودگی
قرآن درباره مؤمنان میفرماید:
وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ
و آنان كه از کارها و سخنان بيهوده رويگردانند،
سوره مومنون – آیه 3
همچنین درباره بندگان شایسته خداوند میفرماید:
وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا
و هنگامی که بر امر بیهوده بگذرند، بزرگوارانه از آن میگذرند
سوره فرقان – آیه 72
این آیات نشان میدهند که اسلام انسان را به بیهدفزیستن و غرقشدن در سرگرمیهای بیارزش دعوت نمیکند. اما «لغو» مساوی با هر نوع تفریح نیست.
در قرآن، هر کار غیرعبادی الزاماً لغو و حرام نیست. خوردن، خوابیدن، گفتوگو، سفر، ورزش، شعر، خندیدن و استراحت نیز اگرچه عبادت مستقیم نیستند، اما میتوانند مباح یا حتی ارزشمند باشند.
بنابراین، باید میان این دو تفاوت گذاشت:
- تفریح و هنر سالم: برای آرامش، شادی، ارتباط انسانی و رشد روحی؛
- لهو و لغو زیانبار: سرگرمیای که انسان را از مسئولیت، حقیقت، اخلاق و هدف زندگی دور میکند.
از این منظر، هر موسیقیای که صرفاً برای استراحت یا بیان احساسات استفاده میشود، لزوماً «لغو» به معنای قرآنی نیست.
۵. غنا در لغت و فقه چه معنایی دارد؟
یکی از سرچشمههای اصلی اختلاف، تفاوت میان معنای لغوی و معنای فقهی «غنا» است.
۵.۱. معنای لغوی غنا
در زبان عربی، «غِنا» میتواند به معنای آوازخوانی و خوشآوازی باشد. در زبان فارسی نیز وقتی میگوییم کسی «غنایی» میخواند، معمولاً منظورمان آواز همراه با نغمه و کشش صوتی است.
اما معنای لغوی همیشه مساوی با معنای اصطلاحی فقه نیست.
۵.۲. تعریف فقهی غنا
فقهای امامیه درباره تعریف غنا عبارتهای مختلفی به کار بردهاند. در بسیاری از تعریفهای فقهی، غنا به صدایی گفته شده است که:
- با کشش و ترجیع خاص اجرا شود؛
- حالت طربآور داشته باشد؛
- مناسب مجالس لهو و لعب باشد؛
- یا عرفاً از ویژگیهای مجالس عیاشی و گناه به شمار رود.
در فقه شیعه معاصر، معیار «مناسببودن برای مجالس لهو و لعب» نقش مهمی دارد. این معیار نشان میدهد که حکم همیشه صرفاً به وجود صدا، نت، ساز یا ریتم وابسته نیست، بلکه به نوع اجرا، فضای عرفی و کارکرد اجتماعی آن نیز مربوط میشود.
البته باید توجه داشت که در فقه سنتی، «غنا» همیشه صرفاً به معنای محتوای پوچ نیست. گاهی ممکن است یک متن خوب با شیوهای غنایی و مناسب مجالس لهو خوانده شود و از نظر برخی فقیهان همچنان اشکال داشته باشد. بنابراین باید میان دو بحث تفاوت گذاشت:
- غنا بهعنوان شیوه و کیفیت خاص آوازخوانی؛
- محتوای فاسد و گمراهکننده موسیقی.
ایدهای که موسیقی را در ذات خود بیاشکال و مشکل را در تبدیلشدن آن به ابزار گمراهی میداند، از نظر اخلاقی و قرآنی قابل دفاع است؛ اما باید دانست که این دقیقاً برابر با همه تعریفهای فقهی غنا نیست.
۶. آیات قرآن درباره شعر و آواز
قرآن در سوره شعراء درباره شاعران میفرماید:
وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
«و شاعران را گمراهان پیروی میکنند. آیا نمیبینی که آنان در هر وادی سرگرداناند و سخنانی میگویند که انجام نمیدهند؟»
سوره شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۶
اما قرآن بلافاصله استثنا میکند:
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا
«مگر کسانی که ایمان آورده، کارهای شایسته انجام داده، خدا را بسیار یاد کرده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفتند از خود دفاع کردهاند.»
سوره شعراء، آیه ۲۲۷
این آیات درباره شعر است، نه مستقیماً موسیقی؛ اما از نظر روش قرآنی نکته مهمی دارند. قرآن همه شاعران و همه شعرها را یکجا محکوم نمیکند. بلکه میان شعر گمراهکننده و شعر مسئولانه تفاوت میگذارد.
این الگو میتواند در بحث موسیقی نیز مورد توجه قرار گیرد:
- موسیقی در خدمت دروغ، فساد و گمراهی یک چیز است؛
- موسیقی در خدمت عشق انسانی، آرامش، حماسه، معنویت، عدالت یا بیان احساسات چیز دیگری است.
پس قرآن در موارد متعدد بهجای داوری سطحی درباره قالب، به محتوا، هدف و نتیجه توجه میکند.
۷. بررسی روایات در سنت اسلامی
در بررسی روایات، باید میان دو جریان اصلیِ «روایات نکوهشآمیز» و «روایات تأییدکننده زیبایی صوت» تفکیک قائل شد. این روایات در دو منبع اصلی شیعه و اهلسنت قرار دارند که در ادامه به تفکیک بررسی میشوند.
۷.۱. بررسی منابع روایی شیعه
در سنت شیعه، احادیث مربوط به موسیقی و آواز در کتابهای چهارگانه (اصول اربعه) و سایر کتب معتبر، به وفور یافت میشود. این روایات را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
الف) روایات مربوط به «غنا» و مجالس لهو
بسیاری از احادیث شیعه بر نکوهش «غنا» تأکید دارند. برای درک درست این روایات، باید توجه داشت که کلمه «غنا» در این متون، غالباً به معنای آوازهایی است که با هدف تحریک شهوات یا در مجالس عیاشی و بیبندوباری اجرا میشود.
- کتاب الکافی (شیخ کلینی): در کتاب کافی، در ابواب مربوط به «الگناء» و «الآلات»، روایاتی نقل شده که غنا را از جمله گناهانی میشمارد که باعث سخت شدن روز قیامت یا دور شدن از رحمت الهی میشود. از امام صادق (ع) روایت شده است: «الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ» (غنا از چیزهایی است که خداوند درباره آن وعده آتش داده است).
- من لا یحضره الفقیه (شیخ صدوق): در این کتاب نیز روایاتی درباره اثرات منفی غنا بر روح و روان انسان (مانند قساوت قلب یا سخت شدن دل) نقل شده است.
- وسائل الشیعه (حر عاملی): این کتاب که جامعترین منبع برای احکام فقهی است، بخشهای گستردهای را به «آلات لهو» و «غنا» اختصاص داده است. در این منابع، روایاتی آمده که بر پیوند میان غنا و «مجالس فساد» تأکید دارد. از این رو، بسیاری از فقها از این روایات استفاده کردهاند تا بگویند موسیقیای که در مجالس حرام (همراه با شراب و فحشا) اجرا شود، حرام است.
ب) روایات مربوط به «حسن صوت» و زیبایی آواز
در مقابل، منابع شیعه تأکیدی بسیار روشن بر زیبایی صدا و استفاده از آن در مسیر خیر دارند:
- زیبایی تلاوت: در روایات متعدد از پیامبر (ص) و ائمه (ع) نقل شده است که: «زَيِّنُوا الْقُرْآنَ بِأَصْوَاتِكُمْ» (قرآن را با صداهای خود زینت دهید). این نشان میدهد که «صوتِ خوش و موزون» که انسان را به سمت معنویت سوق میدهد، نه تنها حرام نیست، بلکه مستحب و پسندیده است.
- تأثیر صوت بر قلب: روایاتی وجود دارد که بیان میکند صوت نیکو میتواند بر قلب انسان اثر بگذارد و آن را نرم و آماده دریافت حقیقت کند.
- تفاوت ماهوی: از این رو، محققان شیعه معتقدند که میان «صوتِ زیبا برای ذکر خدا و بیان حقیقت» و «غنایِ مربوط به مجالس عیاشی»، تفاوت ماهوی و حکمی وجود دارد.
۷.۲. بررسی منابع روایی اهلسنت
- روایات نکوهش: در منابعی مانند سنن ابیداود، سنن ابنماجه و مسند احمد، احادیثی درباره نکوهش آوازهایی که موجب غفلت یا تحریک شهوت میشوند، وجود دارد. همچنین در صحیح بخاری و صحیح مسلم، به بحثهای مربوط به مجالس لهو و لغو اشاره شده است.
- روایات مربوط به شادی و عید: در مقابل، در صحیح بخاری، روایات معتبری درباره اجازه پیامبر (ص) برای آواز خواندن و استفاده از «دف» در مناسبتهایی مانند عروسی و عید وجود دارد. از جمله روایت عایشه (رض) که پیامبر (ص) در آن، مردم را به دلیل دوستدارِ شادی بودن در روزهای عید، مورد نکوهش قرار ندادند.
۸. روایات مربوط به دف و شادی در عروسی
در منابع حدیثی اهلسنت، روایتهایی وجود دارد که نشان میدهد در برخی عروسیها، زنان آواز میخواندند و دف میزدند.
از عایشه نقل شده است که زنی از انصار ازدواج کرد. پیامبر(ص) پرسیدند:
«آیا چیزی همراه او فرستادید؟»
گفتند: بله.
پیامبر پرسیدند: «آیا همراه آن کسی بود که آواز بخواند؟»
سپس فرمودند: «انصار مردمی هستند که دوستدار شادیاند.»
این مضمون در صحیح بخاری، کتاب النکاح نقل شده است.
همچنین در ماجرای ورود پیامبر(ص) به مدینه، در منابع تاریخی و حدیثی از خواندن اشعار و استفاده از دف سخن گفته شده است؛ هرچند درباره درجه سند برخی نقلها میان محققان اختلاف وجود دارد.
در حدیث دیگری، درباره دو دختر که در روز عید در خانه عایشه آواز میخواندند، پیامبر(ص) مانع نشدند. هنگامی که ابوبکر اعتراض کرد، پیامبر فرمودند:
«هر قومی عیدی دارد و این عید ماست.»
این روایت در صحیح بخاری، کتاب العیدین و صحیح مسلم، کتاب صلاة العیدین آمده است.
این گزارشها نشان میدهند که دستکم در برخی مناسبتها، مانند:
- عید؛
- عروسی؛
- اعلام شادی اجتماعی؛
- و برنامههای غیرشهوانی،
آواز و دف بهطور مطلق ممنوع تلقی نشده است.
البته مخالفان تعمیم این روایات میگویند که این موارد استثنا هستند و به دف ساده و آوازهای محدود مربوط میشوند. موافقان جواز نیز میگویند همین موارد نشان میدهد که اصل صدا، ریتم و شادی حرام ذاتی نیست و باید به شرایط و محتوا توجه کرد.
۹. روایتهای مربوط به صدای خوش و تلاوت قرآن
در منابع اسلامی بر زیبایی صدا و خوشخوانی قرآن تأکید شده است. از پیامبر(ص) نقل شده است:
زَيِّنُوا الْقُرْآنَ بِأَصْوَاتِكُمْ
«قرآن را با صداهای خود زینت دهید.»
این روایت در منابعی مانند سنن ابیداود، کتاب الوتر و سنن ابنماجه نقل شده است.
همچنین مضمونهایی مانند:
«خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آنکه صدایی نیکو داشت»
در برخی منابع روایی نقل شده است.
البته خوشخوانی قرآن به معنای موسیقیخوانی به مفهوم امروزی نیست و نمیتوان از این روایات مستقیماً جواز همه انواع موسیقی را نتیجه گرفت. اما این احادیث دستکم نشان میدهند که:
- زیبایی صوت در اسلام ذاتاً مذموم نیست؛
- تأثیر عاطفی صدا میتواند مثبت باشد؛
- صوت خوش میتواند وسیله هدایت، آرامش و ارتباط با خدا باشد.
بنابراین، مشکل نمیتواند صرفاً «موزونبودن صدا» یا «زیبایی نغمه» باشد؛ بلکه باید دید این توانایی در چه راهی به کار گرفته میشود.
۱۰. آیا پیامبر با شعر مخالف بود؟
در منابع اسلامی، پیامبر(ص) نهتنها شعر را بهصورت مطلق رد نکرد، بلکه از شاعرانی مانند حسان بن ثابت در دفاع از اسلام استفاده شد.
در روایات آمده است:
إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً
«برخی شعرها حکمتاند.»
این مضمون در صحیح بخاری، کتاب الأدب و منابع دیگر نقل شده است.
همچنین از امام علی(ع) و دیگر امامان نیز اشعار حکیمانه و ادبی فراوانی نقل شده است.
اگر قالب هنری شعر میتواند:
- حکمتآموز باشد؛
- از مظلوم دفاع کند؛
- عشق، معرفت یا حماسه را بیان کند؛
- یا موجب گمراهی و فساد شود،
پس درباره موسیقی نیز میتوان همین منطق را به کار برد. قالب، بهتنهایی ارزش اخلاقی نهایی را تعیین نمیکند؛ بلکه محتوا و اثر آن اهمیت دارد.
۱۱. تفاوت موسیقی، غنا، لهو و طرب
برای جلوگیری از آشفتگی مفهومی، این چهار واژه را باید جدا کرد.
۱۱.۱. موسیقی
موسیقی مجموعهای از صدا، نغمه، ریتم، هارمونی و سکوت سازمانیافته است. موسیقی میتواند:
- آرامبخش باشد؛
- حماسی باشد؛
- آیینی باشد؛
- درمانی یا آموزشی باشد؛
- برای فیلم و تئاتر استفاده شود؛
- یا در خدمت تبلیغ و سرگرمی قرار گیرد.
۱۱.۲. غنا
غنا در کاربرد فقهی معمولاً به شیوه خاصی از آواز گفته میشود که در نظر عرف، با مجالس لهو و لعب تناسب دارد. در بعضی برداشتهای اخلاقی و تفسیری، غنا به آواز یا موسیقیای گفته میشود که:
- انسان را از هدف اصلی زندگی دور کند؛
- شهوت و بیقیدی را تحریک کند؛
- زمینه گناه را فراهم سازد؛
- حقیقت را مسخره یا تحریف کند؛
- یا انسان را در بیهودگی غرق کند.
اما از نظر علمی باید گفت: تعریف «غنا» در فقه، در همه دیدگاهها صرفاً «محتوای پوچ» نیست؛ گاهی کیفیت اجرا و تناسب با مجالس لهو نیز در تعریف آن دخالت دارد.
۱۱.۴. طرب
در متون فقهی، «طرب» گاهی به حالتی گفته میشود که موسیقی انسان را از حالت عادی خارج میکند و موجب سبکشدن عقل، بیاختیاری یا تحریک شدید میشود. اما شادی، نشاط و لذت عاطفی معمولی الزاماً همان «طرب لهوی» نیست.
این نکته مهم است:
آرامش، شادی و تأثیر عاطفی موسیقی با بیخودی، تحریک شهوانی و ازخودبیگانگی یکسان نیست.
۱۲. دیدگاههای مختلف فقهی
۱۲.۱. دیدگاه احتیاطی یا تحریمی گسترده
برخی فقها با استناد به مجموعهای از روایات، غنا را حرام میدانند و موسیقیهایی را که به نظر عرف مناسب مجالس لهو و لعب است نیز ممنوع میشمارند.
در این دیدگاه، معیارهایی مانند موارد زیر اهمیت دارد:
- نوع آهنگ؛
- سبک اجرا؛
- فضای رایج اجتماعی؛
- کاربرد آن در مجالس فساد؛
- تحریک شهوت یا بیقیدی؛
- و احتمال دورشدن از یاد خدا.
این دیدگاه معمولاً میان «موسیقی علمی یا غیرلهوی» و «موسیقی لهوی» تفاوت میگذارد، اما تعریف مصداقها را به عرف یا تشخیص فرد مکلف واگذار میکند.
۱۲.۲. دیدگاه تفکیکی
بر اساس این دیدگاه، باید میان موارد زیر فرق گذاشت:
- موسیقی؛
- غنا؛
- محتوای حرام؛
- مجلس گناه؛
- و رفتارهای همراه موسیقی.
بنابراین ممکن است یک اثر موسیقایی بهدلیل محتوای پاک و کارکرد سالم، مجاز باشد؛ اما اثر دیگری بهدلیل ترویج شهوت، خشونت، فریب یا بیهودگی، حرام یا دستکم اخلاقاً ناپسند باشد.
۱۲.۳. دیدگاه قرآنمحور و اخلاقی
برخی پژوهشگران و نواندیشان دینی معتقدند که قرآن موسیقی را بهطور ذاتی موضوع حرمت قرار نداده است. به نظر آنان، آیات قرآن بر این امور تمرکز دارند:
- گمراهکردن مردم؛
- سخن باطل؛
- تمسخر حقیقت؛
- بیهودگی؛
- تحریک به فساد؛
- غفلت از مسئولیت؛
- و پیروی از شهوت و ظلم.
پس هر نوع موسیقی باید براساس این معیارها ارزیابی شود، نه صرفاً براساس وجود ملودی یا ساز.
۱۳. آیا میتوان گفت «موسیقی هیچ مشکلی ندارد مگر اینکه غنا باشد»؟
این جمله از نظر جهتگیری کلی قابل فهم است، اما برای دقت بیشتر باید اصلاح شود.
اگر منظور از «غنا» این باشد:
موسیقی یا آوازِ لهوی، فاسد، گمراهکننده و دورکننده انسان از حقیقت،
موسیقی یا آوازِ لهوی، فاسد، گمراهکننده و دورکننده انسان از حقیقت،
آنگاه میتوان گفت:
موسیقی در ذات خود نه حرام است و نه مقدس؛ ارزش آن به محتوا، شیوه اجرا، هدف و نتیجهاش بستگی دارد.
اما اگر «غنا» را به معنای اصطلاح فقهی دقیق بگیریم، باید توجه کرد که برخی فقها غنا را فقط به محتوای بد محدود نمیکنند، بلکه کیفیت خاص آواز و تناسب آن با مجالس لهو را نیز در نظر میگیرند.
پس صورت دقیقتر این است:
در قرآن، حرمت صریحی برای اصل موسیقی بهصورت کلی نیامده است. آنچه بهشدت نکوهش شده، لهوِ گمراهکننده، سخن باطل، مجالس فساد و هر چیزی است که انسان را از حقیقت و مسئولیت دور کند. در فقه، بسیاری از فقها این معیارها را درباره «غنا» و موسیقی لهوی به کار بردهاند؛ هرچند در تعریف دقیق غنا و محدوده حرمت آن میان دانشمندان اختلاف وجود دارد.
۱۴. معیارهای تشخیص موسیقی سالم از موسیقی لهوی
برای ارزیابی یک اثر موسیقایی میتوان چند پرسش مطرح کرد:
۱۴.۱. محتوای اثر چیست؟
آیا اثر:
- دروغ و فریب را ترویج میکند؟
- خیانت و ظلم را عادی جلوه میدهد؟
- انسان را تحقیر میکند؟
- خشونت و نفرت را تبلیغ میکند؟
- شهوت و بیقیدی را هدف اصلی قرار میدهد؟
- یا درباره عشق، امید، رنج، آزادی، عدالت و زیبایی سخن میگوید؟
۱۴.۲. هدف تولید و مصرف آن چیست؟
آیا هدف:
- هنر و بیان احساس است؟
- آرامش و استراحت است؟
- آموزش و تربیت است؟
- تقویت روحیه و همبستگی است؟
- یا صرفاً تحریک، استثمار، فریب و فروش لذت لحظهای است؟
۱۴.۳. اثر آن بر انسان چیست؟
آیا موسیقی:
- آرامش ایجاد میکند؟
- انسان را به فکر وادار میکند؟
- امید و انگیزه میدهد؟
- یا موجب پرخاشگری، بیقیدی، اعتیاد، شهوتزدگی و غفلت دائمی میشود؟
۱۴.۴. آیا باعث ترک وظایف میشود؟
اگر فردی آنقدر در موسیقی غرق شود که:
- نماز و وظایف خود را ترک کند؛
- حق خانواده و کار را ضایع کند؛
- از تحصیل و مسئولیت فرار کند؛
- یا به وابستگی روانی برسد،
مشکل فقط در موسیقی نیست؛ بلکه در تبدیلشدن آن به ابزار غفلت و ترک مسئولیت است.
موسیقی در یک کنسرت خانوادگی، مراسم فرهنگی یا برنامه هنری با موسیقی در مجلسی همراه با شراب، فحشا و فساد از نظر اخلاقی و اجتماعی یکسان نیست.
در ارزیابی دینی، «موسیقیِ جداشده از زمینه» با «موسیقی در یک مجلس کامل» ممکن است حکم و اثر متفاوتی داشته باشد.
۱۵. اصل اباحه در امور دنیوی
یکی از قواعد مهم در فقه و اندیشه اسلامی، اصل برائت یا اصل اباحه است. مضمون این قاعده آن است که در امور عادی زندگی، تا زمانی که حرمت چیزی با دلیل معتبر ثابت نشده باشد، نمیتوان آن را خودبهخود حرام دانست.
قرآن میفرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ
«بگو چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟»
سوره اعراف، آیه ۳۲
و نیز میفرماید:
وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَٰذَا حَلَالٌ وَهَٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
«بهسبب دروغی که زبانهایتان میسازند نگویید این حلال است و آن حرام، تا بر خدا دروغ ببندید.»
سوره نحل، آیه ۱۱۶
این آیات هشدار میدهند که نسبتدادن حرمت به خداوند نیازمند دلیل است. از اینجا میتوان نتیجه گرفت که:
- نمیتوان صرفاً بهدلیل خوشایندبودن یک صدا آن را حرام دانست؛
- نمیتوان هر هنر یا سرگرمی را مساوی فساد گرفت؛
- باید دلیل، موضوع و شرایط حکم روشن باشد.
البته طرفداران حرمت غنا معتقدند که روایات معتبر و تفسیر برخی آیات، دلیل کافی برای حرمت نوع خاصی از غنا فراهم میکند. بنابراین، اختلاف اصلی بر سر دامنه و اعتبار این ادله است، نه بر سر اینکه اسلام با فساد و گمراهی مخالف است.
۱۶. آیا موسیقی میتواند ارزش دینی داشته باشد؟
موسیقی میتواند از نظر اخلاقی و انسانی ارزشمند باشد، اگر:
- انسان را به امید و شجاعت دعوت کند؛
- رنج انسانها را بیان کند؛
- از عدالت و آزادی دفاع کند؛
- موجب آرامش بیمار و سوگوار شود؛
- فرهنگ و هویت انسانی را حفظ کند؛
- انسان را به طبیعت و آفرینش متوجه سازد؛
- یا احساسات پاک انسانی را پرورش دهد.
قرآن با هنر بهعنوان هنر مخالفت نکرده است. آنچه قرآن با آن مبارزه میکند، دروغ، فریب، فساد، ظلم، تکبر، شهوترانی بیمهار و گمراهی است.
از این نظر میتوان گفت:
موسیقی مانند زبان است. زبان میتواند قرآن بخواند، دانش بیاموزد، دلجویی کند یا دروغ بگوید. خودِ توانایی سخنگفتن حرام نیست؛ آنچه اهمیت دارد، محتوای سخن و کاربرد آن است. موسیقی نیز میتواند وسیله تعالی یا وسیله سقوط باشد.
۱۷. پاسخ به چند استدلال رایج
استدلال اول: «چون موسیقی انسان را از خدا غافل میکند، پس همه آن حرام است»
پاسخ این است که هر چیزی ممکن است انسان را از هدف اصلی دور کند؛ حتی مال، تجارت، خواب، ورزش، تلفن همراه یا گفتوگوی معمولی. ملاک این نیست که یک چیز گاهی موجب غفلت شود، بلکه باید دید:
- آیا ذات آن فقط غفلت است؟
- یا میتواند کاربرد مفید و متعادل هم داشته باشد؟
- آیا فرد وظایف خود را بهخاطر آن ترک میکند؟
اگر معیار «امکان غفلت» باشد، تقریباً همه امور زندگی باید ممنوع شوند.
استدلال دوم: «در زمان خلفا موسیقی با فساد همراه بود، پس ذاتاً حرام است»
همراهی تاریخی یک پدیده با فساد، دلیل قطعی بر حرمت ذاتی آن نیست. بسیاری از امور مانند شعر، ثروت، سیاست، غذا و لباس نیز گاهی در خدمت فساد قرار گرفتهاند، اما ذاتاً حرام نشدهاند.
باید میان این دو فرق گذاشت:
- موسیقیای که در مجلس فساد برای تحریک گناه به کار میرود؛
- موسیقیای که در محیط سالم برای هنر، آرامش یا بیان احساس استفاده میشود.
استدلال سوم: «هر چیزی که لذت ایجاد کند حرام است»
اسلام با لذتهای پاک مخالف نیست. قرآن از نعمتهای پاکیزه سخن میگوید و شادی در مناسبتهایی مانند عید و ازدواج در منابع اسلامی جایگاه دارد. مشکل، لذتگرایی بیمهار و لذتی است که به ظلم، اعتیاد، شهوتپرستی یا نابودی شخصیت منجر شود.
استدلال چهارم: «غنا یعنی هر صدای خوش و موزون»
اگر غنا را فقط به معنای صدای خوش بدانیم، تلاوت زیبای قرآن، اذان خوشصدا، شعرخوانی و آوازهای مباح نیز باید حرام شمرده شوند؛ درحالیکه در منابع اسلامی بر حسن صوت تأکید شده است.
به همین دلیل، فقهای بسیاری غنا را اصطلاحی خاصتر از صرف «صدای خوش» دانستهاند.
۱۸. جمعبندی قرآنی و روایی
با بررسی آیات و روایات میتوان چند نتیجه به دست آورد:
نتیجه اول: قرآن موسیقی را بهصورت مطلق نام نبرده است
در قرآن آیهای وجود ندارد که همه انواع موسیقی را بدون توجه به محتوا و اثر، حرام اعلام کند.
نتیجه دوم: قرآن با لهوِ گمراهکننده مخالف است
آیه سوره لقمان درباره «لهو الحدیث» در زمینه گمراهکردن از راه خدا و تمسخر حقیقت سخن میگوید. بنابراین، هر موسیقیای که چنین کارکردی داشته باشد، میتواند مشمول نکوهش قرآنی شود.
نتیجه سوم: غنا در روایات معمولاً در کنار فضای لهو و فساد مطرح شده است
بخشی از روایات، غنا را در زمینه مجالس عیاشی، آوازهای شهوانی و سرگرمیهای گمراهکننده نکوهش میکنند.
نتیجه چهارم: آواز و ریتم در همه شرایط ممنوع نبوده است
روایات عید و عروسی، آواز و دف در شرایط خاص را نشان میدهند. این امر دستکم با نظریه حرمت ذاتی و بدون استثنای هر نوع صوت و ریتم سازگار نیست.
نتیجه پنجم: در فقه درباره محدوده غنا اختلاف وجود دارد
برخی فقها غنا را به کیفیت خاص آواز و تناسب با مجالس لهو تعریف میکنند؛ برخی دیگر تأکید بیشتری بر محتوا، هدف و اثر اجتماعی دارند.
نتیجه ششم: محتوا و نتیجه اخلاقی اهمیت اساسی دارد
موسیقیای که انسان را به خشونت، فساد، شهوتپرستی، بیهودگی، دروغ و ترک مسئولیت سوق دهد، از دیدگاه اخلاق اسلامی قابل دفاع نیست؛ اما موسیقی سالم و هدفمند را نمیتوان بدون دلیل کافی با آن یکسان دانست.
نتیجه نهایی
با توجه به قرآن، روایات و اختلاف دیدگاههای فقهی، میتوان این جمعبندی را ارائه کرد:
اسلام با اصل صدا، نغمه، آهنگ، شعر و هنر مخالفت مطلق ندارد. آنچه در قرآن و روایات بهشدت نکوهش شده، لهوِ گمراهکننده، سخن باطل، سرگرمیِ فسادآور، مجالس شهوت و چیزی است که انسان را از حقیقت، اخلاق، مسئولیت و یاد خدا دور کند.
بر این اساس، موسیقی را باید از «غنا» و «لهوِ حرام» تفکیک کرد. موسیقی در ذات خود یک ابزار است؛ مانند زبان، قلم یا تصویر. ارزش آن به کاربردش وابسته است.
موسیقی میتواند:
- آرامشبخش یا اضطرابآور باشد؛
- امیدآفرین یا پوچگرا باشد؛
- اخلاقساز یا فسادآور باشد؛
- انسان را به تفکر وادارد یا از مسئولیت فراری دهد؛
- در خدمت عشق، عدالت و معنویت باشد یا در خدمت شهوت، فریب و گمراهی.
بنابراین، صورت دقیق و منصفانه این نتیجه چنین است:
موسیقی بهعنوان هنر و نغمه، دلیلی برای حرمت مطلق ندارد؛ اما هرگاه به غنای لهوی، محتوای فاسد، ابزار گمراهی یا عامل غفلت و ترک مسئولیت تبدیل شود، از نظر قرآن و اخلاق اسلامی مذموم و در دیدگاه بسیاری از فقها حرام است.
در این نگاه، «غنا» نه صرفاً هر صدای خوش، بلکه موسیقی یا آوازی است که از مسیر متعادل هنر خارج شود و به ابزاری برای پوچی، شهوتپرستی، گمراهی، بیهودگی و لهو تبدیل گردد. معیار نهایی، شناخت دقیق موضوع، محتوای اثر، شیوه اجرا، فضای استفاده و تأثیر آن بر انسان است؛ نه صرف وجود ساز یا آهنگ.
منابع اصلی برای مطالعه
- قرآن کریم:
- سوره لقمان، آیه ۶؛
- سوره اسراء، آیه ۶۴؛
- سوره مؤمنون، آیات ۳ و ۴؛
- سوره فرقان، آیه ۷۲؛
- سوره شعراء، آیات ۲۲۴ تا ۲۲۷؛
- سوره اعراف، آیه ۳۲؛
- سوره نحل، آیه ۱۱۶.
- منابع روایی شیعه:
- محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ابواب مربوط به غنا و معیشت؛
- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه؛
- شیخ طوسی، تهذیب الأحکام و الاستبصار؛
- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ابواب مربوط به غنا و آلات لهو.
- منابع روایی اهلسنت:
- صحیح بخاری، کتاب العیدین و کتاب النکاح؛
- صحیح مسلم، کتاب صلاة العیدین؛
- سنن ابیداود، کتاب الأدب و الوتر؛
- سنن ابنماجه؛
- مسند احمد بن حنبل.
- منابع تفسیری:
- تفسیر طبری؛
- تفسیر قرطبی؛
- تفسیر ابنکثیر؛
- المیزان فی تفسیر القرآن؛
- مجمعالبیان؛
- تفسیر نمونه.

